🧿 آذرنوش و مجعول بودن حدیث ثریا
از تقریر نظریه تا نقد پارادایم (03)
✍️علی راد
اعتبار به مثابه یک شاخص سنجش و داوری در کتاب چالش فارسی و عربی از جایگاه اساسی برخوردار است زیرا آذرنوش اسناد تاریخی فراوانی را معتبر یا نامعتبر شمرده است. مفهوم اعتبار اسناد و مدارک تاریخی اعم از اشعار , احادیث در کتاب آذرنوش به ابهام دچار است زیرا آذرنوش در مقدمه یا جای از کتاب به ارائه تعریف روشن و دقیق از سند تاریخی معتبر در نظر خود نمی پردازد, عبارات وی به کلی گویی دچار است و گاه داوری متناقض آمیزی از او را در ارزیابی یک منبع تاریخی شاهد هستیم برای نمونه او زمانی کتاب التاج را یکسر مجعول می داند و در جایی دیگر از کتابش به آن استناد می جوید. به دلیل همین کلی گویی و ابهام در مفهوم و معیار حدیث معتبر و هم چنین مبانی و اعتبار سنجی احادیث روشن نیست که آذرنوش بر پایه کدام موازین اعتبارسنجی حدیث ثریا را مجعول دانسته است و چرا به ضعف آن قائل نشده است آن گونه که برخی چنین اعتقادی دارند هر چند که ضعیف بودن حدیث الزاماً مساوی با مجعول بودن آن نیست.
❇️ مبانی اعتبار سنجی از الزامات پژوهشهای حدیثی و تاریخی است و چنین نیست که با هر مبنایی و بدون هیچ مبنایی حدیثی را مجعول یا صحیح تلقی کرد بلکه باید این داوری از اصول و موازین روشن علمی برخودار باشد لکن آذرنوش به این مهم در اعتبار سنجی حدیث ثریا توجه نکرد و صرفاً به فرضیه ژیلیو بسنده نمود. این فرضیه به ساختگی و دروغ بودن حدیث ثریا, نفی اصالت و اعتبار صدور آن از رسول خدا (ص) باورمند است, حدیث ثریا را در شمار احادیث موضوع و برساخته می داند. بر پایه این فرضیه , حدیث ثریا پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) در بستر جدل- نزاع عرب با عجم از سوی یک جریان فکری خاص با شاخص قومیت گرا به منظور برتر نشان دادن قوم پارسیان به اعراب وضع گردید, از طریق اسناد و روایان نامعتبر به حضرت محمد (ص) نسبت داده شد, مصداق مفاد آن حدیث ثریا به سلمان فارسی شخصیت ممتاز ایرانی تبار- فارسی زبان در میان صحابه رسول خدا (ص) تطبیق شد که همانند آنان در میان عرب وجود نداشت.
✳️برای اثبات ادعای ساختگی بودن حدیث ثریا ممکن است سناریوهای انتزاعی دیگری غیر از سناریو ژیلیو- آذرنوش نیز از فرایند وضع و انتشار آن ارائه کرد که هیچ کدام از آنها در تاریخ تحقق نیافته باشد و فقط تحلیل و برداشت ایشان باشد همانند حدس ژیلیو از چرایی نگارش کتاب الاقتباس من القرآن به قلم ثعالبی که آذرنوش آن را با شواهد خیالی خود مستندسازی کرده است. پیش تر کلمان هوار (1926-1854) هر چند وجود تاریخی سلمان در داستان جنگ خندق را تایید می کرد لکن شماری از اخبار سلمان را فاقد اصالت تاریخی می داند و سناریوی ویژه ای بر آن داشت که می توانیم آن را سناریو افسانه – غلو بنامیم. این تقریر ضمن پذیرش وجود سلمان تاریخی بر این باور است که درباره شخصیت سلمان غلو و اغراق شده و شخصیت او را در هاله از اسطوره قرار داده است , حدیث ثریا از جمله ابزارهای اسطوره سازی از سلمان تاریخی و غلو درباره شخصیت او است . سلمان اسطوره ای , تصویر طرفداران شیفته سلمان است که ارزش ها , آرمان ها , برتری ها , پیشینه و آینده خود را در شخصیت خیالی او انعکاس داده اند. سلمان اسطوره ای پس از مرگ سلمان در یک فرایند تدریجی نزد پارسیان شکل گرفت .
