هدایت شده از 𝖣𝖾𝖺𝖽 𝗉𝖾𝗋𝗌𝗈𝗇.¹⁴⁹
I’ve learned that not everyone who leaves was meant to stay forever.!
دخترای نازم اینم چنل محافظ لطفا اگه این پیام رو میبینین عضو شین😔
https://eitaa.com/joinchat/606406378Cc8a2149e7d
هدایت شده از درون و بیرون...
اون موقعها خواستههام خیلی ساده بودن؛ فقط میخواستم دخترام حالشون خوب باشه، یه روز سارا رو از نزدیک ببینم و بالاخره یه روز خالی جور بشه که با دوست صمیمیم بریم پیکنیک. حتی دلم میخواست هیچکس ازم متنفر نباشه.
بیشتر از همه حسرت اینو داشتم که چرا هیچوقت نتونستم برای یه بارم که شده، بدون فکر کردن به قضاوت بقیه، خودِ واقعیم باشم. کاش دل اون یه نفر رو هم نمیشکوندم؛ بعضی کارا رو آدم هرچقدر هم بخواد، دیگه نمیتونه برگردونه.
آرزوم این بود که دیگه هیچوقت جنگی نباشه و آدمها به جای اینکه همدیگه رو از بین ببرن، یاد بگیرن کنار هم زندگی کنن. و خب… برای اون سه نفری که حتی دلم نمیخواست اسمشونو بیارم، هنوز هم همون حس قدیمی رو داشتم: کاش هرگز نمیتونستن آرامش هیچکس رو خراب کنن.
اون روزها فکر میکردم برای همهی اینا وقت دارم. نمیدونستم بعضی «یه روزی»ها قرار نیست هیچوقت بیان.
"آخرش فقط یه پیکنیک ناتمام موند، یه دیدار که هیچوقت اتفاق نیفتاد، و کلی حرف که همونجا توی گذشته جا موند. من دیگه نبودم که ببینم آخرش چی میشه."
علت مرگ: نامعلوم؛ فقط یک اتفاق ناگهانی که فرصت نداد خیلی از «یه روزی»ها به واقعیت تبدیل بشن.
تاریخ نوشته شدن: 1 September 2026 — پنج ساعت قبل از مرگ
از 𝘉𝘢𝘤𝘬 𝘵𝘰 𝘭𝘪𝘧𝘦⁵ به 反芻