مَأمَندِل
[وَ هُوَ مَعَکم اَینَ ما کُنتُم]
تنها تکیه گاه مطمئن و امن ما بودی و هستی..
تو دنیایی که تیکه به تو میشه مایه تمسخر
ما محکم و استوار با افتخار زمزمه لبانمان تو خوشی و غم،تو اوج استرس و ترس
آیه به آیه ی هدیه آسمانی توست
هرجا که کم آوردم و درمانده
حتی کلمه ای از هزاران کلمه اش شد مرهم دل..
[ملجأمن]
مَأمَندِل
لقبش برگزیده است و چقدر بر او مینشیند
و چه برگزیده عزیزی است او تا به امروز و خواهد بود تا ابد
قلم نمیداند از کدام خصلت و قصه هایش قلم زند
از کرم و کرامتش که بر موجودی در جهان پنهان و مستور نیست
از مظلومیتش که همچون پدرش است یا جگر خون آلودش و اشک های خواهرش زینب
یا از روزی که مادر سیلی خورده در کوچه های بنی هاشم را دید،قلم زند
اما قلم میداند همین که نامش را مکتوب کند تمام زندگی سبط خاتم الانبیا پیش چشمان بشر حاضر شده و حجت حضورش را برای بشر تمام میکند..
مَأمَندِل
مَأمَندِل
لقبش برگزیده است و چقدر بر او مینشیند و چه برگزیده عزیزی است او تا به امروز و خواهد بود تا ابد قل
و آیا مولودی عزیز تر از فرزند زهرا و میلادی خجسته تر از مجتبی میشناسی؟!!
ای اهالی خانه علی!
فقط یک شب دیگر مانده...
یار فاطمه را سیر تماشا کنید که به دنبال یارش آمده است...
[۱۷رمضان۴۰هجری]مَأمَندِل