شماره "۱"
مامانم میگه زندگیت شده فیلم زندگی تیمو رو ندیده
الان واقعا انتظار دارن چیکار کنم؟
حس میکنم دارم تو خونه میپوسم
واقعا مگه چقدر بی لیاقتم که امام رضا منو نمیطلبه؟
میدونید چند وقته نرفتم مشهد
میدونید فقط کافی بود دو تا چیز کوچولو جا به جا بشه و بتونم برم؟
نشد.
نطلبید
نخواست
بابد بشینم و ببینم همهشون درباره مشهد رفتن و کربلا رفتن حرف میزنن و باز هم حسرت بکشم
هر سال حسرت میکشم
هر سال نگاه میکنم که از خاطرات پارسالشون و برنامههای امسالشون میگن و من؟
منم فقط در جواب اونا که میگن "ایشالا سال بعد" یه جوری لبخند میزنم که انگار اصلا واسم مهم نیست و میگم آره ایشالا
معلومه که واسم مهمه
معلومه که دارم تیکه تیکه میشم
تو عمرم فقط یه بار مشهد رفتم باورتون میشه؟ اونقدر بچه بودم که هیچی یادم نیست
کربلا هم اصلا نرفتم
کجای کارید قم هم وقتی خیلی کوچیک بودم رفتم دیگه از قم به تهران نزدیک تر نیست که هست؟
وقتی برنامه سالی یه بار بهشت زهرام اونجوری نابود میشه از امام رضا و امام حسین چه انتظاری باید داشت
شماره "۱"
بی لیاقت تر از خودم خودمم
اون وقت میگن چرا هیچکاری نمیکنی همش فیلم میبینی (هر کاریمکنم نمیبینن)
چیکار کنم؟ غصه زندگیمو بخورم؟ غصه شانسمو؟
بهشون نگاه کنم که برنامه میچینن و تنها برنامهی من اینه که چجوری نصفه شب فیلم دانلود کنم؟