eitaa logo
شماره "۱"
155 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
108 ویدیو
4 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://daigo.ir/secret/21657559098
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Sca Hangout
این روزا هم خیلی جاها دیدم هم برای خودم اتفاق افتاده
که از زندگی خسته بشیم، به مرگ فکر کنیم
خیلی به مرگ فکر کنیم
پس یه داستانک جدید می‌نویسم، و احتمالا عکس های رندوم داشته باشه و ... خیلی بهم مربوط نباشن
اما درباره زندگیه. یه چیزی هم برای خودم هم برای شما
امیدوارم خوب بشه و به حتی یه نفر کمک کنه. اگه خوب شد برای کسی که بهش نیاز داره بفرستید. شاید کمک کنه.
دارم می‌میرم. مطمئنم، یه بیماری نادر که باعث میشه یک ماه زنده بمونم. اونقدر نادر که می‌خواستن برای شناختش ازم به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده کنن، اما این اجازه رو ندادم. من توی یک ماه باید کلی کار انجام بدم، نمی‌خوام وقتی مردم کار نصفه نیمه داشته باشم. این بهترین خبر عمرم بود و من باید ازش لذت ببرم، باید برای مردن آماده بشم. به هر حال این آرزوم بود، از خیابون آروم رد می‌شدم تا ماشین بهم بزنه و هر شب رو به ماه آرزو می‌کردم بخوابم و بیدار نشم، پس الان خیلی خوشحالم. ولی کاش مردن انقدر درد نداشت، بیماری توی قلبمه و خیلی درد داره. به خودم آمدم و روی کاغذ جلوی رویم کارهایی را که باید انجام می‌دادم رو نوشتم: مجموعه هری پاتر رو که برای بار سوم از اول تا آخر داشتم می‌خوندم به پایان برسونم، الان جلد پنجم بودم. سریال سرقت پول رو تموم می‌کردم، برای بار چهارم بود که از اول تا آخر می‌دیدم. آهنگی که با گیتار روش کار می‌کردم رو کامل ضبط کنم. با جری کات کنم. هاسکیم رو که یه سگ خیلی خوشگله و لیاقتش از من بهتراست رو به یه آدم خوب بدم. داستانی که روش کار می‌کردم رو تموم کنم. برم سینما فیلم ببینم. از یه شب تا صبح بیدار بمونم. به آرون بگم لیلی عاشقشه و اگه باهاش رابطه نگیره می‌کشمش. وصیت نامه بنویسم. و اجازه ندم کسی از بیماری من با خبر بشه. اینا کارای من توی یک ماه بودن و من آماده می‌شدم، اما برای الان، باید می‌خوابیدم.
اینم از این، نظراتتون رو بگید و بگید اگه چه اتفاقی بیوفته به نظرتون قشنگ میشه
برای تقدیمی لینک رو گذاشتم، استفاده کنیددد