هدایت شده از استاد محمد شجاعی
@Ostad_Shojaeانسان شناسی ۵۵.mp3
زمان:
حجم:
12.1M
#انسان_شناسی ۵۵
#استاد_شجاعی
🔺اصلاً
🔺به هیچ وجه
در عالم، موجود مُردهای وجود ندارد ❗️
همهی موجودات در عالَم، صاحب شعورند!
و بر اساس همین شعور، به چهار دسته مختلف تقسیم میشوند!
💢 ما هم بسته به سطح ادراکمان از حقایق انسانی، در یکی از این چهار دسته جای میگیریم!
☜ بعد از شنیدن این چند دقیقه، میتوانیم از خودمان، تصور دقیقتر و شفافتری بدست بیاوریم.
@Ostad_Shojae
✨✨✨✨✨✨✨✨ ✨
#داستان_ظهور 21
🗡سفیانی توبه میکند ...
در این مدتی که ✨امام در کوفه بودند هفتاد هزار نفر به لشکر او پیوسته اند.
هدف اصلی ✨امام برقراری عدالت و امنیت است و برای همین ✨امام تصمیم میگیرد تا به جنگ سفیانی
برود. ⚔
این 📢خبر به سفیانی میرسد.
سفیانی به فکر 🤔فرو میرود. او به یاد سیصد هزار نفری میافتد که در سرزمین «بَیْدا» به دل زمین فرو رفتند. او 😰میترسد که خودش هم به چنین سرنوشتی دچار شود.
اکنون، سفیانی تصمیم میگیرد 😢توبه کند و جان خویش را نجات دهد.
به راستی آیا ✨امام توبه او را میپذیرد؟
👀 نگاه کن! این سفیانی است که از لشکر خود جدا شده و تنهایِ تنها به سوی ✨امام میآید. چون او تنها آمده و سلاحی همراه خود ندارد، یاران به او اجازه میدهند تا نزدیک شود.
سفیانی نزد ✨امام میرود و با او گفتگو میکند. 🗣
من بی صبرانه منتظر میمانم ببینم نتیجه چه میشود، آیا ✨امام او را میپذیرد. 🤔❣
هیچ کس فراموش نمی کند که سفیانی جنایتهای زیادی کرده است و هزاران نفر از شیعیان را به شهادت رسانده است. 😡
آیا درست میبینم؟ این سفیانی است که با ✨امام ✋🏽بیعت میکند! امام توبه سفیانی را پذیرفته است. 🙂
جان به فدای تو ای ✨امامِ مهربانی ها! 😍🥰
تو آن قدر 💖مهربانی که سفیانی را که قاتلِ هزاران نفر است را نیز میبخشی!
پس چرا عدّه ای به دروغ مرا از شمشیر تو ترسانده اند؟ برای چه من این سخنان دروغ را باور کرده ام؟ چرا؟ 😑
اکنون سفیانی که با ✨امام
✋🏽بیعت کرده است به سوی لشکر خود باز میگردد.
وقتی سفیانی به لشکر خود میرسد، سربازانش به او میگویند:
جناب فرمانده! سرانجام کار شما چه شد؟ 🙁
من تسلیم شدم و با ✨امام بیعت کردم. 🙂
چه کار اشتباهی کردید و ذلّت را برای خود خریدید. 😏
منظور شما چیست؟ 🤨
شما فرمانده لشکری بزرگ بودید و ما همه گوش به فرمان تو بودیم؛ امّا اکنون سربازی بیش نیستی که باید از فرمانده خود اطاعت کنی! 😂
آری سربازان سفیانی از نقطه ضعف او باخبرند و میدانند که او تشنه قدرت است. آنها این گونه با احساسات او بازی میکنند. 🤪
سفیانی ساعتی به 🤔فکر فرو میرود و متأسفانه، سخنان آنان کار خودش را میکند و سرانجام سفیانی را از تصمیم خود پشیمان میکند. 🤦🏽
او اکنون بیعت خود را با امام میشکند و تصمیم میگیرد تا به شهر کوفه یورش ببرد و با ✨امام بجنگد. 😧
|به ✍🏻قلم
استاد دکتر مهدی خدامیان آرانی|
🌱قسمت 22
در پُست بعدی.......
