eitaa logo
شماره "۱"
210 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
113 ویدیو
8 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://daigo.ir/secret/21657559098
مشاهده در ایتا
دانلود
اینم بذارید پروفایلتو خیلی خوبههه
تموم شدن، ولی روحم جلا یافت خیلی حال داد😂
📪 پیام جدید https://eitaa.com/Nummer_ett/9776 فک نکنم کمکی کنه ولی بیا😂 (فعلا فقط همینارو دارم...) ~~~ واییی😂🤣 (برای دونده هزارتوعه)
📪 پیام جدید
📪 پیام جدید https://eitaa.com/Nummer_ett/9776 من برام وصل نمیشه😔 ~~ اشکال نداره بچه‌ها کلی رسوندن😭
+ای حکاک، چه بر سنگ حک می‌کنی و برای چه؟ _داستان آدمی‌ را حک می‌کنم تا آیندگان بخوانند و اشتباهات ما را تکرار نکنند. _قطعا نیت تو پاک است، اما نمی‌دانی که نادانی آنها باعث می‌شود حتی این داستان‌ها را نخوانند؟ چه برسد به عمل کردن.
📪 پیام جدید https://eitaa.com/Nummer_ett/9750 داس مرگ! فن آرتاش واقعا افتضاحن... ~~ مشکل اینجاست سر کتابای جدید مثل همین داس مرگ، تقریبا چیزی تصور نمی‌کنم، تصورکنم خراب شده😭😭
📪 پیام جدید https://eitaa.com/Nummer_ett/9535 تنها مشکلش اینه که سعی کردی خیلی کوتاهش کنی. مثل غذایی میمونه که زیرشو زیاد کردی و زود از روی گاز برش داشتی. میتونستی خیلی طولانی تر و جذاب ترش کنی! برای هر شخصیت چند پارت وقت بذاری و هر جزئیاتی که تو ذهنت بوده رو بنویسی. تنها مشکلش اینه که زیادی خلاصه است. ایده واسه کوتاه بودن زیادی خوبه! (ایده ات فوق العاده است و خیلی قشنگه ولی میگم اگه طولانی ترش میکردی بهش اجازه میدادی هرچقدر میخواد طولانی بشه خیلی بهتر میشد!) ~~
📪 پیام جدید https://eitaa.com/Nummer_ett/9556 تو روححححححححححححت😭😭😭 چرا انقد خوب مینویسییییییییییییییی😭😭😭 جدی سر این چشمام خیس شد😭😭😭 ~~ وای دیدیییی😭😭
وقتی او را به خاطر خون جادوگری در رگ‌هایش سوزاندند، خم بر ابرو نیاورد چون باور داشت مانند قفنوس می‌تواند از خاکستر خود برخیزد، اما حیف، دختر کوچک من نمی‌دانست که در دنیای واقعی، جایی برای جادو نیست و انسان، دوباره زاده نمی‌شود...
و من تاج خود را بر سر تو می‌گذارم، چرا که تو قلبت ساخته از شیشه است و نور را انعکاس می‌دهد، پس این تاج را بگیر و پادشاهی بنا شده در تاریکی را تبدیل به نورسرای آرزوها کن.
مسئله‌ای که درباره بچه‌های خیابانی وجود داشت، نبودن خانه بود. ما که در میان خاک و آجرهای ویران شده زیست می‌کنیم و محل خوابمان با سگ‌های ولگرد یکی است، خانه‌ای گرم و نرم که به آن احساس تعلق کنیم، تنها رویایی است در سرمان که شب‌ها به امیدش می‌خوابیم و صبح‌ها به امید یافتنش بر می‌خیزیم. بدون آنکه بدانیم هیچگاه قرار نیست همچین جایی را بیابیم، چرا که خانه یعنی جایی که کسی در انتظارت باشد و جز خودمان و خدایمان، کسی در انتظارمان نیست، پس صبر تا مرگ، که دنیای دگر پیش خدا، خانه‌مان است.