امروز مدرسه موندم که درس بخونم و
باید بگم از اون تجربههای جدید و
خوف و خفن بود. از کلاسِ ما
فقط خودم بودم.
انقدر بهم چسبید که هرخطی که درس
میخوندم و ساعتو نگاه میکردم،
میگفتم همین ساعت رو قبلا چقدر به بطالت میگذروندم و چشمام ذوقی بازتر
میشدن. ✨✨✨
. اوهام .
- آجیجون درست تموم شده ؟ + نع. درس هیچوقت بهوجود نیومده و از بین نمیره، فقط از کتابی به کتاب دیگه،
- همه خرابش میکنن، عباس|ع| درستش میکنه!
فکرمیکردم گروهی و با دوستا درسخوندن خیلی ایده خفنیه تا اینکه امروز رو تجربه کردم و شیرینی تنهایی درسخوندن با همه اتفاقای شلوغش یهجوری به جونم چسبید که فکرنکنم خستگی مانع شه ادامش ندم.
. اوهام .
الان اشکم با همینم در میاد :)
دیگه چه برسه به این رزق بزرگ واسه منی که پارسال همین موقع..💔