یهجاهایی دلمون میخواد از دنیا و
پستیهاش سرمون رو روی دامن مادرمون بزاریم و فقط گریه کنیم!
مطلقا فقط گریه. بدون هیچ کلامی.
به قول اون شعره ؛
پیشِ تو کجا کار به گفتار رسیده ؟
و عجب مادری .. عجب مادری داریم ما!
این روزا از اون روزاییه که دوست دارم وقتم خالی بشه، از همهچی بزنم بجز درسم.
بعدش خسته خسته، با تنی که دیگه نا نداره، با چشمای قرمز شده، با یه صدای گرفته، خودمو جلوی خیمت برسونم.
اونجا که شاعر گفت ؛
لااقل کاش دمِ خیمهی تو جان بدهیم!
برسم به اونجایی که روم بشه بخونم ؛
دیگه راهی نمونده، هِی خودم رو میکشونم.
دستمو بگیر بتونم، که خودم رو برسونم : )❤️🩹. #شهیدالعزیز
دارم فکرمیکنم اگه تو جایِ من بودی ؟ اگه به توام اون حرفو میگفتن ؟ اونوقت تو چیکار میکردی ؟
اه حتی نمیدونم چقد درسته که حالم اینطوری شده بابت اون حرف.
حتی امروز داشتم فکرمیکردم اگه فلانی هم باورش بشه دیگه برام اهمیتی نداره.