☁️
دیالوگ گرالت ویچر:
من پول میگیرم تا از پول مراقبت کنم و این خیلی شرافتمندانه نیست...
شاید بدونی که میگن که ویچرها نمیدونن کی بدتره... خودشون یا هیولاهایی که میکشن...
🌳 #دیالوگ #ویچر #شمشیر_سرنوشت
☁️
ایسِنا مادر گرالت ویچره...
اون اومد و پسرش رو درمان کرد و رفت...
✈️ یه ویس در مورد انتخاب ویچرها میگیرم فردا...
🌳 #نقد #ویچر #شمشیر_سرنوشت
☁️
تپهای به اسم تپهی کایت درسرزمین مادری ویچر وجود داشت به اسم تپهی کایت و سپس اسمش به تپهی جادوگران و یا تپهی ۱۴ تن میشناسن...
چون ۲۲ تن از جادوگران اونجا وایستادن و از مردم دفاع کردن و ۱۴ تا کشته شدن...
✈️ پ.ن: اون سرزمین خیلی به جادوگرا احترام میذاره به خاطر همون واقعه، چون جادوگر میتونه عمر طولانیای داشته باشه ولی خودشون رو فدا کردن...
🌳 #نقد #ویچر #شمشیر_سرنوشت
بآغِ پُࢪتِقآل🍊
☁️ تپهای به اسم تپهی کایت درسرزمین مادری ویچر وجود داشت به اسم تپهی کایت و سپس اسمش به تپهی جا
🔮 این قسمت رو به خاطر عدد ۱۴ش نیاوردم چون اینجا نمادشناسی نیست برای نوع احترام به جادوگران گفتم...
🌳 #دلیل
بآغِ پُࢪتِقآل🍊
☁️ ⭕️ شعار این بود که سرنوشت یه شمشیر دو لبهست... 🥷 ویچر گفت سرنوشت همه مرگه و یک لبهی سرنوشت هر
☁️
مرگ سرنوشت نیست . تازه بخشی از زندگی . بقول مولوی : آزمودم مرگ من در زندگیست . چون رهم زین زندگی پایندگیست...
🌳 By مستند فلسفه با طعم شکلات، گفتوگو با دکتر دینانی
البته شما گفتین اینو...
☁️
جلد دوم ویچر، شمشیر سرنوشت تمام شد...
- ساعت ۱۱ و ۱۳ دقیقهی شب ۱۳ بهمن ۱۴۰۴
🌳 #ویچر #شمشیر_سرنوشت
☁️
غم اوایل که میآید...
چشمها باز میشوند، به دنبال هرچیزی که آدم را خوشحال کند، ناگهان میبینی گنجشکی را که کسی نمیبیند، تو دیدهای...
اما بیشتر که بماند، چشمها خسته میشود، پلکها روی هم میآیند و آدمی زندگی را بدرود میگوید درحالی که هر صبح بیدار میشود؛ لبخند میزند و انگار که دارد زندگی میکند...
🌳 #دلی_نوشت...
☁️
🧚♂️ خون الفها جلد سوم سری حماسهی ویچره که نویسنده ی این سری با این اثر معروف شدش اصلا👀
داستان از جایی شروع میشه که همسفر گرالت ویچر (ترانه سراعه) ازش بی خبر میشه و یه جا، میون الفها داره کارش رو میکنه و به شعر از عشق گرالت و ینیفر و ارتباط گرالت با پرنسس سیری میگه که داستان شروع میشه...
✈️ یه سریها دنبال ویچرن به سریها دنبال سیری و هردوتا شایعات مرگشون پیچیده..
🌳 #ویچر #خون_الف_ها
☁️
میگم یه چیزی، بعد ویچر ارباب حلقهها و بعدشم بازی تاج و تخت رو داریم که واقعا شباهت این آثار رو ببینید، چون منبع اقتباسها یکیه و میخوام این رو واضح کنیم کنار هم...
✈️ پ.ن: ابدا نمیگم از هم اسکی رفتن ولی خب منابع اقتباس یکیه...