eitaa logo
طومار نقد
741 دنبال‌کننده
1هزار عکس
126 ویدیو
137 فایل
مطالعات فقه، تفسیر و حدیث امامیه ارتباط با ادمین: @OstadAliRad
مشاهده در ایتا
دانلود
🧿 در سوگ روش: از فقدان منطق اقتباس تا عدم الگوی انطباق(01) نقدی بر ورّاقی فلسفه رواقیان ✍️ علی راد اشاره در روزهای اخیر، ادعاهایی در فضای مجازی و محافل دانشگاهی مطرح شده که آموزه‌های قرآنی و نهج‌البلاغه مستقیماً یا غیرمستقیم از میراث فلسفی یونان، به خصوص فلسفه رواقیان، اقتباس یا با آن‌ها انطباق دارند. اقتبا‌س و انطباق در عرصه مطالعات ادبی و تاریخی نوعی داوری و نقد محسوب می‌شوند که مبتنی بر وجود تشابهات عینی، ساختاری یا محتوایی میان دو متن یا دو پدیده‌اند؛ به‌گونه‌ای که متن یا پدیده دوم فرض می‌شود که بدون ارجاع صریح، از متن یا پدیده نخست وام گرفته است. این فرایند نیازمند معیارهای دقیق و روش‌مند برای تشخیص صحت یا ضعف ادعا است؛ معیارهایی که باید شامل تمییز میان تشابه تصادفی و تشابه تحمیلی، سنجش جامع مقتضیات تاریخی و فرهنگی و نیز توجه به تنوع و تمایزهای داخلی متون مورد بررسی باشد. فارغ از زمینه‌های تاریخی، انگیزه‌ها و اهداف مطرح‌کنندگان این ادعاها، آنچه اهمیت فراوان دارد، تحلیل و پرسش درباره معیارها، اصول روش‌شناسانه و چارچوب‌های مفهومی است که این اقتباس یا انطباق بر اساس آن‌ها انجام می‌شود. تحلیل علمی و دقیق این ادعاها نیازمند چارچوب‌های روش‌شناسی مستدل، معیارهای معتبر و تلفیق رویکردهای میان‌رشته‌ای است که بتواند صحت و سقم این ادعاها را به دور از ساده‌سازی‌ها و پیش‌داوری بررسی کند. این یادداشت در پی آن است تا سازوکارهای اقتباس، انطباق و أثرپذیری را نقد کرده، معیاری روش‌مند و چارچوب تحلیلی معین ارائه دهد و بدین ترتیب زمینه‌ای برای گفت‌وگوی علمی و مستدل فراهم آورد. نویسنده این یادداشت باورمند است که بدون یک چارچوب نظری مشخص و منطق روش شناسی علمی اینگونه ادعاها چیزی بیش از ورق زدن میراث وراقیان و خوانش سطحی قرآن نیست. 💢۱. ابهام در مفاهیم پایه اقتباس، انطباق و تأثیرپذیری مفاهیمی نزدیک ولی متفاوت‌اند که باید به درستی تمییز داده شوند: اقتباس: فرآیند وام‌گیری عمدی، آگاهانه و قابل ارزیابی است که معمولاً با ارجاع صریح یا ضمنی همراه است و به عنوان یک ادعای روش‌شناسی، مستلزم شواهد معتبر است. انطباق: به معنای تطابق یا هماهنگی نسبی میان دو متن است که ممکن است ناشی از عوامل مشترک فرهنگی یا انسانی باشد، اما الزاماً مبین اقتباس مستقیم نیست. أثرپذیری: دامنه‌ای وسیع‌تر دارد و شامل هرگونه انتقال اثر یا تأثیر فرهنگی و فکری می‌شود که ممکن است مستقیم یا غیرمستقیم باشد. این تمایز، در پژوهش‌های مرتبط با متون مقدس اسلامی اهمیت دارد تا از برداشت‌های مبهم و نادرست پرهیز شود. 