شماره "۱"
نمیدونم چرا ولی همیشه از سیاهپوستها خوشم میومد، از قوی بودن و شجاعتشون، برای چیزایی که به خاطر نژا
حالا فکر کنید کتاب The hate you give و concrete rose تو یه منطقه مختص سیاهپوستها که فقیر نشین هم هست اتفاق میوفته، مسئلهها و دار و دستههای خیابونی و موضوعاتی مثل نژادپرستی چیزایین که میشه توش دید
د خب چی از این خفنتر
شماره "۱"
حالا فکر کنید کتاب The hate you give و concrete rose تو یه منطقه مختص سیاهپوستها که فقیر نشین هم ه
خوندن د هیت یو گیو یه جورایی مثل خوندن شهر خرس میمونه.
اونجا تع*رض بود و اینجا نژادپرستی.
از یه سری جهات موضوعاتین که خیلی شبیه همن. باید بیشتر بهشون اهمیت داده بشه و روشون فکر کرد. و تو هردو کسی که مورد ظلم واقع میشه هیچوقت عدالت رو میگیره. انگار دختر بودن تو اولی و سیاهپوست بودن تو دومی جرمه
شماره "۱"
خوندن د هیت یو گیو یه جورایی مثل خوندن شهر خرس میمونه. اونجا تع*رض بود و اینجا نژادپرستی. از یه سری
تو د هیت یو گیو یه جا یکیشون میگه اگه ما یکی از اون پلیسهای سفید رو میزدیم باید اعدام میشدیم، ولی حالا که اون پلیس سفید یکی از ما رو کشته تهش باید مرخصی اجباری بگیره.
مرخصی اجباری، اخراج از دانشگاه و انشا نوشتن، اخراج شدن از تیم، همین مجازاتهای کوچیک و ابلهانه.
در صورتی که یه دختری تا آخر عمرش روانش فروپاشیده، هیچوقت حس امنیت نمیکنه و یکی فقط چون پوستش تیرهست دیگه نمیتونه بزرگ بشه. فقط چون پوستش سفید نیست باید زیر خاک بخوابه.
شماره "۱"
فردا قراره سر امتحان ادبیات واسه معلم درباره نژادپرستی بنویسم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شماره "۱"
No.99 تیموووو، خاطرات و عبرتها، وراجی، "نذاشتی بخوابم، تو هم نذاشتی کارمو بکنم"، همکلاسیهای تیمو،
No.100
ادبیات، اعماق پیامهای ذخیره شده، شارژر شارژ نکن، سیاسفید و رفیق، رول با دیپ سیک، استایلز و قلمش، مخ تاببرداشته ایگی، د هیت یو گیو، اشک سر خلیل، نژادپرستی، پسران خیابان، املت.
---
Yggdrasil
"سارا جون نداریم ما"، خانم عشوهای، درس و درس، ولف کینگ، تغییر، غروب جمعه، استرس، قهرمانان المپ، wereworld، زودگذر، جزوهههه، آفتاب پاییزی، "وقتشه بزنه"، الگوریتم، توپک هویجی، شاس زدن
شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)
"شب بخیر ارواح، استار و خلیل"
شماره "۱"
No.100 ادبیات، اعماق پیامهای ذخیره شده، شارژر شارژ نکن، سیاسفید و رفیق، رول با دیپ سیک، استایلز و ق
صد روز از وقتی کنار ایگی جلوی ظرفشویی وایساده بودم و ظرف میشستم گذشته. صد روز از وقتی بهش گفتم میخوام روزهامو کلمه بنویسم و ایگی داشت سعی میکرد ظرفها رو جوری که ازشون آب نچکه تو آبچکون جا بده.
صد روز از وقتی داییم بهمون گفت بدقیز...