هدایت شده از Omlet
https://eitaa.com/omlet_meow/29792 توهم وقتی غمگینی مینویسی نه؟:))
...
من هیچوقت تو خوشحالی ننوشتم، هیچوقت تو خوشحالی خوب ننوشتم. همیشه نوشتم و کاغذ سیاه کردم در حالی که دونههای بارون میچکید رو جوهر.
عه ممبر
سلام ممبر
چطوری ممبر
ممبر وایب اکانتت خیلی خوبه
ممبر میشه نری
ممبر خسته شدم انقدر همه لفت دادن
ممبر رد دادم
شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)
"شب بخیر ارواح، کازمو و برادرش"
شماره "۱"
دلم برای ویل بودن تنگ میشه:) دلم برای دختر آپولوییم هم همینطور
ولی میدونید... آدما گاهی باید رد بشن و برن. به خاطر خودشون. و گاهی دیگران.
خیلی رندوم
شاید هیچوقت به این آرزو نرسم ولی این دنیا به من یه اکیپ بدهکاره، درسته نمیتونیم بند موسیقی راه بندازیم ولی میتونی گروه تئاتر درست کنیم نمیتونیم؟
این دنیا بهم یکی بدهکاره.
چشمامو میبندم و تئاتر های شروع نشده رو میبینم.
روزی تمومشون میکنم.