بعد این فاطمه خانوم علاوه بر کلی حرف بامزه شربت خواهرشم دزدید خورد😂 (حالم حال خواهرش)
و بین این همه نینی بازییییی
یکی رو بعد مدتهاااا دیدم و اینطوری بودم که حرتتبتزیتنیی😭😭✨ (خیلی خانوم باحالیه دوسش دارم)
با اینکه لباسم داغون و بود اصلا انتظار دیدنش رو نداشتم ولی دلم واسش تنگ شده بود و کلی خوشحال شدم😭
وای بعد طنز ماجرااا
بغلم اون دوتا پسربچههه (دوقلو ان) نشسته بودن برگشته با هیجان به من میگه ایگی (اسمم) بیا اینو ببین🤣 بعد چی نشونم میده
کلیپ از یه تولدی بود بعد روش آهنگ مایکل جکسون بود🤣🤣🤣🤣 بعد قاه قاه میخندیدن میگفت ببین میگه لولولی (یادم نیست چی میشنیدن🤣💔)
وای خلاصه با صدای بلند مایکل جکسون پخش میشد😂
در کل کلی آدم آشنا دیدم و شاد شدم، درسته هیچکدوم یه ذره هم همسنم نبودن ولی این که نمیشه دلیل
ولی نجات دهنده نه تو آینه بود، نه کتاب و نه فیلم
نجات دهنده "دعای فرج" بود، نجات دهنده "باید برخاست" عه