eitaa logo
شماره "۱"
211 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
115 ویدیو
8 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://daigo.ir/secret/21657559098
مشاهده در ایتا
دانلود
📪 پیام جدید https://eitaa.com/Nummer_ett/9728 خب.. چندتا ایزد خودم دارم... آها این یکی رو بساز فالُر سه بعد از یک زن. گذشته. حال. آینده. چشمای سفید. موهای خیلی بلند و خاکستری و سفید. زیر چشم های گود و سیاه. پوست روح وار و رنگ پریده. صورت بی حالت و بی احساس. ردای های بلند به تن دارن. ناخن های بلند و تیز. زیبایی مخوف و ترسناکی دارن. گوش های بریده و عجیب و لب های خاکستری. اونا کاملا هماهنگ و ترسناکن. زمان هایی هستن که هر سه بعد دوباره یکی و کامل میشن. اونا بر سرنوشت نظارت دارن و بعضی وقت ها هم تغییرش میدن و به مسیری مشخص هدایتش میکنن. و برای این کار قبل از یسری اتفاقات مهم و تعیین کننده میان و آینده رو هشدار میدن. با این کار آینده به مسیری تک بعدی تبدیل میشه. هر عملی منجر به اون عاقبته. ~~~ چه خفنهههه الان ترتیبش رو میدم. بعد اینکه سه بعد یعنی سه تا ازش هست؟
📪 پیام جدید https://eitaa.com/Nummer_ett/9729 دزدان دریایی کارائیب رو دیدم کاملا موافقم ~~~ قبلا نصفه دیده بودم، الان نشستم کامل ببینمم
📪 پیام جدید https://eitaa.com/Nummer_ett/9731 آره دقیقا ~~ ایول مرسی
هیچکس نظرت؟ یکم مبتدیم اگه بد شد شرمنده
📪 پیام جدید فیلم دزدان دریایی کارئیب رو ندیدم میتونی در حد چند خط خلاصه توصیفش کنی💜 ~~ سی جی آی خفن، طنز و شخصیتای عمیق و فوق‌العاده، داستانی که نمیشه پیش بینی کرد، وایب فوق‌العاده‌ی فانتزی و دزد دریایی و ... دیگه چی؟
📪 پیام جدید https://eitaa.com/Nummer_ett/9732 منم دقیقا قبل از اینکه کامل ببینم تک و توک تو تلویزیون یسری جاهاشو دیده بودم ارباب حلقه ها رو هم نصفه دیدم ولی هنوز فرصت نشده از اول کامل ببینم ~~~ منم تو تلوزیون دیدم، منم اونو ندیدم😔
📪 پیام جدید https://eitaa.com/Nummer_ett/9701 ادامه شه . این بار لوکاس برگشت ولی آن پوزخند احمقانه از چهره اش پاک شده بود و به جایش ترس چشمانش را طوری شفاف کرده بود که چهره ترسناک لوسیفر در آن نمایان بود . هر چند حالا دیگر دیر شده بود شیطان درون لوسیفر را بیدار کرده البته ، میشه جمله جمله ام کمی ناقص است ...در واقع لوسیفر را از حصار خودش آزاد کرد .دستان لوسیفر روی عصا می لرزید ولی ذره ای تردید یا ضعف در چشمانش دیده نمی شد . پایش از شدت خون ریزی قرمز شده بود ولی هنوز هم تاثیری روی تصمیم لوسیفر نداشت . در چشمان لوسیفر هاله سیاه آشوب پرسه میزد و چشمان آن خون آشام ... ترس را به وضوح نمایان می کرد .
📪 پیام جدید چند ثانیه تاخیر کافیه بود تا لوکاس را به کام مرگ بکشاند ولی او همین چند ثانیه را هم تلف کرد .انگشتان بی روح لوسیفر دور گردن آن خون آشام حلقه شده بود ، اگه عصایش مانع نبود استخوان گردنش را می شکست ولی حالا لوکاس باید تقاص حرفش را پس بگیرد. - بگو ببینم لوکاس ، کی شیطان واقعیه ؟ صدایی نا مفهوم از دهان لوکاس خارج شد ، شبیه خر خری کوتاه که به تقلای نفس کشیدن سر داده بودش ، شباهت داشت .لوسیفر او را با دستش محکم به زمین کوبید طوری که زمین مرمری فرسوده ولی محکم زیر پایش تکه تکه شد .صدای لوسیفر ترسناک تر از قبل شده بود و همچنین با عطش بیشتر برای تکه تکه کردن لوکاس ادامه داد :« طلسم رو از روشون بردار شاهزاده . » « عوضییی» « گفتم برش دار .»
📪 پیام جدید راستی ویدار این نوشته چالش رو هم می‌خوام داستان کنم . لطفاً بعد از اینکه رای گیری شد پاکش کنی باشه ؟
نگفتید کسی بلده نظرسنجی بسازه؟
📪 پیام جدید https://eitaa.com/Nummer_ett/9734 اوه عجب چیزیه!! نه واقعا عالیه ممنونم ~~~ جدیی؟ ممنونمم