راستی
ولادت جنگجوی جنگجویان، امیرالمومنین(ع) رو به همیگ تبریک میگم✨
و البته روز پدر و مرد رو✨
هدایت شده از Omlet
258.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دینگ دینگ!
املت با تقدیمی اومده.
برای دریافتش شما همین پست + اینیکی رو فوروارد کن توی چنل قشنگت، و تگت رو هم بده به پستچی اختصاصی املت، و بعد منتظر باش تا پستچی بستهی پستیت رو تحویلت بده. حالا این بسته شامل چیه؟
املت میخواد بهت ویدیوی ساخت یه عروسک کاغذی یا یه پترن برای ساختش بهت بده که شب امتحان ریاضیت درستش کنی.
آقای گوجه اینجاست.🍅
اینم املت، بیا خوش میگذره.
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/Nummer_ett/9628
منو یادتههههههه؟؟
واااااای😭😭😭
شاید باورت نشه ولی ذوق کردم ✨
#هستی
#دایگو
~~
معلومه که یادمههه مگه میشه یادم برههه
با اون پروفایل های قشنگت
📪 پیام جدید
1-
در بین جمعیت پریان و غولها و الفها راه میرفت، نه درواقع او را میبردند. پاهای زخمیاش دیگر توان مبارزه کردن نداشت. تسلیم شده بود. میگذاشت که او را به سمت آن جایگاه ببرند. جایگاه مرگ.
زنجیرهای آهنینی که به پاهایش بسته شده بود، با هر حرکتش صدا میداد. مانند آهنگی غم انگیز. آهنگی که مرگ را مژده داد.
_ بکشیدش!
_ بسوزانیدش!
_ بمیر، موجود ضعیف!
موجود ضعیف. این کلمه مانند پتکی به سرش کوبیده شد. افکاری که خیلی وقت بود در ژرفای ذهنش دفن شده بودند، دوباره برخاستند و غوغا به پا کردند.
موجود ضعیف. بله، دقیقا به همین دلیل بود که قرار بود او را اعدام کنند. چون ضعیف بود. مانند تمام خانوادهاش و هر کس دیگری که از نژاد او بود. قرار بود اعدام شود چون انسان بود.
#هستی
#دایگو
📪 پیام جدید
2-
در دنیایی جادویی که قدرت حرف اول را میزد، انسان چه ارزشی داشت؟ انسانها نه مثل غولها قوی بودند و نه مثل پریان از جادو استفاده میکردند. انسان، معمولی بود و با بدنی فناپذیر، حتی صد سال هم نمیتوانست زندگی کند. به همین دلیل، دیگر موجودات برای انسان هیچ ارزشی قائل نمیشدند.
چیزی از سمت جمعیت پرت شد و به سرش برخورد کرد. درد داشت. جریانی گرم را روی سرش احساس کرد. آه، خون بود؟ قطرهای خون از روی پیشانیاش رد شد و به پایین چکید. نگاهش همراه با قطره خون به پایین کشیده شد. زنجیرهای بزرگ و سنگین آهنین، دور دستان آسیبدیدهاش بسته شده بود. آن دستها روزی چون برگِ گل لطیف بودند. حس بیعدالتی دوباره در قلبش جوشید. جرمش چه بود که با آن زنجیرها او را به بند کشیده بودند؟
#هستی
#دایگو
📪 پیام جدید
3-
انسان بودن؟ قرار بود بمیرد چون فقط انسان بود؟ چون نمیتوانست از جادو استفاده کند، چون نمیتوانست بیشتر از صد سال زندگی کند، چون قوی نبود و قدرتهای خاصی نداشت، باید میمرد؟
اما حقیقت انسان بودن همین است. ضعیف، شکننده و فناپذیر و البته عاشق. به همین دلیل بود که دیگر نژادها از انسانها متنفر بودند. آنها انسان را پست میدانستند. موجودی پست که با ضربهای به سرش میمرد. موجودی حقیر که احساس داشت. موجودی بیارزش که مایه ننگ طبیعت بود.
هرچند، این موجود میرا، دیگر وجود نخواهد داشت. او آخرین فرد از نژاد انسان بود.
#هستی
#دایگو