💢۲. نقد رویکرد این رویکرد تنها بر تطابق‌های ظاهری یا مفهومی تمرکز کرده و چارچوب کلی‌تر و زمینه تاریخی را نادیده می‌گیرند. این رویه به چند دلیل قابل نقد است: یکم. بسیاری از مفاهیم اخلاقی و فلسفی مانند عدالت و حکمت، موضوعاتی بشری و جهانی‌اند که در فرهنگ‌های مختلف به طور مستقل شکل گرفته‌اند. دوم. فقدان مستندات تاریخی قابل اتکا برای اثبات اقتباس مستقیم از متون یونانی. سوم. تفاوت ماهوی و فلسفی آموزه‌های وحیانی و فلسفی که آنها را در دو بستر متضاد یا متمایز قرار می‌دهد. این نقدها موجب مشکلات جدی در تحلیل‌های اقتباسی می‌شود و نیازمند روش‌شناسی دقیق است. •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
🧿 در سوگ روش: از فقدان منطق اقتباس تا عدم الگوی انطباق(02) نقدی بر ورّاقی فلسفه رواقیان ✍️ علی راد 💢۳. فقدان معیارهای روش‌شناسی در بازشناسی اقتباس - تحلیل دقیق زمینه تاریخی، اجتماعی و فرهنگی شکل‌گیری متون. - جستجوی ارجاعات صریح یا ضمایم متنی مؤید اقتباس. - بررسی تطابق در سطوح واژگان، معنا و ساختار. - استفاده از روش‌های آماری و زبان‌شناختی برای تفکیک تشابه تصادفی از اقتباس واقعی. - تحلیل سیر تحول مفاهیم و معانی در متن‌ها. 💢۴. فقدان چارچوب نظری اقتباس - تاریخ‌گرایی انتقادی, تحلیل زبان‌شناسی و بلاغی, نقد ادبی و متنی , فلسفه فرهنگ چارچوب نظری برای بحث از امکان یا امتناع اقتباس قرآن از فلسفه رواقیان است. این رویکرد چندوجهی پژوهش را از دام‌های ساده‌انگاری نجات می‌دهد. 💢5. چالش‌ها و محدودیت‌های روش‌شناسی - فقدان مدارک مستقیم, تغییرات معنایی و زبانی, تداخل فرهنگی گسترده, محدودیت ابزارها برای بررسی متون کهن رواقیان از جمله چالشهای فرا روی ادعای اقتباس قرآن از میراث فلسفی رواقیان یا فلسفه یونانی است. دستاورد اقتباس آموزه‌های اسلامی از فلسفه یونان به ویژه میراث فلسفی رواقیان باید با معیارهای دقیق و چارچوب‌های میان‌رشته‌ای بررسی شود تا از ساده‌سازی و تخریب میراث دینی جلوگیری شود. شایان گفتن است که در دوره نزول قرآن و پس از آن، برخی ساده اندیشان بر این باور بودند که برخی آیات قرآن از آموزه‌ها یا قواعد پیشینیان اقتباس شده است. مثلاً اعتقاد داشتند آیه قصاص «وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُوْلِي الْأَلْبَابِ» برگرفته از قاعده رایج در عصر جاهلی «القتل أنفى للقتل» است. بااین‌حال، نقد ادبی و بلاغی عمیق این آیه توسط مفسران معاصر و پژوهشگران زبان عربی نشان داده است که این آیه از نظر ساختاری، معنایی و بلاغی تفاوت‌های بنیادینی با آن قاعده دارد و برتری واضحتری در بیان هدف و فلسفه قصاص ارائه می‌دهد. برخی تحقیقات معاصر نیز با تحلیل زبان‌شناختی و میان‌متنی، استقلال محتوایی و اصالت آموزه‌های قرآنی را در مقایسه با قواعد پیشااسلامی تأیید کرده‌اند. •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
