💢مولود کعبه در کشاکش نفی و تعمیم (بخش اول)
بازخوانی رویکرد علامه سید محمد هادی میلانی
✍️ علی راد
آیت الله میلانی در تدوین اثر ارزشمند "قادتنا کیف نعرفهم" روشی مبتنی بر تحلیل و نقد دقیق نظریات رقیب اتخاذ نموده است. این رویکرد، نه تنها بیانگر تسلط ایشان بر موضوع، بلکه نشان دهنده تعهد به ارائه تصویری جامع و مستدل از فضائل و مناقب اهل بیت (ع) است. در واقع، نقد نظریه رقیب، از ارکان مهم در روش شناسی ایشان محسوب می شود.
میلانی با اشراف کامل به فرضیه ها، نظریه ها و شبهاتی که از سوی جریان های معاند در جهت نفی، انکار، تردید و تضعیف جایگاه اهل بیت (ع) مطرح شده است، به شکلی مستقیم و غیرمستقیم به نقد و بررسی آنها می پردازد. این نقدها، صرفاً پاسخگویی به اتهامات نیستند، بلکه فرصتی برای تبیین دقیق تر و مستندتر حقایق تاریخی و اعتقادی فراهم می آورند.
با این روش، آیت الله میلانی نه تنها خواننده را با دیدگاه های مختلف آشنا می سازد، بلکه با ارائه استدلال های قوی و مستند، امکان انتخاب آگاهانه و مبتنی بر تحقیق را برای او فراهم می آورد. در نتیجه، "قادتنا کیف نعرفهم" اثری صرفاً تاریخی نیست، بلکه یک اثر تحلیلی و نقادانه است که خواننده را به تفکر و بررسی دقیق در خصوص جایگاه و فضائل اهل بیت (ع) دعوت می کند. به این ترتیب، نقد نظریه رقیب، نقشی حیاتی در تحقق هدف اصلی کتاب، یعنی شناخت صحیح و عمیق قادتنا، ایفا می کند.
هرچند آیتالله میلانی به صراحت از نام نظریهپردازان رقیب و یا منابع آنها یاد نمیکند، لیکن با دقت در استدلالها، شواهد تاریخی و تحلیلهای ارائه شده در کتاب، بر خواننده آگاه آشکار میشود که ایشان با نگاهی دقیق و اشراف کامل به نظریات مخالف، به رد و ابطال آنها مبادرت ورزیده است. به عبارت دیگر، ساختار کلی کتاب و استدلالهای موجود در آن، خود پاسخی ضمنی و مستدل به این نظریات محسوب میشود. تولد امام علی(ع) در داخل کعبه از جمله حوادث شگرف در حیات ایشان است لذا هماره محدّثان, تاریخ نویسان و سیره نگاران به این مهم در شرح و حال آن حضرت جستاری را به این واقعه اختصاص داده اند, برخی نیز در اثری مستقل و به تفصیل به آن پرداخته اند. آیت الله میلانی نیز ناگزیر از این است که به این مهم بپردازد زیرا این واقعه از جمله نشانگان ویژه ای است که تمایز شخصیت حضرت علی را از دیگران در مرحله تولد اثبات می کند لذا در اندیشه شیعه از اهمیت و کارکرد زیادی برخوردار است.
نقد و بررسی ادعاهای رقیب درباره این واقعه از تاریخ و سیره حضرت علی نمونهای برجسته از رویکرد آیتالله میلانی در نقد نظریه رقیب است. به طور کلی در جبهه نظریه رقیب چندین مسئله و چالش درباره این واقعه ادعا شده است: عدم تواتر, عدم انحصار به علی(ع).
