چیزی که آزارم میده اینه که همه مدعین که تنهات نزاشتن ولی در حقیقت من یه "همتونتنهامگذاشتید" بزرگ هستم .
. اوهام .
مطمئنم .
و چون بعداز ماهها نسبتبهچیزی اینقدر راحت میگم مطمئنم درموردش تجدیدنظری ندارم!
. اوهام .
بهمعنی واقعی کلمه هیچکسی رو جُز ائمه ندارم .
و از این بابت ؟ خوشحالم :)
. اوهام .
از آدمایی که توی مسیر زندگیم یه "نع" بزرگ میارن و میخوان بگن و اثبات کنن که "اینطورنیست" بیزار، متنف
از آدمایی که عوض نشون دادن راه ؛ بهم غر میزنن و ایراد میگیرن و برچسب میچسبونن بیزار، متنفر و فراریم .
درسته که منطقی تصمیم میگیرم و خیلی درموردشون فکرمیکنم و یا موضوعی رو از اساس از بین میبرم یا با صبر و حوصله و درنظر گرفتن همهچی حلش میکنم ؛
ولی باور کن که بیشتر وقتها برای اون آدمی که دلبهدریا میزد و با قلبش کاملا احساسی تصمیم میگرفت و صادقانه احساسش رو بروز میداد و بعد خودش رو سرزنش میکرد یا اجازه میداد "دلشبخواد" ، "دلشتنگبشه" ، "دلشنخواد" حسرت میخورم و میخوام که همونطور باشم!
باشه اصلا ؛ فیلمای خارجکی باکیفیتن یا حتی موضوعاتشون کشمکشهای جذاب دیگهای داره و نویسنده خیلی دیالوگای سنگین و موقعیتهای خوبی چیده ولی بیا برگردیم به قبل از دههنود و فیلمهای قدیمیایرانی رو با هم ببینیم تا به وجود "مغز" پی ببریم :)
میدونید چیه ؟ از خودم بدم میاد که اینجا توی امنیت دغدغههام اینطوری بههم ریختن و اونطرف توی غزة اینهمه فرشته هرثانیه پر پر میشن!