৲فیلوفوبیا ✧⋆₊
وقتی جلو تو از یکی دیگه حرف میزنه🚮
موهای فرفری داری و بدون شونه کردن و مدل دادن خودش خوشگله🛐
«هر چیزی وقت خودش رو میخواد؛ نه گل قبل از وقتش شکوفه میزنه؛ نه خورشید قبل از وقتش غروب میکنه؛ نه پروانه قبل از وقتش از پیله رها میشه؛ نه آسمونِ تاریک قبل از وقتش روشن میشه؛ نه درختا قبل از وقتشون سبز میشن! منتظر بمون چیزی هر آنچه که نیاز داری در زمان درستش ب تو می رسه!»
৲فیلوفوبیا ✧⋆₊
موهای فرفری داری و بدون شونه کردن و مدل دادن خودش خوشگله🛐
از تو ذهنت پاک نمیشه🚮
عشق، فلسفه و منطق درک نمیکند..
به خودت که میآیی حضور او را در جایی حوالی قلبت، حس میکنی... و چه طعم نابی است این حضور های ناگهانی..
طعمی مانند ترشی مطبوع گوجه سبز.. یا شیرینی مربای بالنگ که عجیب لای آن نان سنگک مزه میدهد...
از نگاه فرهاد های کوه کن به شیرین ها؛ میتوان عمق عشق را درک کرد... آن شیشه های شفافِ نگاه؛ هرگز دروغ نمیگویند..
و هزاران بار باید این را جمله را تکرار کرد:
عشق، فلسفه و منطق درک نمیکند...
هیچکس بعد رفتن کسے نمےمیرد؛
اگر منظورتان از مُردن این است کہ کسي دراز بہ دراز بیوفتد سینہ قبرستان و رسماً از دست برود؛ بلہ درست است.
هیچکس بعد رفتن کسے نمرده! اما نمےدانم، اینکہ یک نفر بعد از رفتن دیگری هنوز قلبش مےتپد، هنوز نفس مےکشد، راه مےرود و حرف مےزند، اما خیلے وقت است کہ تمام شده، جسمش مانده و روحش مدتهاست دفن شده؛ اسمش چیست
دل میکَنے...
از آدما، از حسهایے کہ بهشون داشتے، از وقتایے کہ حالت از تہ دل خوب بوده باهاشون.
دل کندن آسون نیستا؛ نہ!
مثل جون کندنہ!
جدا از اون دردهایے کہ داری توو لحظہ میکشے، دلتنگ هم هستے...!
با این حال، میتونہ سختتر از جون کندن باشہ!
ولے اگہ کندی، اگہ از تہ ریشہی اون دل رو برداشتے و رفتے، دیگہ نمیتونے مثل قبل وصل کنے تیکہهای دلت رو بہ هم...!
و اون موقع دیگہ خیلے چیزا عوض شده