قطعا هر سنی بحران مخصوص خودشو داره . منظورم عبور از اون حال دوره راهنمایی بود که برای اکثر آدما مخصوصا دخترا پیش میاد ...
۱۲ تا ۱۵ سالگی آدم همش فکر میکنه یچیزیشه و همه مشکلای کوچیک بنظرش خیلیییی بزرگ میان ؛ دوستم چرا اینجوری کرد مامانم ازم متنفره چرا درکم نمیکنه و و و ...
بحران و مشکلا بعد ۱۶ سالگی که میری دبیرستان شکلشون عوض میشه و همزمان آدم یادمیگیره چجوری باید باهاشون تا کنه ..
شاید بزرگترا این حرفو مسخره کنن ولی سختترین دوره بنظرم همین نوجوونی اوله ، هورمونات همش قاطیه از همه چی سریع ناراحت میشی هی گریت میگیره زود عصبانی میشی و ...
ولی بعدش زندگی هرچقدرم سخت بشه و مشکلا بزرگونه و عجیب باشن بازم آدم میتونه یه راه حلی براشون پیدا کنه
خیلی براش تلاش نکن .
یعنی خودتو به آب و آتیش نزن که حتما با یکی دوست شی و هی بخوای سر صحبتو با این و اون باز کنی .
عادی و مهربون باش با همه ، یبس و گوشهگیر رفتار نکن ولی در عین حال خودتو خیلی محتاج به پیدا کردن دوست نشون نده ؛ ادم بنظرم آویزون و وابسته رفتار نکنه میتونه دوستای خیلی خوبی پیدا کنه و تو دل همه جا پیدا کنه ..
توقع نداشته باش روز اول که میری بتونی دوست پیدا کنی حتی اگه یکی دوماهم طول کشید صبور باش و سعی کن با تنهاییت خوش بگذرونی