شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)
"شب بخیر ارواح و بلّاتور (داری روزامو تسخیر میکنی لعنتی)"
فکر نمیکردم بعضیها هم مثل خودم اینجور چیزا بخوان_
مثلا یکی کانال بزنه اسمشو بذاره freaks
یا skyscraper
جسنشچشمشپشم
شماره "۱"
یکی برای همه، همه برای یکی یکی برای اون یکی.
رها آدم امنمون بود. همون کسی که با شال سبز روی سرش، به حرفای تک تکمون گوش میداد.
شماره "۱"
رها آدم امنمون بود. همون کسی که با شال سبز روی سرش، به حرفای تک تکمون گوش میداد.
صداش میکردیم آکس. نه چون اسمشه، چون مثل گاو بدون در زدن میومد تو اتاقت.
شماره "۱"
صداش میکردیم آکس. نه چون اسمشه، چون مثل گاو بدون در زدن میومد تو اتاقت.
بیلی انقدر موهاشو رنگ کرده بود که آدم میموند چه شکلی تا الان نریختن!
یه روز مشکی با رگههای قرمز
یه روز ارغوانی با رگههای بنفش یاسی
یه روز رنگ شفق قطبی!
شماره "۱"
بیلی انقدر موهاشو رنگ کرده بود که آدم میموند چه شکلی تا الان نریختن! یه روز مشکی با رگههای قرمز یه
امیل نمیتونست حرف بزنه، ولی وقتی دستاشو تکون میداد و شروع میکرد، توقفناپذیر میشد.
و شاید ناشنوا بود، اما همیشه میشنید. همیشه میدونست کجا باید مراقب کی باشه.