روزی روزگاری آنه؛
شهرزادِ مامان! حالا که دارم این نامه را برایت مینویسم در نخستین ساعات نخستین روز سال یک هزار و چهار
شهرزادِ مامان!
برایت آرزو نمیکنم که هرگز شکست نخوری؛ بلکه آرزو میکنم که بعد از هر شکست، بتوانی دوباره بلند شوی و تلاش کنی.
برایت آرزو نمیکنم که همیشه شاد باشی؛ بلکه آرزو میکنم که بعد از غم، بتوانی دوباره لبخند بزنی.
برایت آرزو نمیکنم که هیچ موقع دلتنگ نشوی؛ بلکه آرزو میکنم که بتوانی احساساتت را لمس کنی و یاد بگیری با آنها زندگی کنی.
برایت آرزو نمیکنم که از دست ندهی؛ بلکه آرزو میکنم که بتوانی با سوگ از دست دادن کنار بیایی و دوباره به دست آوری.
برایت آرزو نمیکنم که تنها نشوی؛ بلکه آرزو میکنم که تنهاییات را دوست داشته باشی و از آن لذت ببری.
برایت آرزو نمیکنم که عاشق شوی؛ بلکه آرزو میکنم که به هیچ کس نفرت نورزی. تنفر بیشتر از همه ساز خودت را ناکوک میکند.
برایت آرزو نمیکنم که بیمار نشوی؛ بلکه آرزو میکنم که بعد از به دست آوردن سلامتیات، قدردان آن باشی.
برایت آرزو نمیکنم که در تاریکیها گم نشوی؛ بلکه آرزو میکنم که در دل تاریکی، نور را پیدا کنی.
۱۴۰۴/۷/۲۶
روزی روزگاری آنه؛
بهار دو سال پیش:)🌸✨
راستش را بخواهی ماریلا! آدم در این دنیای پر جاذبه نمیتواند زیاد به غصههایش فکر کند، این طور نیست؟
BananBanan Tasnife_Royaye_Hasti.mp3
زمان:
حجم:
9.2M
هستی چه بود قصهی پر رنج و ملالی
کابوس پر از وحشتی آشفته خیالی
ای هستی من و مستی تو افسانهای غم افزا
کو فرصتی که تا لذتی بریم از شب وصالی...
آب دستتونه بذارین زمین و برین کارناوال وحشت از الناز دادخواه رو بخونین.🙌🏻
مخصوصا اونایی که جنایی معمایی دوست دارین.
داستان آدمهایی که ناخواسته وارد یه کارناوال میشن که نتیجهی باختن توی بازیهاش مرگ به بدترین نحو ممکنه. هیچ کس حق خروج از کارناوال و انصراف از بازیها رو نداره و مجبوره که بازی کنه.
عجیبترین چیزها درمورد این کتاب فضاسازی فوق العادش و نوشته شدنش قبل از انتشار سریال اسکویید گیم یا همون بازی مرکب و توسط یه خانم ایرانیه.
داستانش جوریه که از لحظهی ورودشون به کارناوال تا اتمام کتاب رو یه نفس میخونین و برای فهمیدن نتیجهی بازیها نمیتونین صبر کنین.
خبر خوش: توی طاقچهی بینهایت هم هست:)
ببینین اینجا چقدر قشنگه:)))))😭✨
با دوستام قرار گذاشتیم بریم کافه حالا من نشستم اینجا و تو دفترم مینویسم و اونا هم مثل همیشه دیر کردن.