eitaa logo
شماره "۱"
216 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
122 ویدیو
8 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://daigo.ir/secret/21657559098 اگر باد نبود، بسوزونید🔥: https://abzarek.ir/service-p/msg/2452108
مشاهده در ایتا
دانلود
حلول ماه مبارک رمضان رو به همگی تبریک میگم، واقعا که این ماه یه حس و حال دیگه داره✨✨
چرا یچیزی میگم لفت میدین ولی فعالیت نمیکنم بیشتر میشین؟!
چه جالب من کاری کنم نکنم فعالیت کنم حرف بزنم لفته هست😂 خیلیم زیاد هست
خیله خب بریم سراغ متن بعدییی
📪 پیام جدید یه روز بارونی، پالتوی زرد، دیدن کسی که قبلا عاشقش بودی، چکمه های قرمز
اینو باید بنویسم
یکم شور و اشتیاق از خودتون نشون بدید دیگه😔😑
📪 پیام جدید متنا رو تو چنل هم میتونی بفرستی اگه زحمتی نیست؟:) ~~~ هنوز چیزی ننوشتم که بفرستم😂 وگرنه قبلیه رو فرستادم می‌تونی ببینی
شماره "۱"
📪 پیام جدید یه روز بارونی، پالتوی زرد، دیدن کسی که قبلا عاشقش بودی، چکمه های قرمز #دایگو
هنری با پالتوی زرد در ایستگاه اتوبوس نشسته و منتظر اتوبوس بود. باران با مهربانی سقف ایستگاه را لمس می‌کرد و خیابان‌ها خالی از هرگونه زندگانی بودند. هنری تلفنش را از جیب درآورد، و وارد صفحه چتش با عشق سابقش شد. از سه سال پیش که از هم جدا شده بودند، این کارِ هر روزش بود. شروع کرد به خواندن چند تا از پیام‌ها. عشقش، لوسی نوشته بود:《سلیقه‌ت در حد کارتون خواباست😭😂》 و عکس کادویی را که هنری برایش خریده بود، فرستاده بود. یک جفت چکمه قرمز. تلفن با باز شدن عکس چکمه‌ها از دست هنری افتاد. از بعد آن‌روز دیگر آن چکمه‌ها را ندیده بود. نفس عمیقی کشید و تلفن را دوباره برداشت. هنری در پاسخ نوشته بود:《سال بعد پالتوی زرد برات می‌خرم، بعدش برای هزارمین بار فیلم It رو می‌بینیم.》 اما لوسی پیشی گرفت و اول خودش برای هنری پالتوی زرد خرید. ولی لوسی فرصت نکرد که با هنری فیلم را ببیند، کامیون حامل لبنیات امانش نداد. هنری نمی‌دانست سرنوشت تمام چکمه‌های قرمز، آلوده شدن به خون است. تلفنش را خاموش کرد و سوار اتوبوس تازه رسیده شد. اما لوسی هم نمی‌دانست که سرنوشت تمام پالتوهای زرد نیز خون‌آلود شدن است. آنها باز به یکدیگر رسیدند، اما نه در این دنیا. من واقعا آرزو می‌کنم در دنیای دیگر تلوزیون باشد، چون لوسی باید It ببیند و جیغ بکشد، باید محکم بازوی هنری را بگیرد و هنری هم او را در آغوش بکشد‌ ما بر سر قبر آنها پالتوی زرد خونی و چکمه‌ی پاره می‌گذاریم و می‌نویسیم: شاید در جهانی دیگر، تلوزیون It پخش کند، شاید پالتوی زرد و چکمه‌های قرمز، خونی نشده، کنار هم قرار گیرند، و آنها بهم برسند. شاید در جهانی دیگر.
نظراتتون رو شنوام
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینو ببینیدددد😭😭😭✨✨