غلو در میراث اهل سنّت ( 01) مورد مطالعه : غلو اهل حدیث درباره بخاری ✍️علی راد اهل حدیث به دلیل ناتوانی از تقابل با جریان رأی گرای فقهی , عقل گرای معتزلی و رهیافت های انتقادی علیه مبانی اعتبار احادیث ناگزیر شد از جوامع حدیثی , مشایخ اهل حدیث چهره ای قدسی و نقد ناپذیر ترسیم کند , باب هر گونه نقد و پرسش درباره شخصیت و میراث ایشان را مسدود نمود تا به مدد ترکیب غلو با قداست , نوش دارویی پس از مرگ اندیشه حدیث برای خود فراهم آورد. هیمنه تعصب و تصلب اندیشه در گفتمان فکری قرن دوّم و سوّم هجری نیز به تشدید غلوگرایی در طیف های مختلف این گفتمان کمک نمود , فضایی تیره و تار از شخصیت و تراز دانایی بزرگان فقه , حدیث و کلام در این روزگار فراهم آورد. در این میان توسعه مذهب فقهی - کلامی ابوحنیفه در گستره جغرافیای سیاسی دولت عبّاسیان زمینه حسادت علیه شخصیت و اندیشه های ابوحنیفه را نزد اهل حدیث برانگیخت , فضایی شکننده , غبارآلودو سیاه از فضائل تراشی درباره ابوحنیفه از یک سو, غلو و اغراق درباره ابن حنبل و مشایخ اهل حدیث از سوی دیگر ایجاد نمود ( نک : امینی , الغدیر , « قصص في مناقب الإمام أحمد ») , فضیلت تراشی تا حدی به اوج رسید که تردیدی در دروغ بودن آنها نبود , از جمله مشهورترین این فضایل برساخته اسطوره داوری بر اساس مذهب ابوحنیفه از سوی عیسی (ع) در آخرالزمان است. علامه امینی با استناد به آثار ملا علی قاری در ترسیم این فضا چنین می نویسد : « وقد أطنب الشيخ علي القاري في رد هذه الأسطورة بعدة صحائف إلى أن قال في ص 230 : ثم إن مثل هؤلاء لفرط تعصبهم وعنادهم ليس مطمح نظرهم إلا تفضيل أبي حنيفة ولو بما لا أصل له، ولو بما يؤدي إلى الكفر وليس عندهم علم بفضائله الجمة التي ألفت فيها الكتب فيرضون بالأكاذيب والافترائات التي لا يرضاها الله ورسوله ولا أبو حنيفة نفسه، ولو سمعها أبو حنيفة رضي الله عنه لأفتى بكفر قائلها وفي فضائل أبي حنيفة المقررة المحررة كفاية لمحبيه ولا يحتاج في إثبات فضله إلى الأقوال الكاذبة المفتراة المؤدية إلى تنقيص الأنبياء، ومن العجائب إنه وقع للقهستاني مع فضله وجلالته شئ من ذلك فقال في شرح خطبة النقابة : إن عيسى إذا نزل عمل بمذهب أبي حنيفة كما ذكره في الفصول الستة .» ( همان ). در امتداد منازعات اهل حدیث با اهل رأی است که طرفداران ابوحنیفه او را چنان تفضیل و ترفیع بخشیدند که افتخار پیامبر اکرم (ص) به ابوحنیفه به دلیل دانایی ویژه او به شریعت اسلام , یکی از سرفصل های کتاب غلو و اغراق ابوحنیفه بود: « النبي يفتخر بأبي حنيفة : عن رسول الله صلى الله عليه وآله أنه قال : إن سائر الأنبياء تفتخر بي ، وأنا افتخر بأبي حنيفة ، وهو رجل تقي عند ربي ، وكأنه جبل من العلم ، وكأنه نبي من أنبياء بني إسرائيل ، فمن أحبه فقد أحبني ، ومن أبغضه فقد أبغضني . وعنه صلى الله عليه وآله : إن آدم افتخر بي ، وأنا أفتخر برجل من أمتي اسمه نعمان ، وكنيته أبو حنيفة ، هو سراج أمتي . أسلفنا الروايتين مع جملة مما اختلقته يد الغلو في الفضائل لأبي حنيفة في الجزء الخامس ص 239 - 241 وذكرنا هنالك إن أمة من الحنفية بلغت مغالاتها فيه حدا ذهبت إلى أعلميته من رسول الله صلى الله عليه وآله في