eitaa logo
شماره "۱"
372 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
210 ویدیو
18 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_oxe4875&btn=Vidar نوشته‌ها یکم مرتب‌تر میرن اینجا: https://eitaa.com/bearskin_16
مشاهده در ایتا
دانلود
منتظر چی هستی بفرست خبامبامیههیمهیجهیج
آوا نصفه اومد فکر کنم آیدیتو بذار بیام
گل را به زیر در سُراند و حالا سال ها می‌گذشت اما شارلوت ناامید نمیشد. عذاب وجدان قلبش آرام نمی‌گرفت. پروانه های قلبش سال ها بود که مرده بودند. منتظر دستی بود تا اجساد آنها را از قلبش بیرون بکشند. _حتی اگه هزار سالم بگذره، من بازم اینقد پشت در منتظر میمونم تا جوابمو بدی. سالگرد ساخته شدن تام و جری جوابمو ندادی، سالگرد ساختن پت و مت میام، اونموقع هم چیزی نگفتی، سالگرد ساختن پلنگ صورتی رو میام؛ اصن سالگرد همه ی انیمیشنا رو میام، هر بهونه ای که بتونم جور میکنم و دوباره میام. ما دوستیم. هرچی هم این قضیه رو انکار کنی نمیتونی خاطراتمونو از تو ذهنت پاک کنی. دوستا به هم زخم میزنن ولی برای هم زخم نمیشن، مگه نه؟ منم یه زخم بزرگ دارم گاس. زخمی که فقط با باز شدن این در خوب میشه. یه روز بالاخره جوابمو میدی، مطمئنم...
_کوین، مستر کوین، آهای کوین، از اسپایک به کوین، جواب بده بالاخره کوین سر و کله اش در آشپزخانه پیدا شد، یک مداد رنگی پشت گوشش گذاشته بود و یکی دیگر توی دستش بود. درحالی که داشت خودش را کنترل می‌کرد که داد نزند گفت: چه مرگته؟ مگه قرص کوین خوردی؟ یکم امون بده پاشم بیام، مگه بهت نگفتم نمیشه داد بزنم صدا می‌ره پایین؟ حالا چیکارم داری؟ اسپایک درحالی که لبخند شیطنت آمیزی میزد دست راستش را جلو آورد و گفت: میبینی پیتر چه بلایی سرم اورده؟ اعصابش خورد شد و انگشتمو برگردوند. الان نمیتونم با این دست غذا بخورم _دیگه داره شورشو در میاره.. با اون دستت بخور +بارتم نیست _یعنی چی؟ الان من چیکار کنم؟ برم برات یکیو استخدام کنم بهت غذا بده یا توقع داری به طرز معجزه آسایی انگشتتو شفا بدم لبخند پیتر گشاد تر شد _استخدام واسه چی تا وقتی تو هستی؟ اگر زندگی آنها یک فیلم با جلوه های بصری بود، الان میشد قرمز شدن چهره ی کوین و دودهایی که از گوش هایش بیرون میزد را به وضوح دید. _لطفا وقتی میخوای بهم غذا بدی هلیکوپتری بده. تو این فیلما دیدم مامانا وقتی بچه هاشون غذا نمیخورن ازین کارا میکنن کوین خم شد تا دنبال چیزی بگردد _تازه قربون صدقمم برو. اینشکلی بیشتر حال میکنم کوین بالاخره دمپایی اش را که پشت یخچال افتاده بود پیدا کرد _راستی چون انگشتم اوف شده نمیتونم شب ظرفا رو بشورم. قربون دستت خودت زحمتشو بکش. پیشاپیش از زحمات مامان کوین جون کمال قدردانی را دارم کوین کله ی اسپایک را هدف گرفت و در جیکی ثانیه دمپایی رو بالا برد و پرتاب کرد. اسپایک شوکه شد اما توانست به موقع جاخالی دهد و دمپایی به گلدان پشت سرش خورد و آن را شکاند. کوین از سمت چپ میز به سمتش آمد و اسپایک از سمت دیگر میز در رفت و از آشپزخانه بیرون دوید. همینجور که داشت فرار میکرد داد زد _مامان کوین به اعصابت مسلط باش برا چاد بدآموزی داره
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نایریکا و سباستین و هر کس دیگه‌ای که به نابود کردن کانالش/رفتن و هر کوفت دیگه‌ای فکر می‌کنه بهتره قبل اینکه با خشم ویدار رو به رو بشه دیگه از این فکرا نکنه به قول باستا "رفقا ما به امید تابستون زنده‌ایم" این چه کاریهشچتسپسن آدم باشید مرسی ممنون
دیگه هر کی از حال بد داشتن و نخواستن کانال و این حرفا ندونه من که می‌دونم به مدت طولانی اینجا رو دوست نداشتم، به مدت های طولانی حالم بد نبود، تا دلتون بخواد ایگنور میشم، هیت گرفتم، تا دلتون بخواد دچار بحران هویت شدم، کانال دیل زدم، ایتا پاک کردم، از گپ لفت دادم، طومارای خداحافظی نوشتم، با آدما خداحافظی کردم، بلاک کردم عوووو عوووو انقدر کارا کردم و الان باز هم اینجام تنها حرف من اینه که می‌دونم چقدر سخته، با استخون هام درک می‌کنم چقدر درد داره ولی فقط دووم بیارید و بذارید بگذره و هییییچ گونه تصمیمی نگرید چون بعدش پشیمونیه یکم دور باشید، خودتونو خالی کنید و حتما به یکی بگید خوب می‌شید، نگران نباشید قول میدم خوب می‌شید
شماره "۱"
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا