بچه که بودم میرفتم کلاس تکواندو
اونجا دوتا خواهر دوقلو بودن
با هم دوست شدیم
ستایش و نیایش
ولی وقتی بیشتر میشناختیشون میدیدی صدای ستایش یکم فرق داره، میدیدی انگار ستایش از نیایش نرمتره... نمیدونم چجوری بگم
چقدر عجیب که یهو آدم با تمام وجود پرت میشه به یه خاطره، یه آدم، یه مکان، یه دوره...
شماره "۱"
No.119 روز مزخرف، جامدادی، نمرههای مزخرف، "از مدرسه متنفرم"، بی حوصلگی، پسران خیابان، د هیت یو گیو،
No.120
چاتی پاتی، آهنگای رپ، گشت و گذار تو بله، کانالای استغفراللهی_، روشنفکر، تلگرام، کتابب، ولف کینگ، النور و پارک، استارک، امینم، فنآرت، چرخه خواب و بیداری کاذب، عجیب، دوقلوها، آش، اسمیتز.
شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)
"شب بخیر ارواح و دوقلوها"
شاید براتون جالب باشه اگه بدونید پارت جدید پسران خیابان رو تو کاغذ نوشتم و آمادهست ولی تنبلیم میاد تایپش کنم