ولی یهروز توی خونهی نقلی هم که شده برای ۷ اماممظلومی که دهه یا ماهعزایی ندارن حتما روضه میگیرم ..
ببین عزیزدلم ؛ خیلی دوستدارم که حرفات رو کامل بیکموکاست بپذیرم و باور کنم نه اینقدر نیمشده .
اما خُب میدونی ، من فهمیده بودم و بهروت نیوورده بودم و اونشب توی تاریکی وقتی خودت تعریفکردی بهت گفتم میدونستم . اما جدی توی دل خودت ، با خودت ، نگفتی پس چیشد اونهمه کنارِ هم بودنمون و چطور دلتاومد که توی این چندسال هیچی بهم نگی ؟ :)💔
بچها آدما فراموشکارن .. خیلی!
یادشون نمیاد چجوری براشون خوندل خوردیو دور هم جمعشون کردی . جمع که بشن اولین کسی که بیرون میکنن خودتی :)
یکم یواشتر آقایون . بخدا ما چشمامون بسته نبود . این رفتارهای مردمی آقایپزشکیان رو ٦ سال از شهیدرئیسی هم دیدیم . با این تفاوت که اون زمان مسلمونهایی بودن که برادردینی خودشون رو بابت رفتارهایی که الان ستایش و تحسین میکنند ؛ تمسخر میکردند :))))))))
کجا زندگی میکنید ؟ ایران در کُرهیمریخ ؟ :)))))))
پیشنهاد میشه کتابِ سربردامنماه رو بخونید ؛ قلم فوقالعاده و پرمغز ..
داستانش انقدر برای ما بچهشیعهها گفته نشده که یهطورایی واجبه بخونیمش! و بدونیم بعد از شهادت امامحسنعسکري چی بر اهلبیت حضرت و ادامه مسیر اسلام و شیعیان گذشت ..
. اوهام .
- چایی که تو درست میکنی محشره : )
- یهوقتایی خجالت میکشم که انقد پرحرفم!
از آدمایی که توی مسیر زندگیم یه "نع" بزرگ میارن و میخوان بگن و اثبات کنن که "اینطورنیست" بیزار، متنفر و فراریم .