القضاء ». ( امینی , الغدیر, ج 11 , ص 127 –218 ) . این غلو فاحش ( به تعبیر علامه امینی) پیشینه کهن در گفتمان عامّه دارد : « الغلو الفاحش : هاهنا ننهي البحث عن المغالاة في مناقب الخلفاء ، ويهمنا عندئذ أن نوقف القارئ على شرذمة قليلة من الكثير الوافي مما نسجته يد الغلو من قصص الخرافة ، وما لفقته الأهواء والشهوات من فضائل أناس من القوم منذ عهد الصحابة وهلم جرا ، ونلمسك باليد الغلو الفاحش» ( امینی , الغدیر, ج 11 , ص 103 ) . •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
غلو در میراث اهل سنّت (02) مورد مطالعه : غلو اهل حدیث درباره بخاری ✍️علی راد طرفه اینکه اهل حدیث و عامّه , شیعیان را به دلیل باورمندی به فضایل امامان خود که تفاوتی بنیادین و جوهری با صحابه و تابعین در شناخت اسلام دارند , متهم به غلو و رفض می کردند حال اینکه خود موسس غلو , بهره مند از وضع در پیشبرد آن بودند : « فهلم معي إلى أناس يشنعون على الشيعة باثبات تلكم النسب ويقذفونهم بالغلو والكفر والشرك وهم يثبتونها لغير واحد من أولياءهم ، وذكروا أضعاف ما عند الشيعة من تلكم الفضائل المرمية بالغلو في تراجم العاديين من رجالهم ، ونشروها في الملأ واتخذوها تاريخا صحيحا من دون أي غمز وإنكار في السند ، ومن غير مناقشة و نظرة صحيحة في المتون ، كل ذلك حبا وكرامة لأولئك الرجال ، وحب الشئ يعمي ويصم ، وهذه السيرة مطردة فيهم منذ القرن الأول حتى اليوم ، ولا يسع لأي باحث رمي أولئك المؤلفين الحفاظ بالضلال والشرك والغلو وخروجهم عما أجمعت عليه الأمة الإسلامية كما هم رموا الشيعة بذلك ، على أن الباحث يجد فيما لفقته يد الدعاية والنشر ، ونسجته أكف المخرقة والغلو في الفضائل ، عجائب وغرائب أو قل : سفاسف وسفسطات ، تبعد عن نطاق العقل السليم ، فضلا عن أن تكون مشروعة» ( امینی , الغدیر, ج 7 , ص 72 – 73 ) . بنابر این غلو و اغراق درباره جایگاه بخاری ریشه در گفتمان جدل – نزاع اهل حدیث با جریان های دگر اندیش دارد , رویکرد غلو آمیز درباره بخاری در تحلیل گفتمان کاوی بر آوای متعارض خود دلالت دارد و تلاش می کند از طریق اغراق درباره شخصیت بخاری آن را کتمان کند . این صدای متعارض رویکردی سلبی و انتقادی به شخصیت بخاری داشت, معتقد بود بخاری پژوهش گری بیش در عرصه حدیث نبود , در فقاهت و اجتهاد سَر رشته نداشت. اهل حدیث روزگار بخاری که در اثر با نقدهای جریان معتزله و اهل رأی جایگاه اجتماعی و مرجعیت علمی خود را از دست داده بود به دنبال روزنه امیدی بعد از مرگ ابن حنبل بود. در این فضای شکننده نفی و نقد علیه اهل حدیث شخصی چون بخاری که به گردآوری احادیث در ساختاری جدید همت گماشته بود با همه کاستی و آسیبی های که داشت , روزنه امیدی بود به ویژه اینکه بخاری ادعا داشت که در این اثر اندیشه رأی گرا و دیگر منتقدان دگر اندیش اهل حدیث به ویژه ابوحنیفه را نقد کرده است . از این رو اهل حدیث پس از مرگ ابن حنبل و نا کامی او در احیای دوباره جایگاه