از جایی به بعد دیگر خسته نمیشد، فقط حس میکرد. گویند هر آنکس که زیاد درد کشد دیگر حس نمیکند، دروغ میگویند.
اتفاقا آنکس بیشتر حس میکند، خیلی زیاد. بلندتر میخندد و سریعتر میگرید.
او آنقدر حساس شده که دیگر طاقت مقاومت ندارد.
شماره "۱"
از جایی به بعد دیگر خسته نمیشد، فقط حس میکرد. گویند هر آنکس که زیاد درد کشد دیگر حس نمیکند، دروغ
گفت:《تو چه میدانی درد چیست؟》
گفتم:《تو با گِل ساخته شدی من با درد. تو چه میدانی درد چیست؟》
پاسخ داد:《تو با درد ساخته شدی من درد را تنفس میکنم.》
شماره "۱"
گفت:《تو چه میدانی درد چیست؟》 گفتم:《تو با گِل ساخته شدی من با درد. تو چه میدانی درد چیست؟》 پاسخ داد
نمیدانم چگونه بعضیها هنوز میتوانند بخندند؟ چگونه وقتی میخندند سینهشان تیر نمیکشد و قلبشان سنگین نمیشود؟
شماره "۱"
نمیدانم چگونه بعضیها هنوز میتوانند بخندند؟ چگونه وقتی میخندند سینهشان تیر نمیکشد و قلبشان سنگی
عادتش بود با کلمات بازی کند. روزی گفت:《درد را از هر طرف بخوانی از رنجش نمیکاهد.》
روز دیگر گفت:《نمیدانم چرا مردم از مرگ هراس دارند، مرگ را که بر عکس کنی گرم میشود.》
و فردایش گفت:《برعکس گنج، جنگ است. همانطور که همه سرش جنگ میکنند.》
شماره "۱"
عادتش بود با کلمات بازی کند. روزی گفت:《درد را از هر طرف بخوانی از رنجش نمیکاهد.》 روز دیگر گفت:《نمی
لبخند غمگین میزنم:《حالا میفهمی چرا هیچکس دور و ورم نمیاد.》
شماره "۱"
لبخند غمگین میزنم:《حالا میفهمی چرا هیچکس دور و ورم نمیاد.》
نمیتوانی تا ابد مرا دوست بداری. هرکس مرا دوست داشت نابود شد، و به محض آنکه از دوست داشتنم رها شدند رشد کردند.
من آفتم، مانع رشدم.
شماره "۱"
نمیتوانی تا ابد مرا دوست بداری. هرکس مرا دوست داشت نابود شد، و به محض آنکه از دوست داشتنم رها شدند
نوشتههام کلیشهای شدن نمیخوام
چرا هر فیلم یا کتابی درباره هاکی هست یه چیز همجنس*گرایی داره🥀
آدم باشید دیگه خب من الان هاکی میخواممم
هدایت شده از لیلی کامبربچ~
لعنت به بغضی که تو گلو گیر میکنه
نه میره پایین نه میاد بالا