「♡
✨امام مهدی علیه السلام
وَ لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَی اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیمْنُ بِلِقَائِنَا
اگر شیعیان ما، که ✨خدا آن ها را به طاعت خویش موفق بدارد در وفای به عهدی که بر عهده آنها بود یک دل بودند از آن ها سعادت دیدار ما به تأخیر نمی افتاد 😔
{ الاحتجاج طبرسی، ج 2، ص 479 }
#هر_روز_یه_حدیث
♡#امام_زمان♡
|⌞ @PanahaAkhar پناه آخــر⌝|
⌝ پناه آخـــر ⌞
مأمــن چیه ؟ به نظرتون 🤔 ادامه در پُست بعدی 😉
♡📜
در زیارت✨اميرالمؤمنين (ع)
📖 میخوانیم:
« السلام علیک یا ملجأ الانام و یا مأمن الأنام…»
🌱سلام بر تو ای پناه مردمان 🥺
و ای مأمن انسانها 🛐
پناه مردمان یعنی چی؟! 🤔
مأمن انسانها یعنی چی؟؟ 🙃
فقط باید به این سوال
🕰 ساعت ها 🤔 فکر کرد...
ادامه در پُست بعدی 😉
⌝ پناه آخـــر ⌞
♡📜 در زیارت✨اميرالمؤمنين (ع) 📖 میخوانیم: « السلام علیک یا ملجأ الانام و یا مأمن الأنام…» 🌱سلام
♡🛐
" مأمن "
یعنی جایی که انسان در اونجا احساس امنیت و آرامش میکنه؛ 😌
پناهگاهی که وقتی خطر، ترس یا سردرگمی هست، به اون رو میاری
ما به امام زمان «علیه السلام» میگیم:
« مأمن انسانها »
مأمن یعنی 👇🏻
خانهای که در آن آرام میگیری 🛐✨
مأمن یعنی 👇🏻
وقتی دلت پریشونه 😔
رفیقی هست که بهش اعتماد داری :)
حالا می خواهید بدونید
✨امام زمان جانمان💞
به ما چی فرمودند: 😇
ادامه در پُست بعدی 😉
⌝ پناه آخـــر ⌞
حالا می خواهید بدونید ✨امام زمان جانمان💞 به ما چی فرمودند: 😇 ادامه در پُست بعدی 😉
「♡
✨امام زمان علیه السلام
به مقدس اردبیلی فرمودند:
به 💕محبین من بگو
« آن زمانی که احساس
تنهایی می کنند 😔
تنها چیزی که شما را
❤️🩹 آرام می کند
من هستم✨😇 »
روزی شده دو ⏳دقیقه ..
درد و دل کنید 💕
با امام زمانتان✨🥰
|⌞ @PanahaAkhar پناه آخــر⌝|
⌝ پناه آخـــر ⌞
「♡ ✨امام زمان علیه السلام به مقدس اردبیلی فرمودند: به 💕محبین من بگو « آن زمانی که احساس تنهایی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮
#سه_دقیقه_در_قیامت
╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯
قسمت دهم🔻
تازه فهمیدم که «فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره» یعنی چه. هر چی که ما اینجا شوخی حساب کرده بودیم، آن ها جدی جدی نوشته بودند!😳 در داخل هر 📖کتاب، در کنار هر کدام از کارهای روزانه من، چیزی شبیه یک تصویر کوچک وجود داشت که وقتی به آن خیره می شدیم، مثل فیلم به نمایش در می آمد. 🎞
درست مثل قسمت ویدئو در موبایل های جدید، فیلم آن ماجرا را مشاهده میکردیم. آن هم فیلم سه بعدی با تمام جزئیات! یعنی در مواجه با دیگران، حتی فکر افراد را هم میدیدیم. لذا نمی شد هیچ کدام از این کارها را انکار کرد. غیر از کارها، حتی 🤲🏻 نیت های ما ثبت
شده بود.
آنها همهچیز را دقیق 🖊نوشته بودند. جای هیچگونه اعتراضی نبود. تمام اعمال ثبت بود. هیچ حرفی هم نمیشد بزنیم. اما خوشحال بودم که از کودکی، همیشه همراه پدرم در مسجد و هیئت بودم. از این بابت به خودم افتخار می کردم 😌
و خودم را از همین حالا در بهترین
درجات بهشت می دیدم. 😇
همینطور که به صفحه اول نگاه میکردم و به اعمال خوبم افتخار می کردم، یکدفعه دیدم تمام اعمال خوبم یکی یکی در حال محو شدن
است! 😟 صفحه پر از اعمال خوب بود اما حالا تبدیل به کاغذ 🗒 سفید شده بود! با 😡 عصبانیت به آقایی که پشت میز بود گفتم: چرا اینها محو شد؟مگر من این کارهای خوب را انجام ندادم!؟
گفت:بله درست می گویی، اما همان روز غیبت یکی از دوستانت را کردی. اعمال خوب شما به نامه عمل او منتقل شد. با😡 عصبانیت گفتم: چرا؟ چرا تمام اعمال من!؟ او هم غیرمستقیم اشاره کرد به حدیثی از پیامبر (ص) که می فرمایند: سرعت نفوذ آتش در خوردن گیاه خشک، به پای سرعت اثر غیبت در نابودی حسنات یک بنده نمی رسد.