سناریو دیگر حتی در وجود تاریخی سلمان تاریخی تردید جدی دارد و آن را برساخته شیعیان کوفی و نویسندگان ایرانی تبار می دانند؛ سناریو دیگر سلمان فارسی را صورتی تحریف شده از شخصیت دیگری از یهودیان تازه مسلمان شده می داند که به دلیل تشابه اسمی از سوی شیعیان ایرانی تبار کوفه مصادره گردید.
این سناریوها که در عصر روشنفکری دینی جهان اسلام کمابیش از سوی برخی از نویسندگان مسلمان و غربیان ارائه می شود از ارزش علمی به معنای خاص آن در دانش نقد الحدیث برخوردار نیستند زیرا از منطق نقد علمی بی طرف برخوردار نیستند بلکه رویکردی ایدئولوژیک و سوگیرانه به حدیث مسلمین دارند و هر گونه حدیث متعارض با رویکرد و اندیشه روشنفکری را مجعول می شمرند .
❎روشن است که میان حدیث مجعول در گفتمان روشنفکری معاصر با حدیث مجعول نزد حدیث پژوهان مسلمان تفاوت ماهوی وجود دارد , مبانی , قواعد و روش این دو رویکرد در اعتبار سنجی حدیث یکسان نیست و نباید در ارزیابی حدیث ثریا فقط به رویکرد جریان روشنفکری بسنده کرد بلکه باید ادله و منطق اعتبار سنجی حدیث پژوهان مسلمان را نیز از نظر گذارنید و سپس به داوری نشست. بدیهی انگاری یا عرفی سازی مفهوم اعتبار در چنین پژوهش¬هایی که با میراث و فرهنگ یک تمدن در پیوند است, نارواست. حدیث ثریا در گفتمان اهل حدیث از اعتبار و صحت برخوردار است. لذا بایسته بود که آذرنوش ادله این اهل حدیث را به نقد می سپرد و نشان می داد که صحت آن مخدوش است تا روش می شد که عیار او در اعتبار حدیث ثریا چیست؟
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
💢ژرار ژنت و روایت شناسی مدرن
علی راد
ژرار ژنت در نظریه روایتشناسی خود، روایت را در قالب سه سطح اصلی, داستان (histoire)، روایت (récit) و روایتگری (narration) تحلیل میکند و مفاهیم کلیدی چون زمان روایی، کانونیشدگی، و نوع راوی را معرفی میکند. وی تأکید میکند که روایت صرفاً بیان داستان نیست بلکه نظامی پیچیده از زمانبندی روایی، وجه (نزدیکی یا فاصله گوینده با داستان)، لحنی خاص و نوع راوی است.
ژِرار ژُنت, نظریه روایتشناسی خود را با پشتوانه فکری از دو حوزه مهم ادبیات، یعنی صورتگرایان روس و ساختارگرایان فرانسوی توسعه داد. ژُنت, آموزههای خود را بر پایه درک ساختاری زبانشناسی فردینان دوسوسور(1913م) و نظریات بینامتنیت یولیا کریستوا (1980م) و رولان بارت بنا نهاد. او همچنین به تحلیل دقیق زمان روایی، وجه و لحن در روایت میپردازد که به شکلی منسجم چارچوبی علمی برای تحلیل متون روایی ارائه میدهد. نظریه روایتشناسی ژرار ژنت در ادبیات تطبیقی و مطالعات میانرشتهای بسیار تأثیرگذار بوده و به عنوان یکی از جامعترین نظریات روایتشناسی شناخته میشود. پژوهشهای متعدد با استفاده از نظریه ژنت، به تحلیل عمیقتر زمان، وجه و ساختار روایت در رمانها و داستانهای کوتاه پرداخته و نشان دادهاند که این نظریه چارچوبی کاربردی و فراگیر برای بررسی جزئیات روایی است. به طور خاص، مباحثی همچون تقسیمبندی روایت به سه سطح، بررسی تأخیر و تقدم روایت، و تحلیل کانونیشدگی، از مهمترین دستاوردهای نظریه ژنت در مطالعات ادبی و داستاننویسی فارسی بودهاند. این نظریه در متون مختلفی از جمله آثار غسان کنفانی و رمانهای معاصر ایرانی به شکلی دقیق و موفق به کار گرفته شده است و اشرافی جامع بر مکانیسمهای روایی فراهم میآورد
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad