💢 محمد (ص) , پیامبر بازار
بازار, محراب نبوت و آوردگاه عدالت
✍️ علی راد
امروزه تعبیر « پیامبر بازار » شاید تناقض آمیز به نظر آید زیرا در نگاه ما مقام پیامبری, شأنی معنوی , ملکوتی و فراتر از امور دنیوی دارد , پیامبری با بازار که اوج دنیاگرایی است , هم رنگ و همسان نیست. انسان هر چه به عالم معنا و معنویت نزدیک تر به همان سان از دنیا و مظاهر آن که در بازارها متجلی است , گریزان است! بازار نماد دنیاگروی و لهو و لعب و غفلت از یاد خداوند است ! بازار, محبوب ابلیس و ابلیسیان است و نسزد که عبد صالح و انسان کامل در آن درنگ نماید , حضور پیدا کند , با بازاریان همنشین و هم سخن گردد ! برایند این پنداره گسستن حضور پیامبر(ص) از بازار و انحصار حضور ایشان به مسجد و منبر است , انگاره ای که اینک از امامت و نبوت در اذهان برخی از مسلمین نهادینه شده است , و از حضور پیامبر در بازار و آموزه های ایشان در موضوع بازار کمتر سخن به میان می آید!
حال اینکه نصوص تاریخی و حدیثی گویای این مهم است که پیامبر اکرم (ص) از ظرفیت بازارهای مکه و مدینه حداکثر استفاده را برای تبیین آموزه های وحیانی استفاده نمود , بازار را محراب خود قرار دارد , با حضورهای مکرر و پیاپی خود به تثبیت عدالت اقتصادی و زدودن ربا , گران فروشی , احتکار , کم فروشی , حیله , غل و غش در کالا , ... اهتمام جدی ورزید , ارزش و جایگاه بازار و بازاریان را تعالی بخشید , تاجران را همنشیان شهیدان معرکه جنگ و شهدای راه دین معرفی کرد , فقه بازار را بر بازاریان واجب نمود , از ظرفیت های سیاسی , اجتماعی و ادبی بازار غفلت نورزید , فضای بازار را رایحه آیات قرآن عطرآگین نمود , در بازار به نبرد شرک و کفر برخاست , با قرآن تحدی نمود ........ .
متون حدیثی و تاریخی گویای حضور گسترده و فراگیر پیامبر(ص) در بازارهای مکه و مدینه, رصد و پایش , نظارت و صیانت , هدایت و تعالی بازار به سوی عدالت بود ؛ شاید یکی از اسرار لطیف آیه تعبیر « ... و یَمشونَ فِیالاَسواقِ » در آیه « وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ » (فرقان / 20) در این مهم نهفته باشد که حضور در بازار را نسبتی با پیامبری است زیرا بازار آنگونه که آوردگاه عدالت و توحید است میتواند آوردگاه استثمار و تکاثر , شرک و کفر نیز باشد و پیامبران را نشاید که از بازار غفلت ورزند , بلکه باحضور در بازار با اقشار مختلف و متنوع مردمان انس گیرند , از فقر و رنج ایشان آگاهی یابند , مترفین و اهل تکاثر را هشدار دهند , .... و این است تفاوت بازار با مسجد!
آری , حضرت محمد (ص) , پیامبر بازار نیز بود و حتی دشمنان او نیز از حضورش در بازار برای ترور او نقشه کشیدند لکن او از آن نهراسید , طعم عدالت در بازار را برای مومنان به قرآن و حتی اهل جزیه چشانید به گونه ای که اهل کتاب می توانستند در بازارهای مسلمین اجناس خود را بفروشند زیرا امنیت بازار تحت نظارت و صیانت حضرت محمد (ص ) بود ؛ امام علی (ع) , جانشین راستین او نیز این رویه را ادامه داد : « و کانَ یرکبُ بَغلَةَ رَسولِ اللّهِ(ص) الشَّهباءَ ویطوفُ فِی الأَسواقِ سوقا سوقا، ... » و حضور دجالیان و ابلیسیان در بازار مسلمین را ریشه کن کرد که چون آفتاب نبوت و امامت بر بازار نتابد ابلیس و دجال سایه شوم خود را بر آن بگستراند !