مولف کتاب قادتنا کیف نعرفهم جستار «علی ولید الکعبة» را در مقام نقد هر یک از این انگاره ها تنظیم کرده است, روایات برگزیده, استنادات تاریخی و ادبی آیت الله میلانی در این بخش گویای این مهم است که قصد پنهان او نقد و رد هر یک از این پنداره ها بوده است. این مهم برای خواننده ای که با دیدگاه های شناخته شده در واقعه تولد امام علی در داخل کعبه آشنایی کامل دارد, روشن است.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
💢مولود کعبه در کشاکش نفی و تعمیم(بخش دوم)
بازخوانی رویکرد علامه جعفر مرتضی عاملی
✍️علی راد
پدیده غلو و پیامدهای منفی آن در تاریخ فکر و میراث امامیه بهویژه در فضایل و مناقبنگاری که بخشی از سیرهنویسی است واقعیتی انکارناپذیر است. غلو با دو گونه غلو سیاسی و غلو معارفی ـ عملی تلاش داشت چهره اسلام و اهلبیت(ع) را مشوّه کنند، اما با مقابله امامان شیعه در تحقق اهداف خویش ناکام ماند، ولی ردپای تلاشهای نافرجام آنان در متون و میراث بهویژه در سیره و فضایل ایشان باقی ماند. این رسوبات در دورههای متأخر از طریق برخی از آثار و شخصیتهای غلوگرا احیا شد و در ذهنیت افراد ناآگاه در تقریر سیره و ترسیم سیمای امامان شیعه اثر گذاشت. از اینرو توجه سیرهنگاران به پدیده غلو و بازتابهای آن در متون و میراث شیعی امری انکارناپذیر است و غفلت از آن پیامدهای نادرستی را در سیره نگاری معصومان به دنبال دارد. محقق عاملی در سیرهنگاری امام علی(ع) با نگاهی دقیق و ظریف به واکاوی و نقد رگههای غلو در سیره علی(ع) پرداخته است که از جمله آنها غلوانگاری ولادت علی(ع) در داخل کعبه است که به بهانه تشابه به آموزههای غالیانه در اصالت نصوص متواتر تشکیک نمیکند. پیش از تقریر و ارزیابی نظریه محقق عاملی توجه به دو نکته ذیل ضروری است:
1. فرایند و چگونگی حضور فاطمه بنت اسد(س) در داخل کعبه هنگام تولد امام علی(ع) از حوادث خاص و شگفت حیات ایشان است. نظر به اهمیت این واقعه و فضیلت آن برای امام علی(ع)، هماره این بخش از حیات ایشان مورد اهتمام ویژه سیرهنگاران امامی بوده و هست. اهتمام محققان امامیه در سده اخیر به تکنگاشتهای تخصصی در این موضوع، اهمیت این فراز از حیات علوی را نشان میدهد. برآیند این پژوهشها دو کارکرد در سیرهنگاری امام علی(ع) را در پی دارد: نخست اثبات فضیلتِ «یگانه مولود کعبه» که به امام علی(ع) اختصاص دارد و تکریم و عنایت الهی را در شأن امام و مادر بزرگوار ایشان اثبات میکند. دوم نقد نظریه رقیب که بافضیلتتراشی تولد شخص دیگری به نام حکیم بن حزام در داخل کعبه، اختصاص و انحصار این فضیلت برای امام علی(ع) را برنتافته و تلاش دارد با نظیرسازی این فضیلت را کمرنگ نشان دهد.
2. بر پایه انگارهای غالیانه فرایند تولد امامان شیعه فرایندی متفاوت از تولد افراد عادی است؛ به گونهای که نشانههای بارداری در مادران امامان آشکار نیست و حتی چگونگی وضع حمل آنان با سایر زنان متفاوت است. معضلی که ذهن محقق عاملی را در نگارش بخش تولد امام علی(ع) گزیده و او را ناگزیر به موضعگیری در برابر انگاره غالیانه در باب تولد امامان واداشته است، واقعه اعجابانگیز شکافتهشدن دیوار خانه کعبه و تولد امام علی(ع) از فاطمه بنت اسد(س) داخل کعبه است که در نصوص روایی و تاریخی بدان تصریح شده است. محقق عاملی در تتمه بحث از تولد امام علی(ع) در داخل کعبه با گشودن مبحثی با عنوان «ولادة الأئمة(ع) فی