رفتم صفحه بعد. آن روز هم پر از اعمال خوب بود. نماز اول وقت، مسجد، بسیج، هیئت، رضایت پدر و مادر و ...
فیلم تمام اعمال موجود بود، اما لازم به مشاهده نبود. تمام اعمال خوب، مورد تأیید من بود. آن زمان دوران دفاع مقدس بود و خیلی ها مثل من بچه مثبت بودند. خیلی از کارهای خوبی که فراموش کرده بودم تماماً برای من یادآوری می شد.
اما با 😳تعجب دوباره مشاهده کردم که تمام اعمال من در حال محو شدن است! گفتم: این دفعه
چرا!🤨 من که در این روز غیبت نکردم!؟ جوان گفت: یکی از رفقای مذهبیت را مسخره کردی. این عمل زشت باعث نابودی اعمالت شد. بعد بدون اینکه حرفی بزند، آیه سی ام سوره یاسین برایم یادآوری شد: روز قیامت برای مسخره کنندگان روز حسرت بزرگی است.
🌱 ادامه دارد...
|⌞ @PanahaAkhar پناه آخــر⌝|
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮
#سه_دقیقه_در_قیامت
╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯
قسمت یازدهم🔻
خوب به یاد داشتم که به چه چیزی اشاره دارد. من خیلی اهل شوخی و خنده و سرکار گذاشتن رفقا بودم. با خودم گفتم: اگه اینطور باشه که خیلی اوضاع من خرابه!😓 رفتم صفحه بعد، روز بعد هم کلی اعمال خوب داشتم. اما کارهای خوب من پاک نشد.
با اینکه آن روز هم شوخی کرده بودم، اما در این شوخی ها، با رفقا گفتیم و خندیدیم اما به کسی اهانت نکردیم. غیبت نکرده بودم هیچ گناهی همراه با شوخی های من نبود. برای همین، شوخی ها و خنده های من، به عنوان کار خوب ثبت شده بود. 😊
با خودم گفتم: خداراشکر. خوشحال شدم و رفتم صفحه بعد، با 😳تعجب دیدم که ثواب حج در نامه عمل من ثبت شده! به آقایی که پشت میز نشسته بود با لبخندی از سر تعجب گفتم: حج؟ من این اواخر مکه رفتم، در سنین نوجوانی کی مکه رفتم که خبر ندارم!؟🤔
گفت: ثواب حج ثبت شده، برخی اعمال باعث می شود که ثواب چندین حج در نامه عمل شما ثبت شود. مثل اینکه از سر مهربانی به پدر و مادر نگاه کنی، یا مثلاً زیارت با معرفت امام رضا علیه السلام و...
اما دوباره مشاهده کردم که یکی یکی از اعمال خوب من در حال پاک شدن است! دیگر نیاز به سوال نبود. خودم مشاهده کردم که آخر شب با رفقا جمع شده بودیم و مشغول اذیت کردن یکی از دوستان بودیم. یاد آیه ۶۵ سوره زمر افتادم که می فرمود: «برخی اعمال باعث حبط( نابودی) اعمال (خوب انسان) میشود.»
به دو نفری که در کنارم بودند گفتم: شما یک کاری بکنید!؟ همینطور اعمال خوب من نابود می شود و ... سری به نشانه ناامیدی و این که نمیتوانند کاری انجام دهند برایم تکان دادند. همینطور ورق میزدم و اعمال خوبی را میدیدم که خیلی برایش زحمت کشیده بودم، اما یکی یکی محو میشد. 🥺
فشار روحی شدیدی داشتم. کم مانده بود دق کنم. نابودی همه ثروت معنوی ام را به چشم می دیدم. اما نمی دانستم چه کنم! 😢 هر چه شوخی کرده بودم اینجا جدی جدی ثبت شده بود. اعمال خوب من، از پرونده ام خارج می شد و به پرونده دیگران منتقل می شد.
🌱 ادامه دارد...
|⌞ @PanahaAkhar پناه آخــر⌝|