در فرسته های بعدی فقه امنیت و مسئله بازار را مطالعه بفرمایید👇
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
💢فقه امنیت و مسئله بازار؛ عرصه ها و چالشها
✍️علی راد
«فقه امنیت» در پهنه فقه معاصر، کوششی است در فهم و تنظیم قواعد دینی نسبت به امر نظم، حراست و تدارک مصالح عمومی در شرایطی که تهدیدها، خطرها و آسیبها میتوانند همگان را در معرض بیثباتی قرار دهند. واژه بازار در قاموس فقه امنیت صرفاً به معنای محل مبادله کالا و خدمات نیست؛ بازار نمادی است از شبکهای پیچیده از روابط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی که قواعد نانوشته و نوشتهای بر تعاملات آن حاکم است. تلاقی «مسئله بازار» و «فقه امنیت» فضای غامض و در عین حال حیاتی را پیش روی اندیشمندان دین، حقوقدانان و سیاستگذاران قرار میدهد: چگونه باید بازار را در چارچوب فقهیای تنظیم کرد که ضامن امنیت اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی جامعه باشد؟ مهم ترین حوزههای تقاطع بازار و فقه امنیت عبارتند از :
1. امنیت اقتصادی و عدالت توزیعی
بازارها در صورت ناکارآمدی میتوانند به توزیع نابرابر منابع و درآمدها منجر شوند که خود مولد ناامنی اجتماعی و سیاسی است. عدالت اقتصادی در فقه اسلامی از اهمیت بنیادین برخوردار است. پرسش این است که چگونه قواعد فقهی سنتی,که غالباً در فضای اقتصادی گذشته شکل گرفتهاند, میتوانند به مسائلی همچون نابرابری ساختاری، فرار مالیاتی، و پیچیدگیهای نظام مالی مدرن پاسخ دهند تا امنیت اقتصادی تضمین شود.
2. ربا، ابزارهای مالی نوین و کفایت نظارتی
تحریم ربا در فقه اسلامی بر ضرورت معامله عادلانه و منع بهرهکشی مالی تأکید میکند. اما ورود ابزارهای مالی نوین در بانکداری مدرن مرزهای فقهی را پیچیده میکند. در این باره مسئله فرا روی فقه امنیت این است: « حکم ابزارهایی که ساختارهای مخاطرهآمیز در بازرا مسلمین تولید میکنند و میتوانند به بحرانهای سیستمیک بینجامند, کدام است؟» پاسخ فقهی به این مسئله از یک سو نیازمند فهم تخصصی از ماهیت مالی این ابزارها و پیامدهای آنها بر ثبات اقتصاد ملی و بینالمللی است و از سوی دیگر درک سویه امنیتی و پیامدهای آن بر سایر ابعاد اجتماعی و فرهنگی است.
3. احتکار، مقررات قیمتگذاری و امنیت غذایی
یکی از مصادیق مستقیم پیوند بازار و امنیت، بازار کالاهای اساسی است. احتکار و اخلال در توزیع کالاهای اساسی میتواند امنیت غذایی را تهدید کند. فقه اسلامی با مفهوم منع احتکار، وظیفهای اخلاقی و حقوقی برای کنترل انبازها و تنظیم بازار قائل است. فقه امنیت در اینجا باید تعیین کند که مرز میان حق مالکیت و مصلحت عمومی کجاست و چه ابزارهایی (قانونی، حکومتی، شرعی) برای مقابله با رفتارهای بازارگرایانه مخرب مشروع است.
4. نظم اقتصادی و امنیت عمومی
بازار آزاد کامل ممکن است با مصالح عمومی تعارض پیدا کند؛ برای مثال تولید یا عرضه کالاهای پراخطر، آلودگی محیط زیست یا مالیاتگریزی. فقه امنیت میتواند چارچوبی برای مشروعیتبخشی به مداخله قانونی فراهم سازد، اما این مشروعیت مشروط به رعایت عدالت، حق مالکیت مشروع و اصول شریعت است. بازتعریف مفهوم «مصلحت» و «ضرر» در پرتو مصالح امنیتی امری ضروری است.
5. تکنولوژی، بازار دیجیتال و امنیت سایبری
ظهور بازارهای دیجیتال، تجارت الکترونیک، رمزارزها و سامانههای اطلاعاتی پیامدهای امنیتی تازهای تولید کرده است که فقه سنتی کمتر آنها را پیشبینی کرده است. از منظر فقه امنیت باید به این پرسش پاسخ داد : «آیا استفاده از فناوریهای جدید در معامله، پردازش دادههای مشتریان، یا سیستمهای پرداخت الکترونیک، مصادیق جدیدی از نقض حرمتها، تعرض به حریم خصوصی یا تهدید ثبات بازار ایجاد میکند و چگونه باید قواعد شرعی-حقوقی برای آنها وضع گردد؟».