روایات الغلاة» به نقد رگهها و رسوبات تفکرات غالیانه در روایات موالید معصومان میپردازد که بیانگر یکی از اصول نقد وی در مواجهه با سیرهنگاری معصومان است. به نظر میآید از نگاه محقق عاملی موضوع شکافتهشدن دیوار کعبه و تولد امام علی(ع) در داخل کعبه زمینه طرح بحث از نقد پنداره غلو در روایات موالید را از سوی وی فراهم کرده است؛ زیرا ممکن است برخی از افراد این واقعه را غلوآمیز پنداشته و در درستی آن تردید کنند. به همین دلیل وی برای دفع این شبهه ناگزیر این مبحث را در انتهای مبحث میلاد امام علی(ع) طرح کرده است. سپس در فصل دوم از جلد نخست با عنوان «ولید الکعبة» به اثبات فضیلت تولد امام علی(ع) در داخل کعبه و پاسخ به اشکالات و شبهات وارده بر آن میپردازد. 3. محقق عاملی مبتنی بر نظریه تواتر نصوص و ادله تولد امام علی(ع) در داخل کعبه احتمال غلوآمیز بودن این پنداره را از اساس میزداید، اما به طور مستقیم به این شبهه نمیپردازد؛ زیرا بر پایه مستندات متواتر روایی و تاریخی تولد امام علی(ع) داخل کعبه قطعی است و علیرغم شگفتانگیزبودن این حادثه نباید آن را غلوآمیز دانست. بنابراین از نگاه محقق عاملی هر حادثه شگفتانگیزی دلیل بر نفوذ غلو در ساخت و پرداخت آن نیست و اگر نصوص متواتر و قطعی بر تحقق یک واقعه اعجاببرانگیز و غیرعادی داشته باشیم نباید آن را حمل بر غلو کرد. ( الصحيح من سيرة الامام علی(ع)، ج 1، ص 22 – 24).
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
401.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💐 با عرض تبریک یگانه مولود کعبه : کانال طومار نقد💐
💢 محمد (ص) , پیامبر بازار
بازار, محراب نبوت و آوردگاه عدالت
✍️ علی راد
امروزه تعبیر « پیامبر بازار » شاید تناقض آمیز به نظر آید زیرا در نگاه ما مقام پیامبری, شأنی معنوی , ملکوتی و فراتر از امور دنیوی دارد , پیامبری با بازار که اوج دنیاگرایی است , هم رنگ و همسان نیست. انسان هر چه به عالم معنا و معنویت نزدیک تر به همان سان از دنیا و مظاهر آن که در بازارها متجلی است , گریزان است! بازار نماد دنیاگروی و لهو و لعب و غفلت از یاد خداوند است ! بازار, محبوب ابلیس و ابلیسیان است و نسزد که عبد صالح و انسان کامل در آن درنگ نماید , حضور پیدا کند , با بازاریان همنشین و هم سخن گردد ! برایند این پنداره گسستن حضور پیامبر(ص) از بازار و انحصار حضور ایشان به مسجد و منبر است , انگاره ای که اینک از امامت و نبوت در اذهان برخی از مسلمین نهادینه شده است , و از حضور پیامبر در بازار و آموزه های ایشان در موضوع بازار کمتر سخن به میان می آید!
حال اینکه نصوص تاریخی و حدیثی گویای این مهم است که پیامبر اکرم (ص) از ظرفیت بازارهای مکه و مدینه حداکثر استفاده را برای تبیین آموزه های وحیانی استفاده نمود , بازار را محراب خود قرار دارد , با حضورهای مکرر و پیاپی خود به تثبیت عدالت اقتصادی و زدودن ربا , گران فروشی , احتکار , کم فروشی , حیله , غل و غش در کالا , ... اهتمام جدی ورزید , ارزش و جایگاه بازار و بازاریان را تعالی بخشید , تاجران را همنشیان شهیدان معرکه جنگ و شهدای راه دین معرفی کرد , فقه بازار را بر بازاریان واجب نمود , از ظرفیت های سیاسی , اجتماعی و ادبی بازار غفلت نورزید , فضای بازار را رایحه آیات قرآن عطرآگین نمود , در بازار به نبرد شرک و کفر برخاست , با قرآن تحدی نمود ........ .
