. اوهام .
امروز توی هیئت معرفیکتاب داشتم ؛ چی بهتر از اینکه صدام + انگشتام + نفسم به رعشه افتاد درحینی که نیم
بچها میگن خوب بوده و چندنفر اسم کتاب رو جویا شدن و من فکرمیکنم برا دلخوشی من میگن :) ایلعنت به این حسِناکافی بودن.
تنهایی اینطوریه که با هیچ چیزی اعم از شنیدنی، گفتنی، دیدنی، یاد هیچ بنیبشری نمیوفتی.
. اوهام .
تنهایی اینطوریه که با هیچ چیزی اعم از شنیدنی، گفتنی، دیدنی، یاد هیچ بنیبشری نمیوفتی.
تنهایی اینطوریه که بلد نیستی دلتنگ کسی بشی.
دیگه به نظرم بسه، اهمیتی نداره اگه همه فکرمیکنن دیره، من پامیشم و درس میخونم و اصلا اهمیت نمیدم به اینکه این رشته، انتخاب من نبود و من به اجبار و صدالبته قسمت رقمخوردهی امامرضا واردش شدم و بسه غر زدن!
و بسه خودسازی نکردن! اتفاقا میخوام خودم رو تربیت کنم، درست، بهتر، مثبت و یاد بگیرم خیلی چیزهارو.
یاد آوریکنم خیلی چیزهارو.
. اوهام .
دیگه به نظرم بسه، اهمیتی نداره اگه همه فکرمیکنن دیره، من پامیشم و درس میخونم و اصلا اهمیت نمیدم به ا
امیدوارم یه روز بیام روی این پیام ریپلای بزنم و بگم، حالا کی ضرر کرد ؟ من یا تو ؟ دیدی تونستم ؟ ::)))
ولی جدا عمیقا و شدیدا نقرهی جناب زارع و یزدانی از طلای بهدستاومده از بیعدالتی طلای درخشندهتری هست =)💛