" امیرعلی سرباز سیدعلی "
عزیز دلم این چه امضاییه :))))))))))
خون کردی دل ما رو که حاجی :))))))))))))
و باورم نمیشهتر ماجرا این بود که فضای دانشگاه با چادر کنار نمیاد : ) مرگ کمر خم میکنه در قبال این سوگ : )
هدایت شده از متنآخرکانال.
خیلی دنبالِ جم و جور کردن
فلان چیزو بهمان چیز نباشید؛
نه کفن جیب داره نه قبر طاقچه
یکی از فانتزیام اینه که، یه هیئتی باشه ایام محرم یا فاطمیه که زمان برگزاری مراسماتش پشت سر ام و هرروزه و مراسم رو از ساعت اذان مغرب اعلام کنه. منتهی با این نکته سنجی که بگه نماز رو در فلان مسجد شهر اقامه میکنیم و بعد راهی هیئت میشیم. فکرکنید چقد قشنگه همینکه یه جمعیت زیادی وارد یک مسجد بشن برای اقامه نماز ادب کنن و بعد همگی با هم راهی هیئت بشن. و این بیشتر برای بچههیئتیها و پایثابت رخ میده مخصوصا آقایون. و بهشدت بهشدت فضای مساجد در حال حاضر طوری شده که افراد مسن و سالمند حاضر وقتی دوتا دخترخانوم یا آقاپسر نوجوون و جوون میبینن ذوق میکنن، انگار نوهی خودشون رو میبینن :)))))))))) این به تجربه ثابت شده.
هدایت شده از فادیا ؛
گاهی شکست ادراك ، دروازه کشفِ اصالته!
~ از دورهی مِتاوا .
. اوهام .
نزدیکترین تجربهی من به شهادت:
ما نزدیکترین تجربه به بدل شهادت رو داشتیم