eitaa logo
⌝ پناه آخـــر ⌞
372 دنبال‌کننده
861 عکس
278 ویدیو
33 فایل
بِسْمـــِ رَبــــِّ المَھـِـدے المُوعودﷻ‌… [مطالب کانال: دلی، مهدوی، شهدایی، انگیزشی] ‌ ‌🖇 لینک‌‌‌‌ خودسازی 🖇 https://class.onlinehawzah.com جهت پاسخگویی: @N_as_ta_ra_n
مشاهده در ایتا
دانلود
⌝ پناه آخـــر ⌞
🌿📝 ما راه را یافتیم "نماز شب و زیارت عاشورا" ||
|همانا با هر سختی آسانی‌است| ‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🍃✾••┈•
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮ ╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯‌ 🔻قسمت شصت و نه🔻 ( توفیق شهادت ) وقتی با آن شهيد صحبت می كردم، توصيفات جالبی از آن سوی هستی داشت. او اشاره ميكرد كه بسياری از مشكلات شما با توكل به خدا و در خواست از شهدا برطرف می گردد. ━━━ ✦ مقام شهادت آنقدر در پيشگاه خداوند با عظمت است كه تا وارد برزخ نشويد متوجه نمی شويد. در اين مدت عمر، با اخلاص بندگی كنيد و به بندگان خداوند خدمت كنيد و دعا كنيد مرگ شما هم شهادت باشد. ━━━ ✦ بعد گفت: «اينجا بهشتيان همچون پروانه به گرد شمع وجودی اهل بيت حلقه ميزنند و از وجود نورانی آن ها استفاده می كنند.» من از نعمت های بهشت که برای شهداست سؤال كردم. ━━━ ✦ از قصرها و حوری ها و... گفت: تمام نعمت ها زيباست، اما اگر لذت حضور در جمع اهل بيت را درك كنی، لحظه ای حاضر به ترك محضر آن ها نخواهی بود. ━━━ ✦ من ديده ام كه برخی از شهدا، تاكنون سراغ حوری های بهشتی نرفته اند، از بس كه مجذوب جمال نورانی محمد و آل محمد شده اند. صحبت های من با ايشان تمام شد. ━━━ ✦ اما اين نکته که زيبايی جمال نورانی اهل بيت حتی با حوری ها قابل مقايسه نيست را در ماجرای عجيبی درک کردم. در دوران نوجوانی و زمانی که در بسيج مسجد فعال بودم، ━━━ ✦ شب ها در قبرستان محل، که پشت مسجد قرار داشت، رفت وآمد داشتيم. ما طبق عادت نوجوانی، برخی شب ها به داخل قبرهای خالی می رفتيم و رفقا را می ترسانديم! ━━━ ✦ 🌱 ادامه دارد... |⌞ @azzahraqr_ir @PanahaAkhar ⌝|
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮ ╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯‌ 🔻قسمت هفتاد 🔻 اما يک شب ماجرای عجيبي پيش آمد. من داخل يک قبر رفتم، يکباره متوجه شدم ديواره قبر کناری فرو ريخته و سنگ لحدهای قبر پيداست! ━━━ ✦ من در تاريکی، از حفره ايجاد شده به درون آن قبر نگاه کردم. اسکلت يک انسان پيدا بود! از نشانه های روی قبر فهميدم که آنجا قبر يک خانم است. ━━━ ✦ همان لحظه يکی از دوستانم رسيد و وارد قبر شد. او می خواست اسکلت های مرده را بردارد! هرچه با او صحبت کردم که اين کار را نکن، قبول نکرد. من از آنجا رفتم. ━━━ ✦ لحظاتی بعد صدای جيغ اين دوستم را شنيدم! نفميدم چه ديده بود که از ترس اينگونه فرياد زد! من او را بيرون آوردم و بلافاصله وارد قبر شدم، به هر طريقی بود، ━━━ ✦ قسمت سوراخ قبر را پوشاندم و با گذاشتن چند خشت و ريختن خاک، قبر آن مرحومه را کامل درست کردم. در آن سوی هستی و درست زمانی که اين ماجرا را به من نشان دادند، گفته شد: ━━━ ✦ آن قبری که پوشاندی، مربوط به يک زن مؤمن و باتقوا بود. به خاطر اين عمل و دعای آن زن، چندين حوريه بهشتی در بهشت منتظر شما هستند. همان لحظه وجود نورانی اهل بيت در مقابل من قرار گرفتند ━━━ ✦ و من مدهوش ديدار اين چهره های نورانی شدم. از طرفی چهره ی زيبای آن حوريه ها را نيز به من نشان دادند. اما زيبايی جمال نورانی اهل بيت کجا و چهره ی حوريه های بهشتي؟! ━━━ ✦ 🌱 ادامه دارد... |⌞ @azzahraqr_ir @PanahaAkhar ⌝|
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮ ╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯‌ 🔻قسمت هفتاد و یک🔻 من در آنجا هيچ چيزی به زيبايی جمال اهل بيت نديدم. اما نكته مهمی كه در آنجا فهميدم و بسيار با ارزش بود اينكه؛ توفيق شهادت نصيب هر كسی نمی شود. ━━━ ✦ انسان با اخلاصی كه بتواند از تمام تعلقات دنيايی دل بكند، لياقت شهادت می یابد. شهادت يك اتفاق نيست، يك انتخاب است. يك انتخاب آگاهانه كه برای آن بايد تمام تعلقات را از خود دور كرد. ━━━ ✦ مثالی بزنم تا بهتر متوجه شديد. همان شبی كه با دوستانم در سوريه دور هم جمع بوديم وگفتم چه كسانی شهيد می شوند، به يكی از رفقا هم تأكيد كردم كه فردا با ديگر رفقا شهيد ميشوی. ━━━ ✦ روز بعد، در حين عمليات، تانك نيروهای ما مورد هدف قرار گرفت. سيد يحيی و سجاد، در همان زمان به شهادت رسيدند. درست در كنار همين تانك، آن دوست ما قرار داشت كه من شهادت او را ديده بودم. ━━━ ✦ اما اين دوست ما زنده ماند و در زير بارش سنگين رگبار نيروهای داعش، توانست به عقب بيايد! من خيلی تعجب كردم. يعنی اشتباه ديده بودم؟! دو سه سال از اين ماجرا گذشت. ━━━ ✦ يك روز در محل كار بودم كه اين بنده خدا به ديدنم آمد. پس از كمی حال و احوال، شروع به صحبت كرد و گفت: خيلی پشيمانم. خيلی... باتعجب گفتم: از چی پشيمانی؟ گفت: ━━━ ✦ «يادته تو سوريه به من وعده شهادت دادی؟ آن روز، وقتی كه تانك مورد هدف قرار گرفت، به داخل يك چاله كوچك پرت شدم. ما وسط دشت و درست در تيررس دشمن بوديم. يقين داشتم كه الان شهيد می شوم. ━━━ ✦ 🌱 ادامه دارد... |⌞ @azzahraqr_ir @PanahaAkhar ⌝|
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
⌝ پناه آخـــر ⌞
بعضی از گناه ها، اشتباهات، تنبلی ها، وابستگی ها، نمیذارند به شهادت برسیم. اینکه میگند جامانده هستیم. یعنی از خیلی چیز ها عقبیم... و ره صد ساله را باید بریم. شهدا راهکار دادند اشک بر حسین(ع) ولی بعضی هامون این لیاقت اشک ریختن هم نداریم 💔
شهادت هنر مردان خداست💔