« پٰاࢪادۅڪسٖے | ᴘᴀʀᴀᴅᴏxʏ »
___
•
به نقطهای رسیدهام؛
که دیگر چیزی برایم مهم نیست...
ما که گفتیم امشب نیستیم و واقعا هم درگیریم با یه مشت کار ..
ولی بعد دیدن چندتا پیام ناشناس و از اونجایی که خیلی دلتون برام تنگ شده بود ( الکی ) در حد یه نیم ساعت یه ساعت هستیم خدمتتون ..
« پٰاࢪادۅڪسٖے | ᴘᴀʀᴀᴅᴏxʏ »
ما که گفتیم امشب نیستیم و واقعا هم درگیریم با یه مشت کار .. ولی بعد دیدن چندتا پیام ناشناس و از اونج
البته که ساعت بودن خیلی ممکنه رندوم باشه ولی خب هستیم ..
أَلْسَّلٰامُ عَلَـیْـک یٰا بَقٖیَة الله 🥀
السََّلٰامُ عَلَـیْـکَ یٰا اَبَاالْفَضْلِ الْعَبّٰاسَ بْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ 🥀
السََّلٰامُ عَلَـیْـکِ یٰا فٰاطِمهَ الْمَعْصومه 🥀
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
#پَناهگاهِ_مَن 🫀👀
تصمیمو گرفته بودم میخواستم ، بهش اعتراف کنم بهش بگم عاشقشم! بگم حاضر نیستم هیچیز و هیچکس و به اون ترجیح بدم؛
ازپله ها رفتم و پایین و در انباریو باز کردم منتظر بودم چشم های اشکیشو ببینم! ولی نبود .؛. با دادی که زدم فرهاد اومد داخل
_فرارر کردهه دخترههه احمق با یکی از بچه ها !!!
+پیداش کنیدد برااااامممممم همین الاااااان❗️
https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6
همون لحظه که تصمیمگرفت به عشقش اعتراف کنه اونولش کرد..⛓💘