eitaa logo
شماره "۱"
350 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
176 ویدیو
16 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://daigo.ir/secret/21657559098 اگر باد نبود، بسوزونید🔥: https://daregooshy.ir/secret/9412477
مشاهده در ایتا
دانلود
شماره "۱"
اسپایک از پله‌ها پایین رفت، لباس‌های ویل یا وین _او نمی‌دانست کدام_ برایش کمی گشاد بودند. پیراهنش آز
شارلوت نیز تمام توجهش به اسپایک بود، هر چند ثانیه یکبار به او نگاه می‌کرد و با دقت و لبخند او را بررسی می‌کرد. کمی که از غذا گذشت، کلانتر گلویش را صاف کرد که باعث شد آشپزخانه در سکوت فرو برود. او به اسپایک نگاه کرد و گفت:《گمون کنم به اندازه کافی انرژی گرفته باشی.》 وی هشدار داد:《شان الان وقتش...》 《چرا اتفاقا الان وقتشه. خیله خب بچه بگو ببینم از کجا اومدی، خانواده‌ت کجان و چرا فرار کردی و این وضعی هستی.》 اسپایک با یادآوری روزهای گذشته‌ قلبش به درد آمد و زخم روی سینه‌ و شکمش که دسترنج ماریسو بود، سوخت. او متقابلا با سرسختی به چشمان محکم همچو سنگ کلانتر نگاه کرد و گفت:《از لندن میام و خانواده‌ای ندارم‌.》 شارلوت و دوقلوها با حیرت به او نگاه کردند و وی دستش را به نشانه نگرانی روی دهانش گذاشت. اسپایک دقت کرد، اخم کلانتر فقط کمی کمتر شد. کلانتر گفت:《پس از پرورشگاه فرار کردی؟》 اسپایک پاسخ داد:《تو خیابون زندگی می‌کنم.》 کلانتر گفت:《تنها؟》 《چه فرقی می‌کنه؟》 اسپایک هر لحظه بیشتر از این مرد بدش می‌آمد. کلانتر دندان‌هایش را به هم فشرد:《فرقش اینه که باید بدونم کجا باید تحویلت بدم. به پرورشگاه یا کس و کارت تو خیابون.》 اسپایک اخم کرد:《به هیچکس. من نه میرم پرورشگاه نه کس و کار دارم.》 کلانتر خواست حرفی بزند که وی گفت:《کافیه شان. کافیه. ناهارتونو بخورید.》 اما آن غذا دیگر برای اسپایک مثل قبل نبود. بعد از ناهار همه پراکنده شدند، شارلوت با اصرار مادرش به اتاقش رفت تا تکالیفش را انجام دهد و دوقلوها رفتند تا کمی بیشتر آتش بسوزانند. اما کلانتر برخلاف خواست وی به اسپایک گفت جایی نرود تا با او به کلانتری برود. حالا اسپایک پشت دیوار آشپزخانه ایستاده بود و استراق‌سمع می‌کرد. وی با پچ‌پچ و عصبانیت گفت:《اون بچه ترسیده و خسته‌ست، اون یه بچه‌ست شان.》 《و باید بره جایی که بهش تعلق داره، و اونجا دریمز گریویارد نیست.》 《می‌تونه باشه.》 《وی من می‌دونم تو دلت براش می‌سوزه ولی تو پرورشگاه همه‌چیز هست، اون می‌تونه یه زندگی جدید شروع کنه.》 《می‌تونه این زندگی رو اینجا شروع کنه، کنار ما.》 《اون تو خیابون زندگی می‌کرده وی، کنار دزدا و خلافکارا، چطوری می‌تونی با خیال راحت بذاری کنار بچه‌هات بخوابه؟》 《تو اصلا به چشماش نگاه کردی؟ به قیافه و زخماش؟》 دستی بر شانه اسپایک زد و او را از جا پراند. وین با زخم روی صورتش دست اسپتیک را گرفت و او را از آشپزخانه دور کرد:《با گوش دادن به دعواهاشون فقط اعصابت بهم می‌ریزه، هیچوقت به حرفاشون تو دعوا عمل نمی‌کنن. برنده همیشه مامانمه. بابام مرد سرسختیه ولی نه جلوی مامانم.》 اسپایک گفت:《ولی فکر نکنم این دفعه مامانت برنده بشه.》 آن‌ها از خانه وارد حیاط شدند، پسر دیگر روی زمین به شکم دراز کشیده بود و به لاکپشت جلویش نگاه می‌کرد که به پشت افتاده و سعی می‌کرد از جا بلند شود. وین دست اسپایک را رها کرد و کنار ویل نشست:《دوست جدیدمون میگه این دفعه دعوا رو بابا می‌بره.》 ویل بدون آنکه از لاکپشت چشم بگیر گفت:《عمرا، آخرین باری که بابا دعوا رو برد وقتی بود که اون اتفاق واسه شارلوت افتاد. تازه اون موقع هم مامان چون حوصله بحث نداشت گذاشت بابا ببره.》 اسپایک با کنجکاوی پرسید:《چه اتفاقی؟》 وین لاکپشت را صاف کرد و گفت:《ما درباره‌ش حرف نمی‌زنیم شارلوت خوشش نمیاد.》
شما که عکس ندادید ولی خب_
هدایت شده از شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)
هدایت شده از Daily Wizards📜
Is that you,ادمین هیس طوری?😭😂
هدایت شده از Daily Wizards📜
ویدار میشه اینو فوروارد کنی طرف ببینه که بدونم واقعا از رو هیس طوری اسمشو گذاشته یا نه💔😂
هدایت شده از زنجان نیوز
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😭😭😭😭😭😭😭😭 یک پلیس اسرائیلی روز شنبه در جریان اعتراض به سفارت آمریکا در اورشلیم ، روی بدن کودک فلسطینی نشست و کودک فلسطینی را خفه کرد و کشت پسر بی گناه حتی قبل از مرگ، شهادتین را خواند. علیرغم تلاش های فراوان گروه ها برای بارگذاری این ویدئو در شبکه های مجازی ، به طور مداوم از تمام شبکه های سراسری حذف و حذف می شود. لطفا این ویدئو را در سطح بالا در هر پیام رسانی که دستتان میرسد پخش کنید تا به همه رسانه ها برسد. اگر دیدیدم یادمان باشد وظیفه داریم . این وظیفه بزرگ بر عهده فرزندان مسلمان است.......
شماره "۱"
😭😭😭😭😭😭😭😭 یک پلیس اسرائیلی روز شنبه در جریان اعتراض به سفارت آمریکا در اورشلیم ، روی بدن کودک فلسط
آره اگه هنوزم باور نکردید با چشای خودتون ببینید. اگه خودتونو زدید به خواب با چشای خودتون ببینید، اگه سال‌ها فلسطین براتون کافی نبود، اگه میناب و دنا براتون کافی نبود، اگه اپستین براتون کافی نبود حالا اینو ببینید. نمی‌دونم کی می‌خواید بفهمید اونا قرار نیست کمک کنن، اونا اصلا بلد نیستن کمک کنن، اونا فقط خودشونو نجات میدن و به خاطرش همه‌چیزو نابود می‌کنن. نمی‌دونم کی می‌خواید بفهمید اونا یه مشت کودک‌کش قاتل و روانین.
هدایت شده از  بازم‌مارو‌خواستید@Mentally_Unstableبزنید
هدایت شده از  بازم‌مارو‌خواستید@Mentally_Unstableبزنید
هدایت شده از  بازم‌مارو‌خواستید@Mentally_Unstableبزنید