بنابراین مسئله بازار و فقه امنیت حوزهای چندبعدی است که نیازمند بازاندیشی در مفاهیم فقهی، تعامل میانرشتهای و سیاستگذاری هوشمندانه است. فقه اسلامی، با میراث غنیِ قواعد عدالت اقتصادی و اخلاقی، میتواند سنگبنایی استوار برای تنظیم بازار در جهت تضمین امنیت عمومی فراهم کند؛ به شرط آنکه این قواعد با شناخت دقیق از پیچیدگیهای نظامهای اقتصادی معاصر و فناوریهای نوین بهروز شوند و در فرآیندی تعاملی و مبتنی بر شواهد به کار بسته شوند. بدین طریق میتوان بازارهایی ایجاد کرد که هم منافع فردی را محترم شمارند و هم امنیت و رفاه جمعی را تضمین کنند.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
💢 آیت الله میلانی و جمله «مَن لا أُصولَ لَه، لا فِقهَ لَه»؛
فرضیه های در ابهام زدایی از خطاب
✍️علی راد
در تبیین مفهوم جمله «مَن لا أُصولَ لَه، لا فِقهَ لَه» منسوب به آیتالله سید محمدهادی میلانی(ره) چند پرسش اساسی مطرح است: مقصود از «أُصول» در این تعبیر چیست, گستره و قلمرو این اصول کدام است؟ انگیزه محقق میلانی از بیان این جمله چه بود؟ مخاطب ایشان چه جریانی است؟ روشن ساختن مرجع مفهومی و تاریخیِ «أُصول» در این جمله برای درک مقصود آیت الله میلانی ضروری است. برای پاسخ به این پرسشها چندین فرضیه مطرح است:
❇️ یک. این جمله معنای خاص یا متمایزی از مفهوم عرفی و رایج آن نزد فقیهان امامیه ندارد. در گفتمان فقه امامیه از گذشته تا کنون، جایگاه و کارکرد دانش اصول فقه در استنباط احکام از ادله شرعی روشن و بدیهی بوده و هست و محقق میلانی قصد تاکید بر فراگیری علم اصول فقه امامیه دارد. رشد و تحول دانش اصول در اجتهاد شیعی دارای فراز و فرودهایی بوده که مطالعه آثار فقیهان کلاسیک بغدادی مانند شیخ مفید، سیدمرتضی و شیخ طوسی در التذکرة، الذریعة و العدة و نیز جریانهای اصولی متأخر و معاصر از جمله نهایة الوصول علامه حلی، و آثار آخوند خراسانی، شیخ انصاری، مرحوم کمپانی و میرزای نائینی نشانگر این مسیر تطور است؛ اگرچه شیخ انصاری با کوشش در پالایش اصول فقه در پی کاستن از فربهگی آن بود با این حال احاطه فقیه امامی بر میراث سترگ اصولی این مذهب ضروری است.
❇️ دو. رویه عملی آیت الله میلانی در تدریس فقه و اصول, قرینه روشنی در تبیین مقصود ایشان در این جمله است. بر پایه این فرضیه و شواهد بیرونی آن, مقصود محقق میلانی دعوت به فراگیری سبکی خاص از اصول فقه است که خود ایشان بر آن اهتمام داشتند و آن را اصول معیار در استنباط می دانستند. از جمله ویژگیهای سبک اصولی ایشان تلفیق قواعد زبانی, عرفی با روشهای عقلی در استنباط است که بر سویه های سه گانه دلالت نصوص شرعی (زبان, تاریخ و عقل) تاکید توامان دارد.
❇️ سه. تاریخ گذاری, فضا شناسی و جریان کاوی زمینه های فکری و تاریخی صدور این جمله میتواند در کشف مقصود محقق میلانی اثر گذار باشد. با توجه به گرایش غالب مدرسه اصولی نجف و کربلا در دوران حضور و تدریس آیت الله میلانی در عراق, تاکید محقق میلانی بر نفی فقاهت و اجتهاد معیار از جریان اصول گریز در استنباط احکام شرعی در عراق, معنادار به نظر نمی رسد زیرا مخاطب خاص ندارد, از این رو این جمله همسوی با فضای غالب اصول گرا مدرسه عراق نیست. بنا براین ناگزیر باید مخاطب ایشان را در غیر از گفتمان غالب مدرسه اصولی عراق باز جست. جریان مد نظر ایشان به عرف و عقل در استنباط نقش چندانی قائل نیست, رویکرد حداقلی به فراگیری اصول فقه دارد, نص بسند و رویکرد تک سویه زبان شناختی به دلالت نصوص شرعی دارد, به فقاهت اصولی- اجتهادی رایج در مدارس فقهی امامیه در عراق و ایران نگاه انتقادی دارد.