اهل حدیث به بخاری و کتاب الجامع الصحیح او پناه آوردند و چنین پنداشتند که در سایه این کتاب می توانند به تداوم حیات اجتماعی هویت خود ادامه دهند . برای این مهم غلو و اغراق درباره بخاری و کتاب او تنها راهی بود که به ذهن ایشان رسید تا بتوانند از این طریق به شهرت یافتن بخاری از یک سو و هویت بخشی به اهل حدیث از سوی دیگر کمک کنند و جایگاه از دست رفته خود در گفتمان علمی را بازیابی نمایند . غلو درباره بخاری به ابزارهای متناسب با خود نیاز داشت که مهم ترین آن جعل و وضع متون و روایات تاریخی درباره شخصیت اسطوره¬ای بخاری بود تا تصویری از او ارائه کند که بتواند به مقابله با اندیشه های ابوحنیفه برخیزد , برای این مهم ناگزیر شدند که حلقه علمی برای بخاری با حضور بیش از بیست هزار شاگرد بتراشند , گسترده نفوذ اندیشه های بخاری را به گستره جغرافیای دولت عباسی در تقابل با سرعت , هیمنه و رشد فقه ابوحنیفه ترسیم نمایند حال اینکه هیچ کدام از این ادعاها را در تاریخ نمی توانیم ردیابی و اثبات کنیم. •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
🧿 سنّت در افق قرآن از تبیان تا بیان ✍ علی راد قرآن و سنّت دو منبع اصیل دین اسلام هستند. شناخت اسلام بدون آگاهی کامل از این دو منبع یا بسنده نمودن به یکی از این دو , شناختی ناقص و رهزن است . هم چنین فهم قرآن و سنّت بدون ارجاع تفسیری به دیگری نیز میسور نیست زیرا هر دو در مسئله و رهیافت , مخاطب و غرض وحدت تام با یکدیگر دارند لذا میان قرآن و سنّت از همه جهات پیوندی ناگسستنی بر قرار است و دو روی یک سکه هستند . آموزه های دین اسلام برایند آمیختگی دو سویه و در هم تنیده قرآن با سنّت و سنّت با قرآن است , حدیث به مثابه ترجمانِ سنّت همزاد قرآن است. تبیان ( نحل / 89 ) به معنای جامعیت در پاسخ به نیازهای هدایتی انسان ( رسائل الشریف المرتضی , ج 2 , ص 220 ) از جمله اوصاف انحصاری قرآن است که بر خلاف کتاب های آسمانی پیشین ( اعراف / 145 ؛ زخرف / 63 ), فراتر از مرزهای تاریخ و فرهنگ از آموزه های جهان شمول برخوردار است (بصائر الدرجات , ص 229 ). فرایند نزول قرآن تا رسیدن آن به قله¬ی جامعیت و تبیان تداوم یافت . همگام با نزول رسول اکرم (ص) به فرمان وحی به تبیین و تعلیم تبیان بودن قرآن همّت گماشت , اصول , مقاصد و آموزه های خرد و کلان آن را در گفتار و رفتار خود آشکار ساخت . اینگونه بود که قرآن بیان برای مردمان شد و آموزه های هدایت بخش آن پیراسته از هر گونه غبار و تردید فرا دید جهانیان قرار گرفت. اگر قرآن , تبیان است , سنّت ترجمانِ تبیان و تفصیل قرآن است . اگر قرآن , بیان است ( آل عمران / 138) از مسیر تبیین و تعلیم سنّت بود که به این جایگاه رسید ( جمعه / 2 ) و چنین نبود که وظیفه پیامبر (ص) فقط ابلاغ و تلاوت قرآن بود بلکه تبیین قرآن از فراز تبیان تا تراز بیان رسالت مهم او بود و تلاوت مقدمه آن بود و این همه به اراده خداوند و بر اساس حکمت بالغه او بود