ولی الان نمیخوام برم سراغ جلد سه
یکم ریدینگ اسلامپ شدم میخوام یه چیزی بخونم دوباره برم گردونه به کتابخونی.
بین یاد او از کالین هوور و جلد چهار دونده هزارتو و بارون درختنشین (پیداش کردمم) و دختری با هزاران زخم موندم.
کسی ایدهای داره؟
سلام هستی حرف بزنیم؟ اگه حوصله داری... چرا دروغ، غم عالم نشسته تو دلم
~~~~
آره آره
چی شده؟
https://eitaa.com/Nummer_ett/12461 خستمه از دنیا، دارم زندگی رو نمیتونم... میدونستم نباید دوباره بهشون اعتماد ننم، ولی من خر گفتم این بار هم بزار بهش اعتماد کنم. تا وقتی خودم پرس و جو نکنم هیچکس راستشو بهمنمیگه، بعدش میگن چرا باور نمیکنی. خدایا متنفرم از آدما، اینا چه سمی بود خلق کروی عاخه قربونت برم؟
~~~
ببین درکت میکنم، اینکه خسته شدی و ناراحتی رو درک میکنم نمیدونم دقیق چه اتفاقی افتاده پس نمیتونم دقیق کمک کنم ولی... فقط ادامه بده خب؟ چون چاره دیگهای نداری همه ناامید میشن ولی باید ادامه بدن و تو اون ادامههه دوباره امیدوار میشن... میدونم دارم چرت میگم ولی میخوام یه چیزی گفته باشم.
شماره "۱"
ما یه نقشه داریم، شیش تا سنگ و یه شانس.
هرکس ممکنه توی راهی که انتخاب میکنه زمین بخوره ثور. اعمال یه نفر، یه قهرمان، تو این تعریف میشه که چطوری میتونه خودش باشه.
شماره "۱"
یک روح دربرابر یک روح.
و فقط یه مارول فن میدونه کدوم دو تا روح فدا شدن.