یه جا آمات مجبور میشه تو تیم نوجوانان بازی کنه در صورتی که خودش بزرگسال بود، چون بزرگسال بود پشت لباسش اسم داشت.
وقتی دید بچه ها چجوری با حسرت به اسمش نگاه میکنن، یه چاقو برداشت و تو رختکن اسمشو از تو لباسش درآورد.
اونجا بکمن نوشت:"و همه دریافتند که آمات دیگر برای خودش بازی نمیکند."
میخوام بگم منم اسممو از مشت لباسم دراوردم.
همه بفهمن من دیگه واسه خودم نمیام ایتا
پس چه تو ناشناس پیام بدید چه ندید، چه نظر بدید چه ندید چه عکسا و نوشتههامو ببینید چه نه چه لفت بدید یا اضافه بشید، من دیگه برای خودم فعالیت نمیکنم که واسم مهم باشه...
320.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
https://eitaa.com/satsojen/2136
مینسمسنثمنثمص لطف داریییی