اون روز که میخواستم آهنگ leaves of Yggdrasil رو بفرستم تو اسپاتیفای سرچ کردم ایگدراسیل
نتایج ترسناک بود_
چرا حس میکنم موظفم همه رو گوش بدم؟_
تا حالا شده یه دفتر رو باز کنید و دعا کنید دفتر خاطرات باشه؟ تا حالا شده به ورقهها التماس کنید یه خاطرهای چیزی داخلشون نوشته باشه؟
تا حالا شده یه جا رو به هم بریزید به خاطر اینکه فقط یه خاطره پیدا کنید؟
تا حالا شده پیداش نکنید؟
هیچ خاطرهای
درماندگی بعدش وحشتناکه
فکر کن کلی سال دنبال اونا میگشتی و آخرین امیدت برای چیزی داشتن از اون باشه و بعد که پیداشون میکنی هیچی نیست.
هست ولی نه چیز زیادی که بخواد اون رو داخلش جا بده و وای چقدر وحشتناک آدم آخرین امیدش رو هم از دست میده.
چقدر وحشتناک هیچی براش نمیمونه
چقدر وحشتناک یه حقیقت جدید کشف میکنه اما جرئتشو نداره از کسی بپرستش
چقدر وحشتناک زور میزنه به یاد بیاره و هیچی نیست
چقدر وحشتناک که عکسش رو میبینه و تعجب میکنه چون تو ذهنش اون یه جور دیگه بوده،
چون اونو فراموش کرده.
و مرگ چقدر وحشتناکه
نیازمند یه یارو که بیاد بهم بگه تو اشتباه میکنی ایگدراسیل
تو مهمترین اون هفت نفری ( نمیدونم کدوما) مثل موتور جیپ؟
شماره "۱"
No.52 باشگاه و بوبو بودن، بچههای کوچیک، تیم؟، د اوت سایدرز، آمبرلا آکادمی، سردرد، مسجد، نسکافه، زند
No.53
ایده جدید و نوشتن و نوشتن، پسرفت، آمبرلا آکادمی، ایگی با چاشنی آتنا، رزی و طلاق🗣، چاتی پاتی، مروارید و منجوق، انیمیشنهای حیوونی، سی آگوست و موج آهنگ، کارپه دیم، نوواندا.
_
No. Who knows?
Yggdrasil
قهرمانان المپ، دونده هزارتو، هانگر گیمز، ویدیو مسیج های رگباری اون دوست عزیز، واکنشای اپیکی، کلی کار، ویس تا سرحد مرگ راجب همه چیز، پلن چیدن واسه بیرون رفتنی که اتفاق نخواهد افتاد، دست و پا چلفتی، Dark dome، مدیا و بازی، مشورتای آتنایی، حسینه کردن کمپ دورگهها، تخمه به مقدار زیاد، بازم کلی ویس به همه