عُشّآق
دعوا شد در خانه مادر وا شد
به روی پَنجه یِ پا ایستادم ولی...
دَستِ عَدو رَد شُد و بَر مادر خورد 💔
عُشّآق
بطلبآقا
آقاجونمشنیدمبعداز۱۴۰۰سالدوبارهبهتونجسارتکردندلبرعراقی من🕊🇮🇶