eitaa logo
روزی روزگاری آنه؛
394 دنبال‌کننده
264 عکس
10 ویدیو
0 فایل
[تکرار غریبانه‌ی روزهای آنه سرانجام این‌گونه گذشت...] کانال پلی لیست @NajVa8 «از هر دری سخنی...» https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ex29hx&btn=صندوق.نامه‌های.آنه
مشاهده در ایتا
دانلود
ـ چطور این همه جریان گرفته‌ای در من؟ ـ
Erfan Tahmasbi 4_6019612289882132192.mp3
زمان: حجم: 2.2M
بهار اومده از تو پس کوچه‌های موهای سیاهت نشسته تو بارون چشای خمارم یه گوشه سر راهت تو که مژده‌ی عشقتو داده بودی نیومده آواز رفتن سرودی ازت دورم اما خوشم با خیالی که هر شب باهامه تو هر روز و حالی کجای زمینی؟ کجای زمونی؟ تو بوی بهار یا هوای خزونی؟
می‌خواست فرار کند، اما جایی برای رفتن نداشت. _گامبی وزیر
پیش او دفن کنیدم که مگر زلزله‌ای بعد صد قرن در آغوش کشاند ما را... ـ
نتیجه‌ی شب بیداری :)📚✨
و پس از اندوه‌هایمان همچون بهار زنده خواهیم شد. گویی که انگار هرگز مزه‌ی تلخی را نچشیده‌ایم... ـ
Taher Ghoreyshi taher_ghoreyshi_bahare_man gozashte shayad.mp3
زمان: حجم: 4.2M
غمت چو کوهی به شانه‌ی من ولی تو بی غم از غم شبانه‌ی من چو نشنوی فغان عاشقانه‌ی من بهار من گذشته شاید...
گیلبرت عزیزم! عیدت مبارک! راستش دلم می‌خواست سال را در کنار تو تحویل کنم. درست لحظه‌ی تحویل سال به چشمانت نگاه کنم و دستانت را در دست بگیرم و عید را اول از همه به تو تبریک بگویم. این شب‌ها با پدرم برای تمرین رانندگی بیرون می‌روم. راستش دلم می‌خواست به جای او، تو در کنارم می‌نشستی و به آرامی می‌گفتی که سرعتم را کمتر کنم و مراقب باشم. می‌دانم که تو مثل او برای هر اشتباه کوچک من، صدایت را بالا نمی‌بری و به زمین و زمان گیر نمی‌دهی. چند شب پیش دفترم را برداشتم، برای خودم چایی ریختم و رفتم روی سکوی حیاط طبقه‌ی بالا نشستم. صدای شجریان توی گوشم می‌پیچید و باز از تو می‌نوشتم. راستش دلم می‌خواست در آن لحظات تو در کنارم بودی و به جای نوشتن، با تو حرف می‌زدم و برایت چای بهار نارنج می‌ریختم. این مدت کتاب‌های زیادی خوانده‌ام. راستش دلم می‌خواست تو در کنارم بودی تا برایت از آن کتاب‌ها می‌گفتم. از اینکه چقدر دوستشان دارم و یا اینکه آن‌قدر که از آن تعریف می‌کردند جالب نبود. تو خوب می‌دانی که من چقدر از حرف زدن در مورد کتاب‌ها و نقد کردن آن‌ها لذت می‌برم. راستش دلم خیلی چیزها را می‌خواست. در کنار تو... ۱۴۰۵/۱/۳
ـ گیرم که شرط عقل به جز احتیاط نیست ای خواجه! احتیاط کجا؟ عاشقی کجا؟