قبلا گفتم تا ابد هم لازم باشه میگم، تو بخش عظیمی از اعتماد به نفس من داخل نویسندگی هستی. با تعریف تو بود که ذوق نویسندگی در من جوری پدیدار شد که هیچگاه خاموش نشد. وقتی اون روز روی جیمز من تو ایستگاه کراش زدی... وقتی کاری کردی بیشتر شخصیت بسازم، بیشتر داستانمو به بقیه بگم، همه اونا باعث شد که من شجاعت به دست بیارم تا شخصیت بسازم، داستان بنویسم و به مردم نشونشون بدم.
وقتی بهم یاد دادی چجوری با پیچیدگی توصیف کنم، چجوری از کلمات استفاده کنم... مدیا دوستی با تو یکی از فوقالعادهترین روابط دوستانه زندگیم بود.
تو که به رنگ آبی هستی، تو که ذوقهات مثل آفتاب روی چمن زیبان، تو که ناامیدی نمیشناسی،
تولدت مبارک.
هر تعریف و هر چیز دیگه رو قبلا بهت گفتم و میدونم که میدونی، پس فقط این آرزو رو از من پذیرا باش. مدیا مدیچی، آرزو میکنم بنویسی و همونطور که کمک کردی من نویسنده بهتری بشم، به کسان دیگری هم کمک کنی که نویسندههای بهتری بشن.
آرزو میکنم تاثیرگذار باشی، فراموش نشی و لبخند روی لب خودت و اطرافیانت ایجاد کنی.
تولدت مبارک✨
_ارادتمند تو، ویدار.
شماره "۱"
وای بهار تولدتهههه؟😭
بهار خانومی زیاد نمیشناسم که برات طومار بنویسم شرمنده فقط اینکه تولدت خیلی خیلی مبارکککک😭✨
درسته که چهارتا کتاب دارم که باید بخونم (دوتا هدیه گرفتم دوتا از کتابخونه) و درسته که هم سریالم برای دیدن هست هم سریع و خشن چهارتا سینمایی مونده
ولی آیا این دلیل میشه که من یهو دلم نخواد و نرم دنبال کمیک از مردان ایکس؟
معلومه که خیر!