eitaa logo
شماره "۱"
211 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
115 ویدیو
8 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://daigo.ir/secret/21657559098
مشاهده در ایتا
دانلود
پسر در گِل دو زانو نشست، باران آنقدر خیسش کرده بود که حتی از مژه‌هایش هم آب می‌چکید. کت پسر و لباس‌هایش گلی شدند، اما او اهمیتی نمی‌داد. پسر تنها به چشمان دختری که روبه‌رویش ایستاده، خیره شده بود. او جعبه‌ای کوچک درآورد و به دختر گفت:《آیا حاضری زیر اشک‌های آسمان به من قول دهی که اشک‌هایت را با من تقسیم کنی؟ آیا با من ازدواج می‌کنی؟》 دختر سعی کرد ذوقش را پنهان کند و گفت:《تو نباید دوتا زانو‌هات رو بذاری رو گل، باید یه زانو بشینی. آره من حاضرم اشک‌هام رو باهات شریک بشم. اما تو باید برام خنده بسازی.》 برای یک آبی کمرنگ از طرف شماره "۱"
پسری قلب مرا ربود، او مرا عاشق خودش کرد و روزهای طولانی در امید غرقم کرد. من هر شب با رویای او می‌خوابیدم و هر روز به امید دیدنش از جایم بلند می‌شدم. از ابتدای دیدنش شروع کردم به دوست داشتن دنیا و آدم‌ها، همه‌ی چیزهای بد را ز خود دور کردم و به جهان عشق ورزیدم. اما نمی‌دانستم که او این احساس را ندارد. دفترچه خاطرات عزیزم او رفت و مرا در تاریکی و رنج ترک گفت، او رفت و قلب مرا به گونه‌ای با خودش برد که من همه جا به دنبال آن گشتم اما هیچ نیافتم. حالا در من خلایی وجود دارد که با هیچ پر نمی‌شود. برای Lethe از طرف شماره "۱"
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کسی که جا نموند؟ ببخشید اگه بد شد کوتاه شد بلند شد امیدوارم دوست داشته باشید✨ مرسی که شرکت کردیدد
https://eitaa.com/station34/2609 چشممم میشه فردا؟ الان نمی‌تونم👈👉
هدایت شده از 𝖫𝖾𝗍𝗁𝖾́
همیشه اشتباه می‌کنم.
شماره "۱"
همیشه اشتباه می‌کنم.
همیشه خیال می‌کنم کار درست می‌کنم، اما اشتباه می‌کنم.
در طوفان کابوس‌ها، شجاعت جایی برای رفتن نداشت، هر طرف که می‌رفت کابوسی چنگ می‌انداخت و تکه‌ای از کشتی‌اش می‌برد. هربار ضعیف و ضعیف‌تر می‌شد، نمی‌دانست چه زمانی تمام می‌شود. نمی‌دانست چه زمانی در کابوس‌ها غرق می‌شود و آنها او را تبدیل به ترس می‌کنند. نمی‌دانست...
"همیشه نمی‌تونی خوب باشی." فکر می‌کنم بعضیا بهش احتیاج داشته باشن.
من... دیگه... نمی‌تونم... تحمل... کنم. دیگه نمی‌تونم تحمل کنم آدما همش از راه برسن و یه چیزی بهم بگن! من دیگه نمی‌تونم تحمل کنم همش ذوق یه چیزی کنم و اون درست پیش نره! نمی‌تونم تحمل کنم همش برای هدفم تلاش می‌کنم اما کل دنیا یه کاری می‌کنه بهش نرسم! من خسته شدم انقدر گفتم چشم، انقدر گذشتم، انقدر دنبال امید بودم، انقدر خودمو با بقیه مقایسه کردم، انقدر تنها موندم، انقدر مسخره شدم. دیگه نمی‌تونم...
امروز روز خوبی بود، روز سفید، زرد، نارنجی شب همگی به خیر، رویاهایی به رنگ امروز من ببینید✨
هدایت شده از شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)