eitaa logo
. اوهام .
2 دنبال‌کننده
165 عکس
41 ویدیو
5 فایل
• یانور 🌟 . • بریز قهوه تلخ جهاد در کامم که خواب را بپراند، که هشیار کند . • ساکن‌سیاره‌غم 🪐 . • قلم‌است‌وچاي .
مشاهده در ایتا
دانلود
- خوب بود خوش گذش ؛ وقت وعده‌ی‌صادق ۳ عه.
داشتیم میگفتیم ریاضی و فیزیک و شیمی به‌چه درد زندگی ما میخوره ؛ که یهو دیدیم عه پدافند داریم! عه موشک بالستیک داریم! عههه مرگ بر اسرائیل :))))))))
نامه‌ای‌به‌نتان : یه‌سال پیش گردان‌های فلسطینی که تحت فشار و جنگ بودن یه‌جوری زدنت که آقای‌ما از لفظ "غیرقابل‌ترمیم" استفاده کرد . حالا دوکلمه بگم ؟ سپاه + ارتش :)))))) توخود‌حدیث‌مفصل‌بخوان‌ازاین‌مجمل ✌️🏻 .
هدایت شده از طوفان یمنی
🔴 منابع عبری: سکوت رهبر ایران ترسناک است. 🇾🇪‏ طوفان یمنــ𖡥ـی @tofan_yamani
یکی از فانتزیام اینه که حضرت‌آقا دست سیدحسن و بگیرن و جلوی دوربین بیان و سخنرانی‌شون طوفان به‌پا کنه! و ما ؟ ما از خوشحالی اشک بریزیم :)
. اوهام .
#یاد 1 . قراره برم روی اون سکو بایستم، چشمم رو به صورتش بدوزم وقتی که میگه خب خانوم‌فلانی شروع کن. و
2 . امروز برگشتی ؛ نگام کردی ‌. عمیق‌هم نگاه کردی . خب راستش من شجااع نیستم! حتی نگاهمو دزدیدم . توی چشمای سراسر مشکیت خیره نشدم . ولی حواسم بود . فهمیدم برگشتی، وایسادی یه‌چیزی بگی . همه چیو فهمیدم . ولی انگار باخودت‌گفتی ؛ چه اهمیتی داره ؟ و بعد ابروهاتو بالا بردی و انگشت اشارت رو مشت کردی و روت رو برگردوندی . و رفتی . . و من ؟ تمام این ثانیه‌ها منتظر و مراقب بودم تا تو بگی . همونی که رو دلت سنگینی میکنه . اما ؛ میدونی چرا دیگه نمیام بپرسم و اصرار کنم که بگی ؟ چون خیلی وقته که خستم . از اینکه بخاطر نگرانیم و اینکه بتونم حالتو خوب کنم بیام و بهت بگم خب بگو! ازت بپرسم! و مقاومتت رو ببینم . اینکه به هرکسی ممکنه بگی اما به من نه، رو ببینم . من خستم از اینکه بپرسم و تو امتناع کنی از جواب . و در آخر ؛ اونی که میمونه با یه کوه از غم و یه اقیانوس فکر منم!
شاید بعدها بهت بگم ؛ بخاطر تو از چی گذشتم!
1 . چگونه بنویسم ؟ چگونه آنچه‌را که مقابل تو ایستادم و گفتم درمحضر تو این‌ها اهمیتی ندارد را بازگو کنم ؟ برای تو نگفته‌ام که برای این جماعت بگویم ؟ اصلا عشقی بوده ؟ من درباره خیلی احساس‌ها مردد هستم . درمورد وجودشان یا حتی صدق‌وجودشان . که وهم برم ندارد . که دروغ نگویم به‌خودم . احساساتی دارم که میترسم در افکارم تکرارشان کنم . آنوقت این بنده‌ی‌خدا از من چه خواسته ؟ از که ؟ آقا، ۱٤٠٠ سال پیش رسول[ص] فرمود ؛ من‌عشق‌فعف ؛ ثم‌مات، مات‌شهیدا. کافی نیست ؟ [ ویرایش‌خورده ]
حتی .. اسمت هم ازم دوره ! چه برسه به حرمت 💔
هدایت شده از °• رحیل
زیاد فکر نکن؛ زیاد که فکر کنی، یادت میره باید انجامش بدی"
2 . گفتی " فروا " . گفتم سمعا و طاعتا . ببین! دارم فرار میکنم . از آدم‌ها . از نگاه‌کردن به چشم‌هایشان . از شنیدن‌صدایشان . از ایستادن در چندقدمی تک‌به‌تکشان دارم میگریزم . دارم فرار میکنم . هیچ‌جا خسته نشدم از اینهمه دوندگی و فرار و دوری ‌. هیچ‌جا نبوده که خستگی‌ام مرا از پا بیندازد ‌. مرا متوقف کند . اما یک‌جا، که دست به زانو زدم، یک‌جا که کمی صبر کردم غرق بُهت شدم . آنجا که چشمم به باقی جمله‌ات خورد که گفتی " الی‌الحسین " . من تنهام . غریبم . چطور خودم را به " حسین " برسانم ؟ از کجا زودتر میرسم ؟ من نابلد این راهم . تو، به‌ بی‌هدفی مسیر من هدف بخشیدی . به بی‌مقصدی من مقصد دادی . این منِ تنهایِ غریب را برسان !