https://eitaa.com/Nummer_ett/15057 مدیا توروخدا منظوری نداشتم، ناراحت نشو، من همه پارتهای نظراتتو.خوندم آخه خیلی قشنگ نظر میدی آدم ذوق میکنه. اتفاقا دیشب کلی خندیدم و خوش گذشت. این شوخی بود. آدم با دوستاش شوخی میکنه دیگه، نه؟(البته اگه منو دوست خودت میدونی) #کرم_کتاب
~~~
دقیقااااا
دیشب خواب ایگی رو دیدم. اومده بود خونه مامانبزرگم داشتیم سالاد درست میکردیم، انگار شام مهمون داشتیم. بعد گویا من اشتباهی پیام داده بودم تو ناشناس کانال اسممو گفته بودم. بعد اسمم تو خواب پرنیان بود، اما خب تو واقعیت پرنیان نیست و ایگی منو به اسم خودم صدا میزد، اما اسمم پرنیان بود. (کاملا منطقی😂) حالا میخواستیم بهت زنگ اینو پاک کنی، رفته بودی خونه خالت، گوشیتم جا گذاشتی. بعد نمیدونم چرا مهمونا رفتن خونه اون یکی مامانبزرگم ماهم رفتیم اونجا.🤣🤣 #کرم_کتاب
~~~
جر واییی🤣🤣🤣🤣 سموممم
https://eitaa.com/Nummer_ett/14960 یه حسی بهم میگه دلیل اینکه اسپایک با لباس میخوابه اینه که نمیخواد جای پنجه سگ ها و زخم های که مربوط به دوران شاهزاده خیابان بودنشه رو به یاد بیاره یا براش مرور بشه #نایریکا
~~~
آخه چجوری انقدر باهوش شدیدددد
آره همینه البته یه جور دیگه ولی تقریبا به همین ربط داره
https://eitaa.com/Nummer_ett/15043 میدونی چیه، جالب اینه اگه والدین اینو بخونن میگن انقدر همه چیز داشته که پررو شده یا اینکه وقتی بچه انقدر سرکشه باید کنترلش کرد که آدم بشه. اصلا به این فکر نمیکنن که این بچه چی کشیده و چندبار احساساتشو زیر پا گذاشته و بالاخره فهمیده که هر کاری کنه پدرش راضی نمیشه تا این شده. من مطمئنم فردی پنج یا شش ساله همیشه هرکاری میکرده و منتظر تشویق بوده اما نه پدرش فقط میخواسته بهتر انجام بده. یه بار تو کتابای دوتا خفن یه همچین چیزی بود که نایلز به مایلز میگفت وقتی یه کار رو درست انجام میدادم هیچ اتفاقی نمیفتاد چون وظیفم بود که همه چی بی نقص باشه. اما یه نقص خیلی کوچیک کافی بود که دنیا به آخر برسه. (دقیق یادم نیست) من اون موقعها این جمله رو با تمام وجودم فهمیدم و بعدها متوجه شدم این واقعا حکایت زندگی خیلی از ادماست که درگیر رؤیاهای دیگران شدن. #کرم_کتاب
~~~
دقیقا متاسفانه این خیلی زیاده و واقعا باید درست بشه چون نتایجی که به بار میاره افتضاحه
هعی...
https://eitaa.com/Nummer_ett/15042 هعیییی یکی از اون یکی بدبخت تر. واقعا این لحن دستوری و امری پدر مادرا افتضاحه البته فقط هم والدین نیستن گاهی یسری فوضول هم تو فامیل هستن☺️ من خودم اگه بخوام کاری بکنم بعد یکی بهم با لحن دستوری بگه اینکار رو بکن پشیمون میشم از لجش انجام نمیدم😂 داستانت شاید موضوعش پسرای خیابان باشه اما شخصیتاش یجورایی عین خودمونن یه جورایی این که میتونیم داستان کسایی که تقریبا یجورایی مثل خودمون تحت فشار(نمیدونم متوجه شدی یا نه منظورم از تحت فشار و ... چیه) بهمون حس خوبی میده حس همدردی و هر اتفاق خوب و پایان خوبی که توی این داستان اتفاق بیوفته یجورایی به ما هم نوید پایان خوش میدههههههههههه😇 چقدر احساسی حرف زدم🤦🏻♀️ این کدوم بخش از وجود من بود؟😂 #النا
~~~
😂😂
آره میفهمم منظورتو ولی کی گفته قراره پایان این داستان خوش باشه_؟
دقت کردید الان فقط شخصیتهایی داریم که اضافه شدن؟ و هیچکس نمرده؟ اابته جز کلاغ
ولی خب من بالاخره یه شخصیت اصلی یا حتی دو سه تا که حذف میکنم...
https://eitaa.com/Nummer_ett/15068 اوم...وایسا... هوم کاملا منطقیه منتها تو بددهنی درک و غرغراشو رو نداری😂 #النا
~~~
آره دیگه اونو ندارم😁
https://eitaa.com/Nummer_ett/15041 «چون او باید پدرش را راضی نگه میداشت، همیشه خدا» «فردی مانند یک رعد و برق که هفت سال نباریده فریاد زد» خیلی خیلی قشنگ بود و میدونی با تمام وجودم درکش کردم #نایریکا
~~~
ممنونم و متاسفم که درکش کردی....
https://eitaa.com/Nummer_ett/15065 https://eitaa.com/Nummer_ett/15068 این دوتا پیامت اشکمو در اورد😥 بغللللللللللللللل🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂 #النا
~~~
شماره "۱"
https://eitaa.com/Nummer_ett/15065 https://eitaa.com/Nummer_ett/15068 این دوتا پیامت اشکمو در اورد😥
اه جوابم بد میوفته:
😭🫂🫂🫂+۱۰۰✨