متون حدیثی و تاریخی گویای حضور گسترده و فراگیر پیامبر(ص) در بازارهای مکه و مدینه, رصد و پایش , نظارت و صیانت , هدایت و تعالی بازار به سوی عدالت بود ؛ شاید یکی از اسرار لطیف آیه تعبیر « ... و یَمشونَ فِیالاَسواقِ » در آیه « وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ » (فرقان / 20) در این مهم نهفته باشد که حضور در بازار را نسبتی با پیامبری است زیرا بازار آنگونه که آوردگاه عدالت و توحید است میتواند آوردگاه استثمار و تکاثر , شرک و کفر نیز باشد و پیامبران را نشاید که از بازار غفلت ورزند , بلکه باحضور در بازار با اقشار مختلف و متنوع مردمان انس گیرند , از فقر و رنج ایشان آگاهی یابند , مترفین و اهل تکاثر را هشدار دهند , .... و این است تفاوت بازار با مسجد!
آری , حضرت محمد (ص) , پیامبر بازار نیز بود و حتی دشمنان او نیز از حضورش در بازار برای ترور او نقشه کشیدند لکن او از آن نهراسید , طعم عدالت در بازار را برای مومنان به قرآن و حتی اهل جزیه چشانید به گونه ای که اهل کتاب می توانستند در بازارهای مسلمین اجناس خود را بفروشند زیرا امنیت بازار تحت نظارت و صیانت حضرت محمد (ص ) بود ؛ امام علی (ع) , جانشین راستین او نیز این رویه را ادامه داد : « و کانَ یرکبُ بَغلَةَ رَسولِ اللّهِ(ص) الشَّهباءَ ویطوفُ فِی الأَسواقِ سوقا سوقا، ... » و حضور دجالیان و ابلیسیان در بازار مسلمین را ریشه کن کرد که چون آفتاب نبوت و امامت بر بازار نتابد ابلیس و دجال سایه شوم خود را بر آن بگستراند !
در فرسته های بعدی فقه امنیت و مسئله بازار را مطالعه بفرمایید👇
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
💢فقه امنیت و مسئله بازار؛ عرصه ها و چالشها
✍️علی راد
«فقه امنیت» در پهنه فقه معاصر، کوششی است در فهم و تنظیم قواعد دینی نسبت به امر نظم، حراست و تدارک مصالح عمومی در شرایطی که تهدیدها، خطرها و آسیبها میتوانند همگان را در معرض بیثباتی قرار دهند. واژه بازار در قاموس فقه امنیت صرفاً به معنای محل مبادله کالا و خدمات نیست؛ بازار نمادی است از شبکهای پیچیده از روابط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی که قواعد نانوشته و نوشتهای بر تعاملات آن حاکم است. تلاقی «مسئله بازار» و «فقه امنیت» فضای غامض و در عین حال حیاتی را پیش روی اندیشمندان دین، حقوقدانان و سیاستگذاران قرار میدهد: چگونه باید بازار را در چارچوب فقهیای تنظیم کرد که ضامن امنیت اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی جامعه باشد؟ مهم ترین حوزههای تقاطع بازار و فقه امنیت عبارتند از :
1. امنیت اقتصادی و عدالت توزیعی
بازارها در صورت ناکارآمدی میتوانند به توزیع نابرابر منابع و درآمدها منجر شوند که خود مولد ناامنی اجتماعی و سیاسی است. عدالت اقتصادی در فقه اسلامی از اهمیت بنیادین برخوردار است. پرسش این است که چگونه قواعد فقهی سنتی,که غالباً در فضای اقتصادی گذشته شکل گرفتهاند, میتوانند به مسائلی همچون نابرابری ساختاری، فرار مالیاتی، و پیچیدگیهای نظام مالی مدرن پاسخ دهند تا امنیت اقتصادی تضمین شود.
2. ربا، ابزارهای مالی نوین و کفایت نظارتی
تحریم ربا در فقه اسلامی بر ضرورت معامله عادلانه و منع بهرهکشی مالی تأکید میکند. اما ورود ابزارهای مالی نوین در بانکداری مدرن مرزهای فقهی را پیچیده میکند. در این باره مسئله فرا روی فقه امنیت این است: « حکم ابزارهایی که ساختارهای مخاطرهآمیز در بازرا مسلمین تولید میکنند و میتوانند به بحرانهای سیستمیک بینجامند, کدام است؟» پاسخ فقهی به این مسئله از یک سو نیازمند فهم تخصصی از ماهیت مالی این ابزارها و پیامدهای آنها بر ثبات اقتصاد ملی و بینالمللی است و از سوی دیگر درک سویه امنیتی و پیامدهای آن بر سایر ابعاد اجتماعی و فرهنگی است.
