مَأمَندِل
عمریست لحظه لحظه به شوقت نفس زدم ای حجت غریب، امامِ زمان من...!
هزار و اندی سال پیش در خفا و در اوج تنهایی و مظلومیت نوری در خانه ابومحمد پاگذاشت
که هنوز که هنوز است جهان بر مدار او میگردد..
کجایی ای ذریه زهرا؟
کجایی شیرپسر حیدر کرار؟!!
کجایی که دلها سخت دلتنگ دیدار توست؟
در کدام سوی جهان نظاره گر گناه و فراموشی به اصطلاح منتظرانی ای وعده صبر صابران؟!
در کدام کوی و برزن اشک میریزی برای بنده ای که در زندگی روزمره خود غرق است و بیخبر از غربت و تنهایی تو..؟!
ذوالفقارِ محمد به ارث رسیده از علی به تو در غلاف بیقرار است،
منتظر روزی است که بیایی و انتقام حرمت برده شده از زهرای مادر و
خون حسین بن علی را باز بستانی..
روبرویش حرم بود
مغز فرمان داد سلام بده دختر
زبان باز نکرده نام ببرد صاحب حریم امن را
دل زبان باز کرده:
[السلام علیک یا فاطمه]
هوش از سر عقل و دل پرید..
چرا چنین شد؟!
چرای بجای خواندن نام دختر نام مادر بر زبان دل جاری شد؟
بیدلیل نیست میگویند حریم امن عمه سادات،معصومه(س)
یادآور قبر و حریم حرم بی نشانِ مادرش،زهرای مرضیه است..
[معصومه دخت موسی کاظم است اما تمام نشان فاطمه دارد
پناهش رنگ و بوی مادر دارد..]
سایت برسرمان ابدی پناه ترین پناه
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیدن پایان جمهوری اسلامی
برای خیلی ها آرزو خواهد ماند
اما جمهوری اسلامی
پایان خیلی ها را خواهد دید...
ظهور اتفاق میافتد
مهم این است ما کجای این ظهور باشیم...
[شهید مصطفی احمدی روشن]
گاهی میان دوراهیهای زندگی مرز لغزنده حق و باطل،
دل متزلزل ایستاده وذهن غرق در هیاهوی فریبها
در آن ثانیههای مبهمِ تاریک دنبال پشتوانهای میگردم امن و مطمئن؛
ستونی استوار که اگر به او تکیه دهم هیچگاه از اطمینان و اعتماد خود پشیمان نخواهم شد
میگردم و میگردم
در هیاهوی صداها
در همهمه فریبها
و در آخر نداییست ازدرون که نجوا میکند:
آیا جز خالق جهان هستی،پیامبرش
و نور آل علی تکیهگاهی ایمنتر و استوارتر میتوان یافت؟
مَأمَندِل
این حرف شما مدتها بود که در کنجی از یادداشتهای موبایلم خاک میخورد و نگاهم هر بار گذرا از روی آن عبور میکرد
اما حال با درکی عمیقتر آن را میفهمم
حق با شما بود..آقا مصطفی
سرانجام ظهور حجت خدا اتفاق خواهد افتاد
اما موقعیت جایگاه و حال ما در آن زمان مهم است...بسیار بسیار مهم
اینکه چه کردهایم
چه کنیم و چه نکنیم
و کدام راه و شیوه زندگی را برگزینیم
تا اگر روز ظهورش را دیده و درک کردیم
و حتی اگر فرصت دیدن روی گل نرگس خاتون را پیش از ظهورش از دست دادیم
در پیشگاه یوسف زهرا شرمگین و سرافکنده نایستیم
مَأمَندِل
مَأمَندِل
[وَ هُوَ مَعَکم اَینَ ما کُنتُم]
تنها تکیه گاه مطمئن و امن ما بودی و هستی..
تو دنیایی که تیکه به تو میشه مایه تمسخر
ما محکم و استوار با افتخار زمزمه لبانمان تو خوشی و غم،تو اوج استرس و ترس
آیه به آیه ی هدیه آسمانی توست
هرجا که کم آوردم و درمانده
حتی کلمه ای از هزاران کلمه اش شد مرهم دل..
[ملجأمن]
مَأمَندِل