آدم برای بعضیها به رسم ادب و احترام نزد او میرود، برای عرض ارادتی، برای فقط نشان دادن اینکه ماهم آمدیم. اما آدم برای عشقاش میآید که نرود. عرضم خدمت شما این است که میآید، ولی برای تو که بالاتر از عشقای آدم سمتت برمیگردد. متوجه منظورم میشوید ؟ برمیگردد. رجوع میکند. رجعت میکند. مرجوع میشود. برمیگردد از برگشتن میآید، اگر بر را خط بزنیم میشود گشتن. یعنی دور همهی عالم را گشتهایم و بر تو وارد شدیم. این میشود که میشود برگشتن. یا نه حتی. برگشتن گاهی مرکب که میشود، میشود رو برگرداندن، یعنی من از همه رو میگردانم، پیِ تو میگردم، به سوی تو برمیگردم!
# 128 '.
چیزی که آزارم میده اینه که همه مدعین که تنهات نزاشتن ولی در حقیقت من یه "همتونتنهامگذاشتید" بزرگ هستم .
. اوهام .
مطمئنم .
و چون بعداز ماهها نسبتبهچیزی اینقدر راحت میگم مطمئنم درموردش تجدیدنظری ندارم!
. اوهام .
بهمعنی واقعی کلمه هیچکسی رو جُز ائمه ندارم .
و از این بابت ؟ خوشحالم :)