یک جمله در دفترچهام دارم که به خود قول دادهام تا آخر عمرم آن را در تمامی روزهایی که مینویسم بیاورم. جملهام یک راز است، بین خودم و خودم.
هدایت شده از شماره "۱"
پسری قلب مرا ربود، او مرا عاشق خودش کرد و روزهای طولانی در امید غرقم کرد. من هر شب با رویای او میخوابیدم و هر روز به امید دیدنش از جایم بلند میشدم.
از ابتدای دیدنش شروع کردم به دوست داشتن دنیا و آدمها، همهی چیزهای بد را ز خود دور کردم و به جهان عشق ورزیدم.
اما نمیدانستم که او این احساس را ندارد. دفترچه خاطرات عزیزم او رفت و مرا در تاریکی و رنج ترک گفت، او رفت و قلب مرا به گونهای با خودش برد که من همه جا به دنبال آن گشتم اما هیچ نیافتم.
حالا در من خلایی وجود دارد که با هیچ پر نمیشود.
برای Lethe
از طرف شماره "۱"
𝖫𝖾𝗍𝗁𝖾́
پسری قلب مرا ربود، او مرا عاشق خودش کرد و روزهای طولانی در امید غرقم کرد. من هر شب با رویای او میخو
ممنونم ویدارر😭ممنونم از شماره ۱
یک مرگ بیصدا:)))))