3. احتکار، مقررات قیمتگذاری و امنیت غذایی
یکی از مصادیق مستقیم پیوند بازار و امنیت، بازار کالاهای اساسی است. احتکار و اخلال در توزیع کالاهای اساسی میتواند امنیت غذایی را تهدید کند. فقه اسلامی با مفهوم منع احتکار، وظیفهای اخلاقی و حقوقی برای کنترل انبازها و تنظیم بازار قائل است. فقه امنیت در اینجا باید تعیین کند که مرز میان حق مالکیت و مصلحت عمومی کجاست و چه ابزارهایی (قانونی، حکومتی، شرعی) برای مقابله با رفتارهای بازارگرایانه مخرب مشروع است.
4. نظم اقتصادی و امنیت عمومی
بازار آزاد کامل ممکن است با مصالح عمومی تعارض پیدا کند؛ برای مثال تولید یا عرضه کالاهای پراخطر، آلودگی محیط زیست یا مالیاتگریزی. فقه امنیت میتواند چارچوبی برای مشروعیتبخشی به مداخله قانونی فراهم سازد، اما این مشروعیت مشروط به رعایت عدالت، حق مالکیت مشروع و اصول شریعت است. بازتعریف مفهوم «مصلحت» و «ضرر» در پرتو مصالح امنیتی امری ضروری است.
5. تکنولوژی، بازار دیجیتال و امنیت سایبری
ظهور بازارهای دیجیتال، تجارت الکترونیک، رمزارزها و سامانههای اطلاعاتی پیامدهای امنیتی تازهای تولید کرده است که فقه سنتی کمتر آنها را پیشبینی کرده است. از منظر فقه امنیت باید به این پرسش پاسخ داد : «آیا استفاده از فناوریهای جدید در معامله، پردازش دادههای مشتریان، یا سیستمهای پرداخت الکترونیک، مصادیق جدیدی از نقض حرمتها، تعرض به حریم خصوصی یا تهدید ثبات بازار ایجاد میکند و چگونه باید قواعد شرعی-حقوقی برای آنها وضع گردد؟».
بنابراین مسئله بازار و فقه امنیت حوزهای چندبعدی است که نیازمند بازاندیشی در مفاهیم فقهی، تعامل میانرشتهای و سیاستگذاری هوشمندانه است. فقه اسلامی، با میراث غنیِ قواعد عدالت اقتصادی و اخلاقی، میتواند سنگبنایی استوار برای تنظیم بازار در جهت تضمین امنیت عمومی فراهم کند؛ به شرط آنکه این قواعد با شناخت دقیق از پیچیدگیهای نظامهای اقتصادی معاصر و فناوریهای نوین بهروز شوند و در فرآیندی تعاملی و مبتنی بر شواهد به کار بسته شوند. بدین طریق میتوان بازارهایی ایجاد کرد که هم منافع فردی را محترم شمارند و هم امنیت و رفاه جمعی را تضمین کنند.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
💢 آیت الله میلانی و جمله «مَن لا أُصولَ لَه، لا فِقهَ لَه»؛
فرضیه های در ابهام زدایی از خطاب
✍️علی راد
در تبیین مفهوم جمله «مَن لا أُصولَ لَه، لا فِقهَ لَه» منسوب به آیتالله سید محمدهادی میلانی(ره) چند پرسش اساسی مطرح است: مقصود از «أُصول» در این تعبیر چیست, گستره و قلمرو این اصول کدام است؟ انگیزه محقق میلانی از بیان این جمله چه بود؟ مخاطب ایشان چه جریانی است؟ روشن ساختن مرجع مفهومی و تاریخیِ «أُصول» در این جمله برای درک مقصود آیت الله میلانی ضروری است. برای پاسخ به این پرسشها چندین فرضیه مطرح است:
❇️ یک. این جمله معنای خاص یا متمایزی از مفهوم عرفی و رایج آن نزد فقیهان امامیه ندارد. در گفتمان فقه امامیه از گذشته تا کنون، جایگاه و کارکرد دانش اصول فقه در استنباط احکام از ادله شرعی روشن و بدیهی بوده و هست و محقق میلانی قصد تاکید بر فراگیری علم اصول فقه امامیه دارد. رشد و تحول دانش اصول در اجتهاد شیعی دارای فراز و فرودهایی بوده که مطالعه آثار فقیهان کلاسیک بغدادی مانند شیخ مفید، سیدمرتضی و شیخ طوسی در التذکرة، الذریعة و العدة و نیز جریانهای اصولی متأخر و معاصر از جمله نهایة الوصول علامه حلی، و آثار آخوند خراسانی، شیخ انصاری، مرحوم کمپانی و میرزای نائینی نشانگر این مسیر تطور است؛ اگرچه شیخ انصاری با کوشش در پالایش اصول فقه در پی کاستن از فربهگی آن بود با این حال احاطه فقیه امامی بر میراث سترگ اصولی این مذهب ضروری است.
