مَأمَندِل
آقا سید، تولدشما
یادآور روزیست که
خادم ملت بودن را
با خون خویش امضا کردی...
یادآور روزیست که امام فرمود:
[سربازان من در گهوارهها هستند]
و شما اثبات آن سخن شدی..
سربازی که از گهواره تا شهادت،
راه وفاداری را طی کرد..
میگویند دخت پیغمبر است
همسر امیرالمومنان و مادر حسنین و زینب است
اما میگویم جدا از همه اینها او فاطمه است فاطمه
او خودش جهانی است جدا از تمام عالم هستی
او نوری است از جنس نور خدا
اصلا انگار خدا او را آفرید تا وجود خودش را برای آدمیان در کالبد فاطمه در زمین قرار دهد...
او آیینه و منعکس کننده ذات الهی است..
اصلا از روز ازل جهان را برای دو نور منعکس شده از خود[علی و فاطمه]خلق کرد
تا علی شود امیرالمومنین و فاطمه مادر تمام مومنین عاشق...
مَأمَندِل
مَأمَندِل
حافظ این خاک و کشور مردمی اند که پشت به پشت هم همچون کوه استوار ایستاده اند...
نگاهشان به معبودشان است و بس
فردا در خاندان جناب ابیطالب که هیچ در زمین و زمان جشن و سروری به پاست که جهان تا به حال چنین شوق و عشقی را به خود ندیده...
آری علی آمده است..
فرزند ابیطالب و فاطمه آمده است...
یار بی همتای نبی...
مَأمَندِل
درسال ۱۳۴۳ که رهبر انقلاب فرمودند:
«سربازان من در گهواره ها هستند..»
هشت سال بیشتر نداشت...
اما انگار با همان سن کم بیشتر از سن و سالش متوجه دنیا بود
انگار حرف آن روز آن روحانی سید را خوب به خاطر سپرده بود..صدایی که او را به انقلاب رساند و شد سرباز وطن
سالها مردانه جنگید
در خاک خود هشت سال جلوی دشمن ایستادگی کرد و نگذاشت ذره ای از ناموس و خاک وطنش به تاراج برود
چندین سال از آن روز ها گذشت و خاک همسایه اش در خطر طوفانی سیاه بود..
باز حریم دختر مولایش در محاصره امویان زمانه محصور شده بود
طاقت نگاه کثیف آنان را نیاورده و راهی آن دیار شد با دلی پر از ایمان و شجاعت
مگر میتوانست چشم ببندد بر آن نگاهای خونین و بیتوجه بود به غیرت به جوش آمده؟؟
مگر میشود روضه ابوفاضل را شنید و کاری نکرد؟؟
در آخر وقتی همه در زیر سایه او و همنوعانش در آرامش زندگی را میگذراندند و در آسایش آرمیده بودند
دعوت حق را لبیک گفته و به آسمان ها پرکشید..
مَأمَندل
[أشهَدُأَنّعَلیاًولـیَّالله]
حیدر از دامان فاطمه پا به هستی گذاشت
از آغوش ابیطالب قد کشید و در آغوش رسول الله رسم مردانگی و زندگی آموخت...