امروز زنگ اول مدرسه با ۵ نفر شروع و زنگ اخرو با ۳۰ نفر تموم کردیم😀😂
مثلا قرار بود بریم مدرسه بعد بخاطر اینکه کمیم تعطیلمون کنن. نه تنها تعطیل نکردن بلکه زنگ زدن بقیه بیان. خیر سرمون با هدیه میخواستیم صبحونه رو بریم کافه بخوریم:/
خلاصه هیچی دیگه
بعد از مدرسه رفتیم خونه هدیه که لباسای مدرسه رو با لباسای بیرونی عوض کنه و بیاد خونه ما. بعد از اون رفتیم ساندویچ سفارش دادیم.
گااااد امروز برای اولین بار یه گربه رو لمس کردمممم. واییی با اینکه اخمالو بود ولی میخواست که نوازشش کنیم. خیلی کیوت بود خلاصه.
بعد از اون رفتیم خونه و من تو اتاقم کرسی چیندم و با هدیه رفتیم زیرش و ساندویچو خوردیم😂😭
وقتی که تموم شد تا رفتیم یکم استراحت کنیم مامانم گفت داره میره روضه و اگه میخواد ماهم باهاش بریم. یعنی جوری سریع اماده شدیم که هنوز تو کفِشم😂😔
خلاصه دیگه حال تایپ نیست ولی در کل امروز خیلی اوکی بود >>>>>
هدایت شده از منی که میگوید...
پایه بودن بچه های کلاس فقط ماهی یه باره 😂
و امروز خیلییی خوش گذشت باهاشون >>>>
هدایت شده از منی که میگوید...
از ساعت 11 شروع کردیم تا الان با فو 5 قسمت از ونزدی رو دیدیم .
دیگه چشمام باز نمیشه واسه بقیش .
اوکۍ. باشہ!
از ساعت 11 شروع کردیم تا الان با فو 5 قسمت از ونزدی رو دیدیم . دیگه چشمام باز نمیشه واسه بقیش .
اونا کین که دیشب خودشونو با ونزدی خفه کردن و امروز تو کلاس سواد رسانه و دینی گرفتن خوابیدن؟
درسته. من و هدیه☺️😂
میشه گفت از هفت روز هفته، هشت روزش (بسیار منطقی😂😔) من و هدیه خونهی همدیگهایم و این باعث خرسندیمه:}