و الزام پیامبر (ص) به تبیین و تعلیم قرآن در آیات متعدد گویای این مهم است که قرآن به اراده خداوند چنان نزول یافته بود که به تفسیر و آموزش پیامبر (ص) نیازمند بود و اگر در واقع بی نیاز از تبیین بود , ارجاع تبیین و تعلیم آن از سوی رسول خدا (ص) لغو بود و روشن است که ساحت قدسی خداوند از لغو پیراسته است. حراست و صیانت , روایت و درایت , پیرایش و پالایش , تفسیر و تطبیق سنّت پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) بر عهده عترت ایشان نهاده شد , بدین سان سنّت رسول خدا (ص) از فرایندی ایمن به آیندگان انتقال یافت . عالمان ربّانی در امتداد عترت رسول الله (ص) از گذشته تا اکنون به روایت و درایت سنّت اهتمام نمودند و میراث سترگ و گرانسنگی را در تصنیف , شرح , تفسیر و استنباط آن پدید آوردند و این گونه بود که سنّت پژوهی در تاریخ و تراث مسلمین جایگاهی مهم یافت و کارنامه ای پُر برگ و بار از خود به یادگار نهاد . •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
🧿اعجازمندی تورات و انجیل نخستین در نگره اندیشمندان مسلمان از پارادایم امکان تا انکار ✍️ غلامعلی جزینی + علی راد چکیده از جمله تحوّلات مهم در تاریخ کلام اسلامی، تغییر نگرش متکلّمان مسلمان نسبت به اعجاز کتاب­های آسمانی پیش از قرآن است؛ در حالی­که برخی اندیشمندان نخستین، اعجاز را ویژگی ذاتی کلام الهی و قابل­تعمیم به تمامی کتاب­های وحیانی می‌دانستند، نظریّه انحصار اعجاز در قرآن، از قرن چهارم هجری، به‌تدریج در میان متکلّمان رواج یافت. این مقاله با رویکرد تاریخی و روش تحلیل محتوای کلامی، به بررسی این تحوّل می‌پردازد و با تحلیل آرای متکلّمانی چون نظّام، جاحظ، اشعری و باقلانی نشان می‌دهد که مناظرات دینی و چالش‌های بین‌ادیانی از جمله زمینه‌های شکل‌گیری انگاره انحصار اعجاز در قرآن بوده‌اند. پژوهش حاضر، با پرهیز از داوری کلامی، تنها به تبارشناسی این تحوّل نظری پرداخته و لایه‌های پنهان آن را آشکار می‌سازد. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که در سده‌های نخست، برخی از متکلّمان مسلمان، اعجاز را امری مشترک میان همه کتاب­های وحیانی تلقی می‌کردند؛ امّا این نگرش، به‌تدریج و تحت­تأثیر فضای مناظرات بین‌ادیانی و سیطره پارادایم‌های «تحریف‌باوری» و «اعجاز قرآن»، جای خود را به دیدگاهی داد که اعجاز را ویژگی انحصاری قرآن می‌دانست. این تحوّل، ضرورت بازخوانی تاریخی و نقد تحلیلی نظریّه‌های کلامی در باب اعجاز را برجسته می‌سازد. کلیدواژه‌ها : نظریّه‌های کلامی اعجاز تورات و انجیل نخستین تطوّر تاریخی تاریخ اندیشه‌های کلامی نقد تاریخی. لینک دانلود : https://www.tkalam.ir/article_729231.html •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
علامه طباطبایی در کنار آیت الله العظمی سید محمد هادی ميلانی با سپاس از استاد اسکندری به پاس ارسال عکس •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad