یه زمانی یه کسایی سعی کردن مارو تسخیر کنن
ولی خب دیگه چیبگم ما خودمون گنده گنده میپریم😔
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
حلههههه😭😭✨✨
(یه زمانی انگیزه چالش گذاشتنم ویدار و ایگدراسیل بودن از بس خوش ذوق بودن و هستن😭)
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
خب خب بعد از عمری میوخوایم دوباره چالش بزاریم و خب...توضیح خاصی ندارم فعلا ببینیم موضوع چیه
چالش:
برم سر اصل مطلب، شما همون کسی هستید که تمام خانوادهی شخصیت منفی داستان رو نابود کردید!
از عمد؟ نه کار شما عمدی نبوده ولی باعث شدید که شخصیت منفی داستان قبل از اینکه شخصیت منفی بشه کلی زجر و درد و تنهایی بکشه و اون هم تمام عمرش منتظر این لحظه بوده، لحظهای که شما دست و پا بسته جلوش زانو زدید و قراره قبل از اینکه به دستش کشته بشید، آخرین حرفتون رو بزنید
(میتونید برای تصور بهتر شخصیت های داستانی مشابه رو پیدا کنید و داستان رو مثل یه جور فن فیکشن بنویسید، مثلا خودتون رو جای ولدرمورتی بذارید که پدر و مادر هری پاتر رو کشته. خلاصه که محدودیتی نیست)
شخصیت منفی بعد از اینکه به شما میفهمونه که شما مسئول تموم بلاهایی هستید که سرش اومده بهتون فرصتی میده که قبل از مرگ حرف دلتون رو بزنید (شما توی این چالش نه میتونید بجنگید و نه فرار کنید، کل چالش درمورد «حرف» های شماست!)
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
حالا شما انتخاب های گوناگون زیادی دارید که چطوری درمورد این مسئله باهاش حرف بزنید
مثلا:
۱_میتونید ابراز پشیمانی کنید و از شخصیت منفی بخواید که شما رو ببخشه
۲_میتونید بگید که انتظار بخشیده شدن ندارید ولی مسئولیتش رو به عهده بگیرید
۳_شخصیت منفی رو متهم کنید کنید که چقدر ضعیف بوده که به خاطر یه اتفاق شخصی به مردم زیادی آسیب رسونده
۴_شخصیت منفی رو مسخره کنید، چون...چون شما هیچی براتون مهم نیست؟😂
۶_کاملا شخصیت منفی رو نادیده بگیرید و حرفاتون رو با مخاطبی که داستان رو میخونه بزنید-
خلاصه که راه های زیادی داره که مکالمه رو پیش ببرید، با روش خاص خودتون پیش برید (از طرف شخصیت منفی حرفی نزنید، فقط متن صحبت های خودتون رو بنویسید)
هیچ اجباری به ادبی نوشتن نیست، میتونید یه صحبت خیلی دلی و عامیانه داشته باشید، یا جدی صحبت کنید یا حتی جوک بگید و شوخی کنید
محدودیتی ندارید😔🤝
برید بنویسید ببینم
خودم شاید حرکتی زدم*
افرین زود تند سریع موضوع خیلی نیننیسنسننر عه
هدایت شده از اردوگاه دورگهها شعبه سوگورو²
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تیکتاک من رو با ایگدراسیل اشتباه گرفت-