eitaa logo
′پناه′
15 دنبال‌کننده
5 عکس
0 ویدیو
0 فایل
افسانه‌ی حیات حرفی جز این نبود یا مرگِ آرزو یا آرزوی مرگ ؛ ناگفته‌های‍‌ت : payamenashenas.ir/Panahy
مشاهده در ایتا
دانلود
میگم حیف نبود جدا شدن دستام از فِر موهات؟ هروقت به این ترکیب فکر میکنم واقعا قلبم ازاون همه زیبایی حیرت میکنه گاهی وقتا با خودم میگفتم دلبر ما خدایِ زمینیِ؟ یا اینکه فرشتس؟ اصلا با خودم میگفتم این دلبرِ سر و کلش از کجای این کره ی خاکی پیدا شد ک سر تا سر وجودمو عمق اون چشاش فرا گرفت؟ قلبش سر تاسر محربونی ، چشای معصومِ درشت ، موهایی ک فر بود ، اونقدی خوب بود گاهی وقتا که ناخواسته ناراحتش میکردم ترس از دست دادنش کل وجودمُ می‌گرفت پیام میدادم ببین من طاقت این دوریُ ندارم باشه قهری باش ولی حق نداری باهام حرف نزی سکوتتو بشکن تا این دل بی قرارم آروم بگیره فرفری جآنم میای تا دوباره تاریکیِ شبامو نورانی کنی میشه دوباره بیایُ ی دریچه بهم نشون بدی رو به همون کوچه ی تنگ خوشبختی میشه آرامشو به این قلبم برگردونی؟ قلبم ظرفیت درداش خیلی خیلی پره ها وقتش نیس بشی برام آدم ِ قبل؟ _سین‌زاد ؛
_
به حرف سهراب : چشمانم را شستم جور دگری هم دیدم اما فرقی نمی‌کرد تو بازهم عشق بودی ؛
_