هدایت شده از آرزوهای متوسط.
جشن مهرگان و شش روز جشن و پایکوبی؟
چه بر سر ملت شاد ما گذشت که ایران انقدر غمگین شد.
آخرای هردو در نهایت میمیرند رو نشسته بودم رو پشت بوم خونه مامانم بزرگم و بارون شدید میومد،
الان نشستم دم تراس و دو یو گت دژاوو شدم
از پایان قهرمانان المپ دو میترسم
شماره "۱"
اینکه زاده آسیایی و جبر جغرافیایی اینکه لنگ در هوایی و صبحونهت شده سیگار و چایی...
یکی این آهنگو می خواست...
شماره "۱"
No.86 دعواها، بغض دردناک، سریع و خشن، دیپ سیک، آر جی و تامی، جیمز پاتر، آبنبات سبز، بوی سرکه، لباسای
No.87
جان کیتینگگگ، هم آوایی، "راه رویایم را چه زود دزدید"، استاد شجریان، پوستر کلاس نویسندگی، ویولن سل، ناتوانی در ارتباط، بارون، خاک خیس خورده، ذوق خاله، تیمو و مشورت، رول ماوراءالطبیعه، د ریون بویز.
شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)
"شب بخیر ارواح و جان کیتینگ"