❇️ دو. رویه عملی آیت الله میلانی در تدریس فقه و اصول, قرینه روشنی در تبیین مقصود ایشان در این جمله است. بر پایه این فرضیه و شواهد بیرونی آن, مقصود محقق میلانی دعوت به فراگیری سبکی خاص از اصول فقه است که خود ایشان بر آن اهتمام داشتند و آن را اصول معیار در استنباط می دانستند. از جمله ویژگیهای سبک اصولی ایشان تلفیق قواعد زبانی, عرفی با روشهای عقلی در استنباط است که بر سویه های سه گانه دلالت نصوص شرعی (زبان, تاریخ و عقل) تاکید توامان دارد.
❇️ سه. تاریخ گذاری, فضا شناسی و جریان کاوی زمینه های فکری و تاریخی صدور این جمله میتواند در کشف مقصود محقق میلانی اثر گذار باشد. با توجه به گرایش غالب مدرسه اصولی نجف و کربلا در دوران حضور و تدریس آیت الله میلانی در عراق, تاکید محقق میلانی بر نفی فقاهت و اجتهاد معیار از جریان اصول گریز در استنباط احکام شرعی در عراق, معنادار به نظر نمی رسد زیرا مخاطب خاص ندارد, از این رو این جمله همسوی با فضای غالب اصول گرا مدرسه عراق نیست. بنا براین ناگزیر باید مخاطب ایشان را در غیر از گفتمان غالب مدرسه اصولی عراق باز جست. جریان مد نظر ایشان به عرف و عقل در استنباط نقش چندانی قائل نیست, رویکرد حداقلی به فراگیری اصول فقه دارد, نص بسند و رویکرد تک سویه زبان شناختی به دلالت نصوص شرعی دارد, به فقاهت اصولی- اجتهادی رایج در مدارس فقهی امامیه در عراق و ایران نگاه انتقادی دارد.
با توجه به دقت نظر محقق میلانی در نظریه پردازی و احتیاط ایشان در نقد صریح جریان های فکری, به نظر می رسد فرضیه سوم با رویکرد اصولی و جریان شناسی عصر ایشان تناسب بیشتری دارد.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
✔️ از نظر مرحوم شیخ یوسف بحرانی (صاحب حدائق):
۱. قویترین مرجّحات (بعد از عرضه روایات بر قرآن) «حمل بر تقیه» است.
۲. مُعظَم و بلکه تمام اختلافاتِ روایات ناشی از تقیه است
۳. اصطلاحاتی از قبیلِ تقسیم احادیث به «صحیح، موثق، حسن و ضعیف» به این جهت بوده که برخی گمان کردهاند که اختلافاتِ احادیث ناشی از وقوعِ کذب در اخبارِ ما بوده است، نه تقیّه.
«الترجيحُ بين الأخبار بالتقية- بعد العَرْض على الكتاب العزيز- أقوى المرجّحات. فإنّ جُلّ الإختلاف الواقع في أخبارنا بل كلّه عند التأمّل و التّحقيق إنما نشأ من التقية و مِن هنا دخلت الشبهة علىٰ جمهور متأخري أصحابنا (رضوان الله عليهم)، فظنّوا ان هذا الإختلاف إنما نشأ من دسّ أخبار الكذب في أخبارنا، فوضعوا هذا الإصطلاح ليميّزوا به صحيحها عن سَقيمها و غَثّها من سَمينها...»
📚 الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، البحراني، الشيخ يوسف ج1 ص8
کانال نردبان فقاهت