با توجه به دقت نظر محقق میلانی در نظریه پردازی و احتیاط ایشان در نقد صریح جریان های فکری, به نظر می رسد فرضیه سوم با رویکرد اصولی و جریان شناسی عصر ایشان تناسب بیشتری دارد.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
✔️ از نظر مرحوم شیخ یوسف بحرانی (صاحب حدائق):
۱. قویترین مرجّحات (بعد از عرضه روایات بر قرآن) «حمل بر تقیه» است.
۲. مُعظَم و بلکه تمام اختلافاتِ روایات ناشی از تقیه است
۳. اصطلاحاتی از قبیلِ تقسیم احادیث به «صحیح، موثق، حسن و ضعیف» به این جهت بوده که برخی گمان کردهاند که اختلافاتِ احادیث ناشی از وقوعِ کذب در اخبارِ ما بوده است، نه تقیّه.
«الترجيحُ بين الأخبار بالتقية- بعد العَرْض على الكتاب العزيز- أقوى المرجّحات. فإنّ جُلّ الإختلاف الواقع في أخبارنا بل كلّه عند التأمّل و التّحقيق إنما نشأ من التقية و مِن هنا دخلت الشبهة علىٰ جمهور متأخري أصحابنا (رضوان الله عليهم)، فظنّوا ان هذا الإختلاف إنما نشأ من دسّ أخبار الكذب في أخبارنا، فوضعوا هذا الإصطلاح ليميّزوا به صحيحها عن سَقيمها و غَثّها من سَمينها...»
📚 الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، البحراني، الشيخ يوسف ج1 ص8
کانال نردبان فقاهت
49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گزارش
🔻جریان درخواست علمای حوزه علمیه سبزوار از شهید اول و نگارش کتاب لمعه دمشقیه
..........................................
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹
🔸خطاب به طلاب و روحانیون: «... یک کرشمه تلافیِ صد جفا بکند»🔸
گاهی مردم در دکان نانوایی و هنگامیکه در صف ایستادهاند، اگر یک آخوند هم آنجا باشد، یکجوری بلند بلند نارضایتیهایشان را میگویند تا او هم بشنود و جلوی بقیه سبک شود! یا هر جا که چشمشان به یک آخوند بیفتد، خودشان را خالی میکنند! شخصیتها در ماشین مینشینند و محافظ دارند، برای همین نمیشنوند که مردم چه میگویند؛ اما روحانیون معمولی دم دست مردماند؛ هر وقت دلشان به تنگ بیاید، روی اینها خالی میکنند.
هر کس سنگ صبور مردم شد و از آنها اذیت دید، بداند که پیش امام زمانش عزیز میشود. بدانید هروقت مردم آزردهتان کردند، آقا همان موقع شما را یک نوازشی میکند. پس میارزد!
عتابِ یارِ پریچهره عاشقانه بکَش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند
یک نگاه که ایشان به شما بکند، جای صدتا فحش مردم را میگیرد! یکدفعه شیطان وسوسهتان نکند که ما هم در وقتی آمدیم آخوند شدیم که ننگ به ما میزنند! اگر کسی شما را آزرد، با خود فکر نکنید من به چه کسی شکایت ببرم؟ بدون اینکه بخواهید، به حضرت منتقل میشود و ایشان اطلاع دارد. هر کدام از روحانیون که بیشتر در معرض تعرضات مردم هستند، بیشتر مورد عنایت ایشان قرار میگیرند.
اینکه حضرت دربارهٔ روحانیون فرمودند: «من از اینها هستم و اینها از من»، یک علتش فحشهایی است که میخورند! مردم از هرچه اذیت بشوند و هر ظلمی به آنها شده باشد و هر رنجی کشیده باشند، درد دلشان را به اینها ابراز میکنند. طلبهها هم تحمّل میکنند و نتیجهاش توجهات حضرت است.
@haerishirazi
🔰 دومین جلسه کمیته علمی طرح دانشنامه حدیث.
♦️ چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ دومین جلسه کمیته علمی دانشنامه حدیث در محل سازمان علمی فرهنگی آستان قدس رضوی دفتر قم برگزار گردید.
••✾•🌿🌺🌿•✾••
🆔@scorazavi